English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 58 (5 milliseconds)
English Persian
coupling of circuits تزویج مدارات
Other Matches
zone مدارات
circuitry مدارات
parallels of latitude مدارات
zones مدارات
solid state circuitry مدارات حالت جامد
parrallels of latitude مدارات عرض جغرافیایی
graticule شبکه نصف النهارات و مدارات
buffer امپلی فایری برای جلوگیری ازتداخل مدارات
interconnection تزویج
coupling تزویج
progation تزویج
clutches تزویج
clutching تزویج
clutched تزویج
clutch تزویج
electromagnetic coupling تزویج الکترومغناطیسی
electric coupling تزویج الکتریکی
critical coupling تزویج بحرانی
clutch coupling تزویج کلاج
electron coupling تزویج الکترونی
coupling impedance امپدانس تزویج
couples تزویج شدن
coupled تزویج شدن
couple تزویج شدن
impedance coupling تزویج پیچک
inductance coupling تزویج اندوکتانس
inductive flux linkage تزویج القائی
input coupling تزویج اولیه
feedback تزویج معکوس
sleeve coupling تزویج مفصلی
couple switch کلید تزویج
graticule ticks نقاط تقاطع خطوط شبکه بندی نصف النهارات و مدارات روی نقشه
coupling coil سیم پیچ تزویج
couple back معکوس تزویج شدن
acoustic coupler تزویج کننده صوتی
charge coupled device اسباب تزویج علامت
wafer یک قطعه نازک سیلیکون که بر روی ان مدارات مجتمع جهت ایجاد یک تراشه قرار دارند
wafers یک قطعه نازک سیلیکون که بر روی ان مدارات مجتمع جهت ایجاد یک تراشه قرار دارند
clutched تزویج یا پیوستن دو عضومتحرک کلاج
interlock اتصال دادن تزویج شدن
clutch تزویج یا پیوستن دو عضومتحرک کلاج
clutches تزویج یا پیوستن دو عضومتحرک کلاج
clutching تزویج یا پیوستن دو عضومتحرک کلاج
interlocks اتصال دادن تزویج شدن
interlocking اتصال دادن تزویج شدن
railroad coupling پیوست یا تزویج راه اهن
interlocked اتصال دادن تزویج شدن
coupling instability نااستواری پیوست تزلزل تزویج
branch در مدارات الکتریکی قسمتی ازیک شبکه متشکل از یک یا چندالمنت دو ترمینالی که بصورت سری به یکدیگرمتصل شده اند
branches در مدارات الکتریکی قسمتی ازیک شبکه متشکل از یک یا چندالمنت دو ترمینالی که بصورت سری به یکدیگرمتصل شده اند
crosstalk سیگنالهی ناخواسته درمجموعهای از مدارات ارتباطی یا کامپیوتری که ازوجود ترافیک در کانالهای دیگر یا از تداخل ناشی میشود
add on مدارات سیستم ها یا دستگاه های سخت افزاری که می توانند به یک کامپیوتر متصل شوند تا حافظه و کارایی آن را افزایش دهند
ccd اسباب تزویج علامت حافظه با اطلاعات چرخان دستگاه با بار جفت شده
cybernation کاربرد کامپیوترهای تزویج شده با ماشین الات خودکاربه منظور کنترل و انجام عملیات پیچیده
collision parameter در محاسبه مدارات فاصله بین مرکز جاذبه یک میدان نیروی مرکزی از امتداد بردار سرعت جسم متحرک در بیشترین فاصله از مرکز ان
paching central سیستم مرکزی ارتباطات سیستم کنترل فنی مرکزی مدارات مخابراتی
coupling transformer ترانسفورماتور تزویج ترانسفورماتور پیوست
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com