English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (11 milliseconds)
English Persian
detonating ترکاننده وابسته به انفجار
Other Matches
contact burst preclusion ضامن ضد انفجار ضربتی وسیله ممانعت از انفجار دراثر اصابت
burning train مسیر انفجار سیکل انفجار
explosive train مدار انفجار مسیر انفجار
blast line مسیرموج انفجار خط موج انفجار
chemical horn مکانیسم انفجار مین صوتی مکانیسم انفجار شیمیایی
early time زمان حداقل انفجار اتمی زمان اولیه انفجار اتمی
phallic وابسته به پرستش الت مردی وابسته به الت رجولیت وابسته به قضیب
crater analysis تجزیه و تحلیل قیف انفجار تجزیه و تحلیل قیف حاصله از انفجار گلوله ها
syzygial وابسته به جفت یانقاط متقابل وابسته به استقرار سه ستاره در خط مستقیم
olympian اسمانی وابسته بخدایان کوه المپ وابسته بمسابقات المپیک
bureaucratic وابسته به اداره بازی وکاغذ پرانی وابسته به دیوان سالاری
choral وابسته بدسته سرودخوانان وابسته به اواز دسته جمعی
subglacial وابسته به زیر توده یخ وابسته بدوره فرعی یخبندان
dialectological وابسته بعلم منطق جدلی وابسته به گویش شناسی
telepathic وابسته به دورهم اندیشی وابسته به توارد یا انتقال فکر
sothic وابسته به ستاره کلب وابسته به شعرای یمانی
vehicular وابسته به وسائط نقلیه وابسته به رسانه یابرندگر
puritanical وابسته بفرقه پیوریتان ها وابسته به پاک دینان
phylar وابسته به راسته ودسته وابسته به قبیله ونژاد
rectal وابسته براست روده وابسته به معاء غلاظ
lexicographic وابسته به فرهنگ نویسی وابسته به واژه نگاری
cliquey وابسته به دسته یا گروه وابسته به جرگه
supervisory وابسته به نظارت وسرپرستی وابسته به برنگری
monarchic وابسته به حکومت سلطنتی وابسته به سلطنت
kinetic وابسته بحرکت وابسته به نیروی محرکه
cliquy وابسته به دسته یا گروه وابسته به جرگه
erotic وابسته به عشق شهوانی وابسته به eros
explosions انفجار
blastment انفجار
detonation انفجار
blow-ups انفجار
blow-up انفجار
blow up انفجار
detonations انفجار
displosion انفجار
explosion انفجار
plosion انفجار
eruption انفجار
burst انفجار
blasts انفجار
bursts انفجار
pops انفجار
popped انفجار
pop انفجار
blast انفجار
blasting انفجار
blow out انفجار
brisance انفجار
busted انفجار ترکیدگی
blast effect اثر انفجار
fire time زمان انفجار
implosion انفجار از داخل
crater قیف انفجار
blasts صدای انفجار
combustion chamber اطاق انفجار
POWs صدای انفجار
impact action اثر انفجار
inexplosive غیرقابل انفجار
ignitor وسیله انفجار
blast ضربه انفجار
explosive قابل انفجار
explosion proof پوشش ضد انفجار
bursting set محل انفجار
bust انفجار ترکیدگی
population explosion انفجار جمعیت
combustiblity قابلیت انفجار
outbursts انفجار غضب
explosiveness قابلیت انفجار
blasting machine دستگاه انفجار
outburst انفجار غضب
detonations انفجار ناگهانی
misfire گیر در انفجار
misfired گیر در انفجار
misfires گیر در انفجار
blasts ضربه انفجار
explosive force قدرت انفجار
explosive force نیروی انفجار
aerial burst انفجار هوایی
explosimeter انفجار سنج
sonic booms انفجار صوتی
explosion hazard خطر انفجار
POW صدای انفجار
sonic boom انفجار صوتی
explosion proof ازمایش- انفجار
explosive energy قدرت انفجار
blast wave موج انفجار
burst wave موج انفجار
sympathetic detonation انفجار القایی
dead center ignition نقطه انفجار
the force of the explosion شدت انفجار
detonations انفجار ضربهای
detonative اماده انفجار
countermining انفجار ضد مین
destruct system سیستم انفجار
detonable قابل انفجار
crackle صدای انفجار پی در پی
crackled صدای انفجار پی در پی
big bang انفجار بزرگ
swooper انفجار دار
crepitation انفجار مکرر
time of disintegration زمان انفجار
high order detonation انفجار شدید
crackles صدای انفجار پی در پی
information explosion انفجار اطلاعات
detonatable قابل انفجار
detonating slab مسیر انفجار
yield بازده انفجار
