Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 178 (9 milliseconds)
English
Persian
indoctrinate
تعالیم مذهبی یاحزبی را اموختن به
indoctrinated
تعالیم مذهبی یاحزبی را اموختن به
indoctrinates
تعالیم مذهبی یاحزبی را اموختن به
indoctrinating
تعالیم مذهبی یاحزبی را اموختن به
Other Matches
catechetic
وابسته به تعالیم مذهبی
catechesis
تعالیم مذهبی شفاهی
secarianism
پیروی از تیره یا فرقه یاحزبی
doctrines
تعالیم
doctrine
تعالیم
concordat
پیمان دولت با جماعت مذهبی پیمان رسمی میان دو فرقه مذهبی
indoctrinated
اموختن
indoctrinates
اموختن
indoctrinating
اموختن
teach
اموختن
learn
اموختن
learnt
اموختن
learns
اموختن
indoctrinate
اموختن
teaches
اموختن
wits
دانستن اموختن
educate
دانش اموختن
wit
دانستن اموختن
educates
دانش اموختن
educating
دانش اموختن
instruct
اموختن به راهنمایی کردن
to suck eggs
بلقمان حکمت اموختن
instructs
اموختن به راهنمایی کردن
instructing
اموختن به راهنمایی کردن
instructed
اموختن به راهنمایی کردن
edify
اخلاق اموختن تقدیس کردن
edified
اخلاق اموختن تقدیس کردن
edifies
اخلاق اموختن تقدیس کردن
tents
اموختن نوعی شراب شیرین اسپانیولی
tent
اموختن نوعی شراب شیرین اسپانیولی
religious
مذهبی
churchgoer
مذهبی
churchly
مذهبی
churchgoers
مذهبی
missioner
مبلغ مذهبی
ritual
تشریفات مذهبی
holy day
تعطیل مذهبی
religionism
غیرت مذهبی
religious tenets
عقاید مذهبی
converter
مبلغ مذهبی
holidays
تعطیل مذهبی
convertor
مبلغ مذهبی
religious rites
شعائر مذهبی
spirituality
روحیه مذهبی
pontifex
شورای مذهبی
revival
جنبش مذهبی
gurus
معلم مذهبی
holiday
تعطیل مذهبی
pastoral psychiatry
روانپزشکی مذهبی
neologize
مذهبی بودن
religiose
مذهبی بودن
religiosity
تعصب مذهبی
revivals
جنبش مذهبی
sects
فرقه مذهبی
religious matters
مسائل مذهبی
sect
فرقه مذهبی
guru
معلم مذهبی
missionary
مبلغ مذهبی
tenet
متعقدات مذهبی
devout
مذهبی عابد
dogmatism
تعصب مذهبی
R.E
تحصیلات مذهبی
missionaries
مبلغ مذهبی
semireligious
نیمه مذهبی
service book
کتب مذهبی
clergyman
عالم مذهبی
clergymen
عالم مذهبی
holyday
روز تعطیل مذهبی
ecclesiogenic neurosis
روان رنجوری مذهبی
dogmatics
مبحث شعائر مذهبی
Easter Sepulchre
تشریفات مذهبی تدفین
pauli
اصول مذهبی پولس
sacramental
وابسته به مراسم مذهبی
religious sentiments
احساسات وعقاید مذهبی
swami
رهبر مذهبی هندی
tabu
منع یانهی مذهبی
traditor
خائن در امر مذهبی
wowser
مذهبی و خرده گیر
Mother Superior
رئیس بنیاد مذهبی
Mother Superiors
رئیس بنیاد مذهبی
soul music
موسیقی مذهبی سیاهپوستان
Religious (political) fanaticism
تعصبات مذهبی ( سیاسی )
taboo
منع یانهی مذهبی
rectorate
ریاست بنگاه مذهبی
psalter
سرود مذهبی مزامیر
priggism
تعصب سخت مذهبی
hymnbook
کتاب سرود مذهبی
chaplain activities fund
اعتبار امور مذهبی
revivalism
اصول بیداری مذهبی
synods
مجلس منافره مذهبی
crusading
جنگ مذهبی نهضت
crusades
جنگ مذهبی نهضت
synod
مجلس منافره مذهبی
catechism
پرسش نامه مذهبی
catechism
تعلیم ودستور مذهبی
catechisms
پرسش نامه مذهبی
catechisms
تعلیم ودستور مذهبی
taboos
منع یانهی مذهبی
crusade
جنگ مذهبی نهضت
crusaded
جنگ مذهبی نهضت
cantor
اواز خوان مذهبی
rite
مراسم تشریفات مذهبی
psalms
سرود مذهبی خواندن
psalm
سرود مذهبی خواندن
revivalist
طرفدار احیای مذهبی
revivalists
طرفدار احیای مذهبی
vigilantism
پیروی از اصول جمعیتهای مذهبی
churches
کلیسایی درکلیسامراسم مذهبی بجااوردن
sisterhood
انجمن خیریه مذهبی نسوان
revivalist movement
جنبش اصول بیداری مذهبی
secular
دورهای غیر مذهبی دنیائی
church
کلیسایی درکلیسامراسم مذهبی بجااوردن
indifferentism
لاقیدی نسبت به مسائل مذهبی
dogmatize
تعصب مذهبی نشان دادن
anagogy
