English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 30 (4 milliseconds)
English Persian
undue preference ترجیح بلامرجح
Other Matches
transitivity principle بر مبنای این اصل منطقی چنانچه شق 1 بر 2ترجیح داده شود و همچنین شق 2 بر 3 نیز ترجیح یابددر این صورت این اصل حکم میکند که 1 بر 3 نیز ترجیح داده شود
options ترجیح
option ترجیح
distinction برتری ترجیح
preference function تابع ترجیح
preferrer ترجیح دهنده
revealed preference ترجیح اشکار
time preference ترجیح زمانی
prefers ترجیح دادن
prefer ترجیح دادن
preferable قابل ترجیح
prefer ترجیح یافتن
preferring ترجیح یافتن
distinctions برتری ترجیح
preferring ترجیح دادن
prefers ترجیح یافتن
preferences رجحان ترجیح
preference رجحان ترجیح
tea is preferable to water چایی بر اب ترجیح دارد
distinction without a difference ترجیح بلا مرجحdistillate
To turn tail . To show a clean pair of heels . فرار را بر قرار ترجیح دادن
social rate of time preference نرخ ترجیح زمانی اجتماعی
marginal rate of time preference نرخ نهائی ترجیح زمانی
i would sooner die than lie مردن را به دروغ گفتن ترجیح میدهم
Most home helps prefer to live out. بسیاری از کارگران خانگی ترجیح می دهند بیرون از خانه زندگی کنند .
liquidity trap سرمایه گذاری بسیار کم بوده و سرمایه گذاران ترجیح میدهند که دارائیهای خود رابه شکل پول نقد نگاه دارند
prefer ترجیح دادن برتری دادن
preferring ترجیح دادن برتری دادن
prefers ترجیح دادن برتری دادن
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com