yielded بازده انفجار
yields بازده انفجار
detonation انفجار ضربهای
blow out سوختن انفجار
atom samshing انفجار اتمی
detonation انفجار ناگهانی
lead in مداررابط انفجار
blast صدای انفجار
craters قیف انفجار
gust انفجار فوت
detonation charge خرج انفجار
detonation cord سیم انفجار
busting انفجار ترکیدگی
busts انفجار ترکیدگی
gusts انفجار فوت
atom samsher دستگاه انفجار اتمی
explosive range گستره انفجار پذیری
flex x خرج انفجار ورقهای
flex x خرج انفجار کتابی
explosives مواد قابل انفجار
crepitate انفجار پی درپی کردن
contact fire انفجار در اثر تماس
atomic time زمان انفجار اتمی
poised mine مین اماده انفجار
subsidiary عمق دهنده به انفجار
subsidiaries عمق دهنده به انفجار
armed ammunition مهمات اماده انفجار
armed mine مین اماده انفجار
tnt equivalent معادل با قدرت انفجار تی ان تی
powder kegs چیز قابل انفجار
powder keg چیز قابل انفجار
breech chamber محفظه خرج انفجار
high order detonation انفجار انی وکامل
blast effect اثر موج انفجار
impact اثر ترکش انفجار
impacts اثر ترکش انفجار
late time زمان سکته انفجار
low order انفجار کند یا ناقص
service mine مین قابل انفجار
afterwinds باد بعد از انفجار
blastment تاثیرونفوذ انفجار بادخوردگی
bursts انفجار منفجر شدن
bursts منفجر کردن انفجار
burst انفجار منفجر شدن
burst منفجر کردن انفجار
sister services یکانهای وابسته قسمتهای وابسته
frontal وابسته به پیشانی وابسته بجلو
lithic وابسته به ریگ وابسته به لیتوم
zygose وابسته به لقاح وابسته به گشنیدگی
proximity fuze فیوز مخصوص انفجار مرمی
impact action عمل انفجار نیروی ترکش
strip تخلیه موادخطرناک یا قابل انفجار
piezometer دستگاه سنجش شدت انفجار
sofar دستگاه ثبت انفجار در زیردریا
ice mine مین مخصوص انفجار زیریخی
exudation مواد پخش شونده در یک انفجار
fire time زمان اجرای اتش یا انفجار
contingent effects اثرات احتمالی انفجار هستهای
countermining distance فاصله ضد انفجار زنجیری مین
predictor دستگاه محاسب زمان انفجار
acoustic circuit مدار عکس العمل انفجار صوتی
countermining زنجیری کردن ترتیب انفجار مینها
discriminating circuit مدارتشخیص دهنده انرژیهای عامل انفجار
afterwinds باد مخالف جهت انفجار اتمی
drag loading نتیجه کشش بادیا موج انفجار
fire in the hole انفجار نزدیک است به جان پناه
ice mining انفجار یخ رودخانه یا دریاچه ها به وسیله مین
yields قدرت انفجار گلوله تسلیم شدن پس دادن
yielded قدرت انفجار گلوله تسلیم شدن پس دادن
yield قدرت انفجار گلوله تسلیم شدن پس دادن
sticky charge خرج انفجاری قابل چسباندن در محل انفجار
firing area نقطه شروع انفجار مین میدان تیر
crackled صدای انفجار وشکستگی تولید کردن شکستن
crackle صدای انفجار وشکستگی تولید کردن شکستن
crackles صدای انفجار وشکستگی تولید کردن شکستن
shock wave موج ضربتی انفجار گلوله معمولی یا بمب اتمی
zero point نقطه مرکزی گلوله اتشین اتمی در لحظه انفجار
sympathetic detonation انفجاری که دراثر انفجار مواد منفجره دیگررخ میدهد
warned protected قابلیت حفافت نیروهای خودی در مقابل انفجار اتمی
shock waves موج ضربتی انفجار گلوله معمولی یا بمب اتمی
late time زمان بین سقوط بمب تا شروع انفجار اتمی
warned exposed قابلیت اسیب پذیری نیروهای خودی نسبت به انفجار اتمی
hermitical وابسته به گوشه نشینی وابسته بزاهدهای گوشه نشین
Neanderthal وابسته به انسان غارنشین وابسته به انسان وحشی واولیه
morphic وابسته به شکل وابسته به شکل شناسی خواب الود
looked زمانی که مدار مین نسبت به عامل انفجار حساسیت نشان میدهد
look زمانی که مدار مین نسبت به عامل انفجار حساسیت نشان میدهد
looks زمانی که مدار مین نسبت به عامل انفجار حساسیت نشان میدهد
war head قسمت قابل انفجار اژدر که هنگام مشق کردن برداشته میشود
associated وابسته وابسته کردن
associates وابسته وابسته کردن
associating وابسته وابسته کردن
associate وابسته وابسته کردن
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com