تفسیرروحانی و صوفیانهء مطالب مذهبی
archdiocese
قلمرو مذهبی اسقف اعظم
menology
سالنمای جشنها وسوگوارهای مذهبی
neologian
وابسته به تعلیمات نوین مذهبی
neologian
متمایل به تعلیمات نوین مذهبی
Scientology
ساینتولوژی
[یک نوع سیستم مذهبی]
anagoge
تفسیرروحانی و صوفیانهء مطالب مذهبی
sacrilegious
مربوط به بیحرمتی به شعائر مذهبی
character guidance
راهنمایی و مشاوره با افراد سخنرانی مذهبی
inquisition
تفتیش عقاید مذهبی از طرف کلیسا
inquisitions
تفتیش عقاید مذهبی از طرف کلیسا
jacobin
عضو فرقه مذهبی مخالف دولت
theocracies
حکومتی که زمامداران اصلی ان پیشوایان مذهبی باشند
taperer
حامل شمع در مراسم مذهبی باریک کننده
theocracy
حکومتی که زمامداران اصلی ان پیشوایان مذهبی باشند
simoniac
خرید وفروش کننده مناصب ومشاغل مذهبی
scholasticism
شیوه تعلیم وفلسفه مذهبی قرون وسطی
interdenominational
وابسته به فرقههای مذهبی و روابط انها با یکدیگر
casuistry
حل مسائل احلاقی ووجدانی با قوانین مذهبی واجتماعی
gregorian chant
سرود مذهبی ساده کلیسای کاتولیک رومی
druze
یکی از فرقههای سیاسی و مذهبی اسلام بلوردان
vicarage
محل اقامت خلیفه نوعی منصب مذهبی
vicarages
محل اقامت خلیفه نوعی منصب مذهبی
religioner
شخص مذهبی یا دین دار عضو تیرهای از راهبان
exegesis
تفسیرمتون مذهبی از لحاظ ادبی و فقهی و شرعی و قضایی
last rites
مراسم مذهبی که کمی پیش از مرگ انجام میشود
exegeses
تفسیرمتون مذهبی از لحاظ ادبی و فقهی و شرعی و قضایی
revealed religion
مذهبی که بوسیله پیغمبران بمردم ابلاغ شده باشد
rigorist
کسیکه در قوانین مذهبی زیادسخت گیری ودقت میکند
superstitious uses
مخارجی که برای امور مذهبی غیرقانونی صرف شود
shout song
سرودهای مذهبی خیلی بلندسیاه پوستان جنوب امریکا
the r.
مذهبی درسده شانزدهم میلادی برای اصطلاح کلیسای رم
Carthusian
[مربوط به طبقه مذهبی راهبها که بوسیله برونو تاسیس شد.]
month's mind
ایین مذهبی بیاد بود کسیکه درگذشته در روز سی ام مردنش
lay rezder
عامی که اجاز دارد نمازیاایین مذهبی دیگر را اداره کند
religionize
دینداری زیاد نشان دادن مذهبی یا مذهب دار کردن
canoness
زنی که درمیان جامعه مذهبی یادانشکدهای با سایراهل ان زندگی کند
pious fraud
حیلهای که به دستاویزمذهبی برای مقاصد پیک مذهبی بکسی بزنند
bar mitzvahs
پسریهودی که وارد 31 سالگی شده و باید مراسم مذهبی رابجا اورد
bar mitzvah
پسریهودی که وارد 31 سالگی شده و باید مراسم مذهبی رابجا اورد
neological
ناشی از تجد د مذهبی وابسته به اصول نوین یاواژه سازی در زبان
Jesuits
عضو فرقه مذهبی بنام انجمن عیسی که بوسیله لایولا تاسیس شد
Jesuit
عضو فرقه مذهبی بنام انجمن عیسی که بوسیله لایولا تاسیس شد
deacon
خادم کلیسا که به کشیش یا اسقف کمک میکند سرود مذهبی قرائت کردن
voodooism
ایین مذهبی سیاه پوستان افریقایی که شامل طلسم و جادو میباشد جادوگری
deacons
خادم کلیسا که به کشیش یا اسقف کمک میکند سرود مذهبی قرائت کردن
puritan
فرقهای از پروتستانهای انگلستان که زمان الیزابت علیه سنن مذهبی قیام نمودندوطرفدار سادگی در نیایش بودند
puritans
فرقهای از پروتستانهای انگلستان که زمان الیزابت علیه سنن مذهبی قیام نمودندوطرفدار سادگی در نیایش بودند
Historicism
[معماری متاثر از زمان گذشته بخصوص معماری احیای مذهبی]
sodalist
عضو دسته برادران مذهبی عضو متحد ویکرنگ
conventicle
انجمن مخفی وغیر قانونی انجمن مذهبی
ritualist
ویژه گر تشریفات مذهبی وابسته به تشریفات
hymnal
کتاب سرودنامه مذهبی سرودنامه
hymnals
کتاب سرودنامه مذهبی سرودنامه
religiosity
مجلس عبادت مجلس مذهبی
preaches
وعظ کردن سخنرانی مذهبی کردن نصیحت کردن
preached
وعظ کردن سخنرانی مذهبی کردن نصیحت کردن
preach
وعظ کردن سخنرانی مذهبی کردن نصیحت کردن
sect
دسته دسته مذهبی
sects
دسته دسته مذهبی
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com