Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (16 milliseconds)
English
Persian
prosector
تشریح کننده بدن مرده
Other Matches
autopsies
تشریح مرده
autopsy
تشریح مرده
autopsy
تشریح نسج مرده
autopsies
تشریح نسج مرده
dissector
تشریح کننده
anatomist
تشریح کننده
hypotyposis
تشریح مجسم کننده
vivisector
تشریح کننده جانور زنده
twicer
حروف چینی که خودش هم چاپ کننده است دو مرده
stillborn
زایمان بچه مرده جنین مرده بدنیا امده
stillbirths
زایمان بچه مرده جنین مرده بدنیا امده
keb
میشی که بره مرده انداخته یابره اش مرده است
stillbirth
زایمان بچه مرده جنین مرده بدنیا امده
dog cheap
مفت مسلم بقیمت سگ مرده یاصاحب مرده
vivisect
موجود زنده را تشریح کردن تشریح زنده
dead wool
پشم مرده
[که از بدن حیوان مرده یا ذبح شده توسط مواد شیمیایی جدا شده و خاصیت رنگ پذیری خوبی ندارد.]
anatomies
تشریح
anatomy
تشریح
surgeries
تشریح
surgery
تشریح
dissection
تشریح
analysis
تشریح
illustrations
تشریح
illustration
تشریح
dissects
تشریح کردن
dissect
تشریح کردن
descriptions
توصیف تشریح
analyze
تشریح کردن
problem description
تشریح مسئله
anatomy
مبحث تشریح
description
توصیف تشریح
discussion
تشریح مطالب
discussions
تشریح مطالب
entomotomy
تشریح حشرات
dissected
تشریح کردن
zootomy
تشریح حیوانات
dissecting knife
چاقوی تشریح
innuendo
یعنی تشریح
innuendoes
یعنی تشریح
innuendos
یعنی تشریح
neurotomy
تشریح اعصاب
dissecting
تشریح کردن
anatomies
مبحث تشریح
non descript
تشریح ناپذیر
anatomically
از روی تشریح
anatomize
تشریح کردن
phytotomy
برش و تشریح گیاه
anatomically
مطابق علم تشریح
anatomist
متخصص علم تشریح
pdl
زبان تشریح صفحه
page description language
زبان تشریح صفحه
catling
چاقوی تشریح یاجراحی
tree surgery
تشریح علمی درخت
syntax language
زبان تشریح نحو
embryotomy
تشریح جنین درزهدان
d. anatomy
تشریح مشاهدهای یا تبصیری
aerography
علم تشریح هوا
kinesiology
تشریح حرکات بدنی انسان
gnosticize
ازراه عرفان تشریح کردن
body snatcher
کسی که برای تشریح نبش قبرمیکند
White Papers
کتابی که حکومت یک کشور جهت تشریح یااعلام بعضی مسائل منتشرمیکند
White Paper
کتابی که حکومت یک کشور جهت تشریح یااعلام بعضی مسائل منتشرمیکند
low spirited
دل مرده
lifeless
مرده
dead
مرده
one man
یک مرده
defunct
مرده
vapid
مرده
extinct
مرده
six feet under
<idiom>
مرده
exanimate
مرده
low-spirited
دل مرده
deceased
مرده
at rest
مرده
hearses
مرده کش
his heart sank
دل مرده شد
one-man
یک مرده
hearse
مرده کش
in the dust
مرده
corrector
جبرانگر تعدیل کننده تصحیح کننده تنظیم کننده
idle turn
کلاف مرده
playing dead
مرده نمایی
idle wire
سیم مرده
death watch
پاسبان مرده
death's head
جمجمه مرده
slaked lime
اهک مرده اهک مرده
still born
مرده بدنیاامده
lyke wake
پاسبانی مرده در شب
widowers
مرد زن مرده
saprophage
مرده خوار
reliquiae
مرده ریگ
dull finish
رخده مرده
resurrection man
مرده دزد
resurrectionist
مرده دزد
dull finish
کالیبر مرده
down with him
مرده باد
blate
روح مرده
murrain
گوشت مرده
defunct
مرده درگذشته
death mask
قیافه مرده
death masks
قیافه مرده
widower
مرد زن مرده
death feigning
مرده نمایی
death day
سال مرده
dead ball
توپ مرده
dead as a d.
