Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (9 milliseconds)
English
Persian
Religious (political) fanaticism
تعصبات مذهبی ( سیاسی )
Other Matches
demagogisme
استفاده نامشروع از احساسات حاد و تعصبات عوام و مردم کوچه و بازار به منظور وصول به اهداف سیاسی
druze
یکی از فرقههای سیاسی و مذهبی اسلام بلوردان
sectarianize
با احساسات و تعصبات مسلکی امیختن
Racial prejudice prevails in some countries.
دربرخی کشورها تعصبات نژادی وجود دارد
apolitical
دارای شخصیت غیر سیاسی بی علاقه بامور سیاسی
self determination
استقلال سیاسی یک ملت و عدم تاثیرنیروهای خارجی درتصمیمات و روشهای سیاسی و اقتصادی و نظامی واجتماعی ان
concordat
پیمان دولت با جماعت مذهبی پیمان رسمی میان دو فرقه مذهبی
political ties
هم بستگیهای سیاسی وابستگیهای سیاسی اتحادسیاسی
immunity
مصونیت سیاسی مصونیت دیپلماسی عدم تبعیت مامور سیاسی خارجی ازمقررات قانونی کشور مرسل الیه است
political circles
محافل سیاسی دوایر سیاسی
politics
علم سیاسی امور سیاسی
reestablishment of diplomatic relations
برقراری مجدد روابط سیاسی اعاده روابط سیاسی
politic
سیاسی نماینده سیاسی
isonomy
برابری در حقوق سیاسی برابری سیاسی
religious
مذهبی
churchly
مذهبی
churchgoers
مذهبی
churchgoer
مذهبی
missionaries
مبلغ مذهبی
guru
معلم مذهبی
spirituality
روحیه مذهبی
gurus
معلم مذهبی
R.E
تحصیلات مذهبی
religious rites
شعائر مذهبی
religious matters
مسائل مذهبی
tenet
متعقدات مذهبی
religiosity
تعصب مذهبی
religious tenets
عقاید مذهبی
religiose
مذهبی بودن
religionism
غیرت مذهبی
holiday
تعطیل مذهبی
holidays
تعطیل مذهبی
missionary
مبلغ مذهبی
devout
مذهبی عابد
convertor
مبلغ مذهبی
sects
فرقه مذهبی
sect
فرقه مذهبی
holy day
تعطیل مذهبی
revivals
جنبش مذهبی
clergymen
عالم مذهبی
clergyman
عالم مذهبی
ritual
تشریفات مذهبی
pastoral psychiatry
روانپزشکی مذهبی
neologize
مذهبی بودن
semireligious
نیمه مذهبی
service book
کتب مذهبی
missioner
مبلغ مذهبی
converter
مبلغ مذهبی
dogmatism
تعصب مذهبی
revival
جنبش مذهبی
pontifex
شورای مذهبی
catechism
تعلیم ودستور مذهبی
catechisms
تعلیم ودستور مذهبی
crusading
جنگ مذهبی نهضت
crusades
جنگ مذهبی نهضت
soul music
موسیقی مذهبی سیاهپوستان
traditor
خائن در امر مذهبی
Mother Superior
رئیس بنیاد مذهبی
tabu
منع یانهی مذهبی
wowser
مذهبی و خرده گیر
psalm
سرود مذهبی خواندن
swami
رهبر مذهبی هندی
religious sentiments
احساسات وعقاید مذهبی
Mother Superiors
رئیس بنیاد مذهبی
psalms
سرود مذهبی خواندن
sacramental
وابسته به مراسم مذهبی
hymnbook
کتاب سرود مذهبی
catechism
پرسش نامه مذهبی
crusaded
جنگ مذهبی نهضت
crusade
جنگ مذهبی نهضت
cantor
اواز خوان مذهبی
catechesis
تعالیم مذهبی شفاهی
catechetic
وابسته به تعالیم مذهبی
chaplain activities fund
اعتبار امور مذهبی
catechisms
پرسش نامه مذهبی
Easter Sepulchre
تشریفات مذهبی تدفین
priggism
تعصب سخت مذهبی
dogmatics
مبحث شعائر مذهبی
ecclesiogenic neurosis
روان رنجوری مذهبی
holyday
روز تعطیل مذهبی
pauli
اصول مذهبی پولس
psalter
سرود مذهبی مزامیر
rite
مراسم تشریفات مذهبی
synod
مجلس منافره مذهبی
revivalism
اصول بیداری مذهبی
synods
مجلس منافره مذهبی
taboos
منع یانهی مذهبی
taboo
منع یانهی مذهبی
revivalists
طرفدار احیای مذهبی
revivalist
طرفدار احیای مذهبی
rectorate
ریاست بنگاه مذهبی
indifferentism
لاقیدی نسبت به مسائل مذهبی
menology
سالنمای جشنها وسوگوارهای مذهبی
dogmatize
تعصب مذهبی نشان دادن
vigilantism
پیروی از اصول جمعیتهای مذهبی
neologian
متمایل به تعلیمات نوین مذهبی
indoctrinated
تعالیم مذهبی یاحزبی را اموختن به
anagoge
تفسیرروحانی و صوفیانهء مطالب مذهبی
neologian
وابسته به تعلیمات نوین مذهبی
anagogy
تفسیرروحانی و صوفیانهء مطالب مذهبی
archdiocese
قلمرو مذهبی اسقف اعظم
secular
دورهای غیر مذهبی دنیائی
indoctrinate
تعالیم مذهبی یاحزبی را اموختن به
indoctrinates
تعالیم مذهبی یاحزبی را اموختن به
indoctrinating
تعالیم مذهبی یاحزبی را اموختن به
Scientology
