Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (11 milliseconds)
English
Persian
trismus
تشنج ارواره زیرین
Search result with all words
stag evil
تشنج ارواره زیرین اسب
Other Matches
mandibular
ارواره زیرین
maxilla
ارواره زیرین
nether lip or jaw
لب یا ارواره زیرین
inframaxillary nerves
پیهای ارواره زیرین
inframaxillary
وابسته به ارواره زیرین
infra axillary
وابسته به ارواره زیرین
jowl
ارواره زیرین پرنده گونه
mandibular
اروارهای وابسته به ارواره زیرین
jowls
ارواره زیرین پرنده گونه
premaxilla
استخوان جلو ارواره زیرین مهره داران
overshot jaw
ارواره زبرین هنگامی که ازارواره زیرین جلوترامده است
maxilla
استخوان ارواره ارواره
chops
ارواره
jaws
ارواره
mandibles
ارواره
chaw
ارواره
mandible
ارواره
jaw
ارواره
wapper jawed
دارای ارواره کج
jawbones
استخوان ارواره
chapt
مرد ارواره
submaxilla
ارواره پایین
admaxillary
نزدیک ارواره
maxillary bone
استخوان ارواره
protrusion of the jaw
پیشامدگی ارواره
jibs
حرف ارواره
jibbed
حرف ارواره
jawbone
استخوان ارواره
jibbing
حرف ارواره
jaw breaker
ارواره شکن
jib
حرف ارواره
crack jaw
ارواره شکن
orthognathous
راست ارواره
glass jaw
ارواره شیشهای
gnathal
فکی وابسته به ارواره
gnathic
فکی وابسته به ارواره
actinomycosis
مرض قارچی ارواره
supramaxillary
وابسته به ارواره زبرین
gnathitis
اماس ارواره بالا
prognathism
پیش امدگی ارواره
intermaxillary
واقع در میان ارواره ها
projecting jaw
ارواره پیش امده
lanternjaws
ارواره دراز و لاغر
submaxillary glands
غدههای زیر ارواره
premaxillary
واقع در جلو ارواره زبرین
prognathic
دارای ارواره پیش امده
lantern jawed
دارای ارواره دراز و لاغر
prognathous
دارای ارواره پیش امده
hysteria
تشنج
jerk
تشنج
convulsion
تشنج
jerking
تشنج
jerks
تشنج
jerked
تشنج
paroxysms
تشنج
tetanus
تشنج
convulsiveness
تشنج
convulsions
تشنج
the fidgets
تشنج
succussion
تشنج
paroxysm
تشنج
whalebone
استخوان ارواره نهنگ عاج تمساح
hysteroid
تشنج اور
hysterogenic
تشنج اور
myoclonus
تشنج ماهیچه
eclampsia
تشنج ابستنی
de escalation
تشنج زدایی
convulsive therapy
تشنج درمانی
chorea
تشنج مخصوص
antispasmodic
ضد انقباض و تشنج
anticonvulsive
داروی ضد تشنج
gripe
تشنج موضعی
clonus
تشنج عضلانی
shocked
تشنج سخت
spasm
تشنج موضعی
spasms
تشنج موضعی
hysterically
پرشور و تشنج
shock
تشنج سخت
shocks
تشنج سخت
detente
تشنج زدایی
hysterical
پرشور و تشنج
spasticity
حالت تشنج
gar
نوعی ماهی که ارواره هایی شبیه منقاردارد
pleurodont
دارای دندان محکم شده ازداخل ارواره
plectognath
ماهی ای که ارواره زبرینش بکاسه سر چسبیده است
yanking
تکان شدیدوسخت تشنج
fitfulness
تشنج یا تغییر حال
yanks
تکان شدیدوسخت تشنج
electroconvulsive therapy
درمان با تشنج برقی
yank
تکان شدیدوسخت تشنج
spasms
الت تشنج واضطراب
yanked
تکان شدیدوسخت تشنج
electric convulsive therapy
درمان با تشنج برقی
ect
درمان با تشنج برقی
spasm
الت تشنج واضطراب
Yankee
تکان شدیدوسخت تشنج
defused
تشنج زدایی کردن
defuse
تشنج زدایی کردن
convulse