بکلی مرده
necrophilia
مرده گرایی
dead load
بار مرده
dead as a doornail
<idiom>
کاملا مرده
parted
درگذشته مرده
inhumationist
مرده خاک کن
morgues
مرده خانه
morgue
مرده خانه
stillbirths
مرده زاد
dead band
نوار مرده
dead rise
فاصله مرده
deadness
حالت مرده
out of play
توپ مرده
deadball
توپ مرده
dead volume
حجم مرده
dead time
زمان مرده
dead storage
حجم مرده
dead storage
گنجایش مرده
dead space
فضای مرده
living corpse
مرده متحرک
dead soils
خاکهای مرده
stillbirth
مرده زاد
swelled
موج مرده
necrophobia
مرده هراسی
cremations
مرده سوزانی
ground swell
موج مرده
air slaked lime
اهک مرده
necrophagous
مرده خوار
necropsy
مرده نگری
time lag
زمان مرده
non productive time
زمان مرده
time lags
زمان مرده
swell
موج مرده
swells
موج مرده
necromania
مرده پرستی
exanimate
دل مرده وبیروح
cremation
مرده سوزانی
necrolatry
مرده پرستی
pah
مرده شور
necrophagous
مرده خور
death mask
ماسک صورت مرده
inheritances
مرده ریگ وراثت
eloge
ستایش شخص مرده
sequestrum
قسمت بافت مرده
mortuary
مرده شوی خانه
sloughy
شبیه پوست مرده
necromimesis
خود مرده انگاری
still born
مرده زاییده شده
cirerar yurn
فرف خاکستر مرده
dead-house
مرده شوی خانه
funeral home
مرده شوی خانه
departed
مرده درگذشته مرحوم
d. paleness
رنگ ارام مرده
inheritance
مرده ریگ وراثت
Speak well of the dead .
<proverb>
پشت سر مرده بد نگو.
mortuaries
مرده شوی خانه
He is not dead by any chance , is he ?
نکند مرده باشد ؟
protoxlead
سنگ مرده مرتک
plague on it
مرده شورش ببرد
cadaveric
دارای رنگ مرده
he seems to have died
ازقرارمعلوم مرده است
back lash eliminator
تعادل در مسیر مرده
time lags
فاصله زمانی مرده
death masks
ماسک صورت مرده
gralloch
احشای گوزن مرده
blast it
مرده شورش را ببرد
balefire
اتش مرده سوزانی
time lag
فاصله زمانی مرده
aeropause
منطقه جوی مرده
sciomantic
غیبگو از روی سایه مرده
pall
تابوت محتوی مرده حائل
cadaverous
دارای رنگ پریده و مرده
palled
تابوت محتوی مرده حائل
deathy
مرگ نما مرده وار
To be crazy about agirl .
کشته مرده دختری بودن
palls
تابوت محتوی مرده حائل
natimortality
امار مرده زاییده شدگان
palling
تابوت محتوی مرده حائل
heritage
مرده ریگ سهم موروثی
wraith
روح مرده کمی قبل یا پس از مرگ
f. pile or pyre
توده هیزم که مرده راروی ان میسوزانند
ossuary
محل امانت گذاری استخوان مرده
postmortem
مرده رامعاینه وکالبد شکافی کردن
funeral pyre
توده هیزم که مرده را روی ان میسوزانند
sciomacy
غیب گویی از روی سایه مرده
wraiths
روح مرده کمی قبل یا پس از مرگ
crematory
کورهای که لاشه مرده یااشغال را در ان می سوزانند
urns
گلدان یا فرف محتوی خاکستر مرده
urn
گلدان یا فرف محتوی خاکستر مرده
necrotic
دارای بافت مرده یااستخوان فاسد
ossuary
فرف مخصوص نگاهداری استخوانهای مرده
it is not true that he is dead
اینکه میگویند مرده است حق ندارد
under hatches
زیر عرشه دوراز نظر مرده
incinerator
کورهای که اشغال یا لاشه مرده در ان سوزانده و خاکسترمیشود
crematoriums
کورهای که لاشه مرده یا اشغال را دران می سوزانند
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com