ساینتولوژی
[یک نوع سیستم مذهبی]
revivalist movement
جنبش اصول بیداری مذهبی
churches
کلیسایی درکلیسامراسم مذهبی بجااوردن
church
کلیسایی درکلیسامراسم مذهبی بجااوردن
sisterhood
انجمن خیریه مذهبی نسوان
sacrilegious
مربوط به بیحرمتی به شعائر مذهبی
character guidance
راهنمایی و مشاوره با افراد سخنرانی مذهبی
jacobin
عضو فرقه مذهبی مخالف دولت
inquisition
تفتیش عقاید مذهبی از طرف کلیسا
inquisitions
تفتیش عقاید مذهبی از طرف کلیسا
theocracies
حکومتی که زمامداران اصلی ان پیشوایان مذهبی باشند
gregorian chant
سرود مذهبی ساده کلیسای کاتولیک رومی
interdenominational
وابسته به فرقههای مذهبی و روابط انها با یکدیگر
casuistry
حل مسائل احلاقی ووجدانی با قوانین مذهبی واجتماعی
vicarage
محل اقامت خلیفه نوعی منصب مذهبی
theocracy
حکومتی که زمامداران اصلی ان پیشوایان مذهبی باشند
vicarages
محل اقامت خلیفه نوعی منصب مذهبی
taperer
حامل شمع در مراسم مذهبی باریک کننده
simoniac
خرید وفروش کننده مناصب ومشاغل مذهبی
scholasticism
شیوه تعلیم وفلسفه مذهبی قرون وسطی
rigorist
کسیکه در قوانین مذهبی زیادسخت گیری ودقت میکند
religioner
شخص مذهبی یا دین دار عضو تیرهای از راهبان
revealed religion
مذهبی که بوسیله پیغمبران بمردم ابلاغ شده باشد
shout song
سرودهای مذهبی خیلی بلندسیاه پوستان جنوب امریکا
exegesis
تفسیرمتون مذهبی از لحاظ ادبی و فقهی و شرعی و قضایی
exegeses
تفسیرمتون مذهبی از لحاظ ادبی و فقهی و شرعی و قضایی
the r.
مذهبی درسده شانزدهم میلادی برای اصطلاح کلیسای رم
last rites
مراسم مذهبی که کمی پیش از مرگ انجام میشود
Carthusian
[مربوط به طبقه مذهبی راهبها که بوسیله برونو تاسیس شد.]
superstitious uses
مخارجی که برای امور مذهبی غیرقانونی صرف شود
politicos
سیاسی
diplomatic
سیاسی
political
سیاسی
socio political
سیاسی
politico
سیاسی
pious fraud
حیلهای که به دستاویزمذهبی برای مقاصد پیک مذهبی بکسی بزنند
month's mind
ایین مذهبی بیاد بود کسیکه درگذشته در روز سی ام مردنش
religionize
دینداری زیاد نشان دادن مذهبی یا مذهب دار کردن
lay rezder
عامی که اجاز دارد نمازیاایین مذهبی دیگر را اداره کند
canoness
زنی که درمیان جامعه مذهبی یادانشکدهای با سایراهل ان زندگی کند
diplomatic officer
مامور سیاسی
envoys
فرستاده سیاسی
diplomatic channels
طرق سیاسی
envoy
فرستاده سیاسی
prisoners of state
زندانیان سیاسی
diplomatic agent
مامور سیاسی
demarche
اقدام سیاسی
politico social
سیاسی و اجتماعی
politico social
سیاسی اجتماعی
diplomatic mission
هیئت سیاسی
diplomatic passport
پاسپورت سیاسی
political isolation
انزوای سیاسی
political debate
بحث سیاسی
political forces
نیروهای سیاسی
political debate
منازعه سیاسی
political matters
مسائل سیاسی
political mission
هیئت سیاسی
political mission
ماموریت سیاسی
diplomatic passport
تذکره سیاسی
diplomatic privileges
امتیازات سیاسی
diplomatic relations
روابط سیاسی
political rights
حقوق سیاسی
political psychology
روانشناسی سیاسی
political propaganda
تبلیغات سیاسی
ecclesia
مجلس سیاسی
political offences
جرائم سیاسی
envoyship
نمایندگان سیاسی
political offence
جرم سیاسی
state criminals
مقصرین سیاسی
politician
مرد سیاسی
politicians
مرد سیاسی
terrorist
ادمکش سیاسی
terrorists
ادمکش سیاسی
asylum
حق پناهندگی سیاسی
politics
اصول سیاسی
politically
از لحاظ سیاسی
political science
علوم سیاسی
diplomatic corps
هیات سیاسی
state criminals
مجرمین سیاسی
talk politics
گفتگوی سیاسی
politicking
فعالیت سیاسی
current affairs
رویدادهایاجتماعی و سیاسی
Political opponents .
مخالفین سیاسی
hatchet man
<idiom>
کارهای سیاسی
asylums
حق پناهندگی سیاسی
diplomatic immunity
مصونیت سیاسی
political economy
اتصاد سیاسی
political economy
اقتصاد سیاسی
terror
ادمکشی سیاسی
prisoners of state
محبوسین سیاسی
refugees
پناهنده سیاسی
escapism
انزوای سیاسی
state prisoners
محبوسین سیاسی
couriers
پیک سیاسی
sociopolitical
اجتماعی- سیاسی
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com