دچار تشنج کردن
convulsed
دچار تشنج کردن
convulses
دچار تشنج کردن
sidesplitting
موجب تشنج پهلوها
Yankees
تکان شدیدوسخت تشنج
convulsing
دچار تشنج کردن
defuses
تشنج زدایی کردن
de-escalating
تشنج زدایی کردن
de-escalates
تشنج زدایی کردن
de-escalated
تشنج زدایی کردن
defusing
تشنج زدایی کردن
de-escalate
تشنج زدایی کردن
hyperkinesia or sis
تشنج کش واکش ماهیچه
de escalate
تشنج زدایی کردن
grand mal
صرع همراه با تشنج وغش
bouleversement
تشنج دهم ریختگی کامل
ecs
ضربه برقی تشنج اور
electroconvulsive shock
ضربه برقی تشنج اور
subjecent
زیرین
underlips
لب زیرین
underscoring
زیرین خط
underlip
لب زیرین
underline
خط زیرین
after mentioned
زیرین
underlined
خط زیرین
underlines
خط زیرین
under-
زیرین
inferior
زیرین
inferiors
زیرین
under
زیرین
undersides
زیرین
underside
زیرین
underscores
زیرین خط
underscored
زیرین خط
underscore
زیرین خط
downstair
زیرین
following on
زیرین
following
زیرین
following
<adj.>
زیرین
gomphosis
اتصال و جوش خوردن استخوان دندان به ارواره مفصل متحرک
underneath
زیرین پایینی
subways
مجرای زیرین
bottom line
طناب زیرین
undercuts
ببرش زیرین
the f. words
کلمات زیرین
undercut
ببرش زیرین
subway
مجرای زیرین
sub grade
لایه زیرین
downward
پایین زیرین
troposphere
زیرین سپهر
underworld
زیرین جهان
underpart
زیرین بخش
undercoat
پشم زیرین
ulna
زند زیرین
true pelvis
لگن زیرین
limbs
اندام زیرین
tropopause
زیرین مرز
beneath
زیرین پایینی
the underwritten names
نامهای زیرین
limb
اندام زیرین
the figure below
رقم زیرین
underpass
زیرین راه
underpasses
زیرین راه
hypodermis
پوست زیرین
lower floor
اشکوب زیرین
base stone
سنگ زیرین
named here under
نامبرده زیرین
neath or neath
پایین زیرین
cutis
پوست زیرین
nether millstone
اسیاسنگ زیرین
labium
لب زیرین حشره
bottom slide
لغزنده زیرین
culet
پخ زیرین برلیان
dewatering outlets
خروجی زیرین
inferior planets
سیارات زیرین
inferior colliculus
برجستگی زیرین
bedding
لایه زیرین
hypolimnion
اب سرد زیرین
undergrowth
پشم یارویش زیرین
lower branch of meridian
نصف النهار زیرین
cutis
لایه زیرین پوست
coarse adjustment knob
دکمه تنظیم زیرین
underside
طرف یا سوی زیرین
nether millstone
سنگ زیرین اسیاب
press bed
بخش زیرین پرس
top lift
طبقه زیرین پاشنه پا
binder course
قشر زیرین رویه
undersides
طرف یا سوی زیرین
orlop deck
عرشه زیرین کشتی جنگی
orlop
عرشه زیرین کشتی جنگی
eupelagic environment
محیط زیر لایه زیرین
semibasement
نیم طبقه زیرین ساختمان
neck necessity
قسمت زیرین تاج ستون
calipee
کاسه زیرین لاک پشت
jibbing
بادبان سه گوش جلو کشتی لب زیرین
jibbed
بادبان سه گوش جلو کشتی لب زیرین
martingale
طناب یا زنجیر زیرین دگل یابادبان
jibs
بادبان سه گوش جلو کشتی لب زیرین
diffusion
روش انتقال به سط وح زیرین مدار پیچیده
jib
بادبان سه گوش جلو کشتی لب زیرین
labrum
لب زیرین بند پائیان لبه بیرونی صدف لب
rhizome
ساقههای زیر زمینی ریشه مانند ساقه زیرین
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com