English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 70 (4 milliseconds)
English Persian
sliver تراشه
chipping تراشه
shavings تراشه
turnings تراشه
chip تراشه
chips تراشه
shaving تراشه
foil تراشه
foiled تراشه
foiling تراشه
foils تراشه
paring تراشه
parings تراشه
abrasive grit تراشه
excelsior تراشه
flinders تراشه
ramentum تراشه
swarf تراشه
Other Matches
splint تراشه کردن تراشه
splintery تراشه وار
silicon chip تراشه سیلیکان
sixteen bit chip تراشه 61 بیتی
scobs تراشه چوب
silicon chips تراشه سیلیکان
microminiature chip تراشه ریزمقیاس
microcomputer ship تراشه ریزکامپیوتر
ce تراشه تواناکننده
chip select انتخاب تراشه
gallet تراشه سنگ
cs انتخاب تراشه
chip enable تواناکننده تراشه
thirty two bit chip تراشه 23 بیتی
silicon chips تراشه سیلیسی
memory chip تراشه حافظه
silicon chips تراشه سیلیکن
silicon chip تراشه سیلیسی
slither سنگریزه تراشه
splintering تراشه چوب
splinter تراشه چوب
splinters تراشه چوب
slithered سنگریزه تراشه
slithering سنگریزه تراشه
slithers سنگریزه تراشه
ribbons تسمه تراشه
splintered تراشه چوب
ribbon تسمه تراشه
silicon chip تراشه سیلیکن
computer on a chip کامپیوتر روی یک تراشه
splinters تراشه خرده شیشه
chip family چند تراشه مربوط به هم
swarf تراشه سنگ زنی
splintering تراشه خرده شیشه
splinter تراشه خرده شیشه
ce تراشه فعال کننده
splintered تراشه خرده شیشه
splinter تراشه کردن متلاشی شدن وکردن
splintering تراشه کردن متلاشی شدن وکردن
splinters تراشه کردن متلاشی شدن وکردن
splintered تراشه کردن متلاشی شدن وکردن
pin compatible تراشه هایی که عملکردمشابهی دارند و می توانندبجای هم قرار گیرند
slsi Intergration Scale SuperLarge تراشه هایی با تراکم ماوراء بزرگ
z 0 یک تراشه پردازنده 8 بیتی که به عنوان مبنایی برای ریزکامپیوترها بکار می رود
biochip تلاش صنعت کامپیوتر برای تبدیل ارگانیزم زنده به ریزه تراشه ها
splint نوار یا تراشه ایکه برای بستن استخوان شکسته بکار میرود
dual in line package بسته درون برنامهای دوواحدی نوعی پایه متداول که روی ان یک تراشه نصب میشود
wafer یک قطعه نازک سیلیکون که بر روی ان مدارات مجتمع جهت ایجاد یک تراشه قرار دارند
wafers یک قطعه نازک سیلیکون که بر روی ان مدارات مجتمع جهت ایجاد یک تراشه قرار دارند
field alterable control element یک تراشه که در بعضی سیستمها بکار می رود و به استفاده کننده اجازه میدهدتا ریز برنامه نویسی کند
expansion card کارتی که به منظور نصب تراشه یا مدار اضافی به یک سیستم افزوده میشود تا این که قابلیت سیستم توسعه یابد
sliver قاش کردن تراشه کردن
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com