English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 25 (3 milliseconds)
English Persian
depot repair تعمیرات امادگاهی
Other Matches
voyage repairs تعمیرات مخصوص اماده شدن ناو برای دریانوردی تعمیرات قبل از حرکت دریایی
depot supply اماد امادگاهی
depot maintenance نگهداری امادگاهی
dock حوض تعمیرات
maintenance materials مواد تعمیرات
maintenance materials لوازم تعمیرات
maintenance period دوره تعمیرات
maintenance period زمان تعمیرات
minor repair تعمیرات کوچک
organizational maintenance تعمیرات سازمانی
shipwright's party گروه تعمیرات
maintenance history تاریخ تعمیرات
general overhaul تعمیرات کلی
docked حوض تعمیرات
docks حوض تعمیرات
base repair تعمیرات پایگاهی
line chief مکانیسین تعمیرات هواپیما
I have laid up my car for repairs. اتوموبیلم را برای تعمیرات خوابانده ام
base shop تعمیرگاه نگهداری امادگاهی تعمیرگاه پایگاهی
gate vessel شناور درب حوض تعمیرات ناو
tenantable repair تعمیراتی که بر عهده مستاجراست تعمیرات جزیی عین مستاجره
access panel پانل یا قابی که برای اسانترکردن تعمیرات وبازرسی براحتی برداشته و یانصب میشود
approved data سوابق و اطلاعاتی که میتوانندبرای تعیین مراحل تعمیرات یاتغییرات هواپیمای ویژهای بکارروند
departure report گزارش پایان تعمیرات گزارش عزیمت ناو گزارش حرکت
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com