English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (9 milliseconds)
English Persian
social changes تغییرات اجتماعی
Other Matches
oscilliations تغییرات
transaction code کد تغییرات
variation تغییرات
variations تغییرات
ranged دامه تغییرات
chance variations تغییرات تصادفی
f. and reflux تغییرات روزگار
calculus of variations حساب تغییرات
flux and reflux تغییرات زمانه
incrementally تغییرات پلهای
isothermal change تغییرات هم دما
lateral shifts تغییرات جانبی
lateral shifts تغییرات عرضی
ranged دامنه تغییرات
ranges دامنه تغییرات
ranges دامه تغییرات
range دامنه تغییرات
range دامه تغییرات
tolerances دامنه تغییرات
coefficient of variation ضریب تغییرات
tolerance دامنه تغییرات
deflection shift تغییرات انحراف
depth varies عمق تغییرات
qualitative changes تغییرات کیفی
adiabetic changes تغییرات ادیابتیک
physical change تغییرات فیزیکی
taste changes تغییرات سلیقه
technological changes تغییرات فنی
quantitative changes تغییرات کمی
rate of changes نرخ تغییرات
transaction file فایل تغییرات
seasonal variations تغییرات فصلی
flux تغییرات پی در پی جریان
calculation variation انالیز تغییرات
output variability تغییرات تولید
revolutionized تغییرات اساسی دادن
revolutionizes تغییرات اساسی دادن
go through changes <idiom> گرفتار تغییرات شدن
revolutionizing تغییرات اساسی دادن
aspect change تغییرات منظری هدف
innovates تغییرات واصلاحاتی دادن در
innovating تغییرات واصلاحاتی دادن در
revolutionize تغییرات اساسی دادن
Fundamental ( radical) changes. تغییرات اساسی وعمده
revolutionising تغییرات اساسی دادن
revolutionises تغییرات اساسی دادن
revolutionised تغییرات اساسی دادن
innovate تغییرات واصلاحاتی دادن در
wind shear تغییرات سمتی باد
cataplasia تغییرات قهقهرایی در سلول
innovated تغییرات واصلاحاتی دادن در
flux گداز تغییرات پی درپی
modular range دامنه تغییرات مدول
parabolic variation تغییرات سهمی شکل
minimal changes method روش کمترین تغییرات
electrodermal changes تغییرات برقی پوست
variational calculus حسابان تغییرات [ریاضی]
calculus of variations حسابان تغییرات [ریاضی]
variational calculus حساب تغییرات [ریاضی]
touch up <idiom> اصلاح کردن تغییرات
calculus of variations حساب تغییرات [ریاضی]
sounding rocket موشک اکتشاف تغییرات جوی
rate میزان مهارت شدت تغییرات
aeromancy پیش بینی تغییرات هوا
atmosphere related syndrome [ARS] حساسیت به تغییرات هوا [پزشکی]
total differential تغییرات کلی ممکنه در یک متغیر
meteoropathy حساسیت به تغییرات هوا [پزشکی]
stenothermy کم مقاومتی در مقابل تغییرات حرارت
apractic وابسته به تغییرات بافتی مغز
apraxic وابسته به تغییرات بافتی مغز
tolerance حد تغییرات اختلاف قابل اغماض
tolerances حد تغییرات اختلاف قابل اغماض
crawling peg تغییرات جزئی در نرخ ارز
goechemical وابسته به تغییرات شیمیایی زمین
military pay order جدول تغییرات حقوقی پرسنل
rates میزان مهارت شدت تغییرات
distortions تغییرات ناخواسته شکل یک جسم یا یک سازه
journals لیست تغییرات یا بهنگام سازی ها در فایل
actinogram ثبت تغییرات نیروی اشعهء خورشید
commutator riple تغییرات جزئی ناشی از یکسوکردن جریان
daily range of soil temperature دامنه تغییرات حرارت روزانه خاک
journal لیست تغییرات یا بهنگام سازی ها در فایل
unilinear دارای تغییرات مسلسل از اغاز تا پایان
distortion تغییرات ناخواسته شکل یک جسم یا یک سازه
unprotected که قابل تغییرات و محافظت شده نیست
angular variability تغییرات زاویهای حرکت باد یامسیر ان
landform تغییرات سطح زمین در اثرعوامل طبیعی
analog ی از تغییرات در یک سیگنال ممتد ارسال میشود
beat تغییرات شدت صوت در اثرتداخل ضربان
beats تغییرات شدت صوت در اثرتداخل ضربان
cif&e هزینه حمل و تغییرات نرخ ارز
charactristic velocity مجموع تغییرات سرعت درمسیر یک ماموریت فضایی
eustatic مربوط به تغییرات سطح دریادر سرتاسر جهان
reshuffling تجدید سازمان کردن تغییرات سازمانی دادن
reshuffle تجدید سازمان کردن تغییرات سازمانی دادن
reshuffled تجدید سازمان کردن تغییرات سازمانی دادن
reshuffles تجدید سازمان کردن تغییرات سازمانی دادن
sensitive آنچه حتی تغییرات کوچک را هم احساس میکند
stand pat <idiom> ازموقعیت راضی بودن وخواستار تغییرات نبودن
new broom sweeps clean <idiom> شخص تازهای موجب تغییرات زیادی شود
meiosis تغییرات متوالی هسته که منتهی به تشکیل سلول جدیدمیگردد
What effect do you think the changes will have on you? فکر می کنید تغییرات چه تاثیری بر شما داشته باشد؟
dynamically ن ترین مسیر داده از بین تغییرات در زمان اتصال
dynamic ن ترین مسیر داده از بین تغییرات در زمان اتصال
variations اختلاف سمت یا محل ترکش گلوله تغییرات سمتی
mutatis mutandis عبارت لاتینی به معنی تغییرات لازم را انجام دادن
center of gravity envelope تصویر نموداری محدوده عقب و جلوی تغییرات مجازگرانیگاه
variation اختلاف سمت یا محل ترکش گلوله تغییرات سمتی
set in <idiom> تغییرات آب وهوا شروع وممکنه ادامه داشته باشد
actinograph دستگاهی که تغییرات نیروی اشعهء خورشید را ثبت میکند
baseline document سندی که یک مرجع برای تغییرات یک سیستم کامپیوتری میباشد
amplidyne ژنراتور دی سی که ولتاژخروجی ان با تغییرات تحریک میدان متناسب است
indirect speech گفته کسی که تغییرات دستوری دران داده نقل کنند
eurytopic دارای قدرت تحمل زیاد نسبت به تغییرات عوامل محیط
stocker اتومبیل مسافرتی بدون تغییریا تغییرات جزئی برای مسابقه
induced investment سرمایه گذاری که پاسخگوی تغییرات و تحولات درامد ملی باشد
baud اندازه گیری تعداد تغییرات سیگنال ارسال شده در ثانیه
stenotherm موجود غیر مقاون در مقابل تغییرات شدید درجه حرارت
How do you think the changes will affect you? فکر می کنید تغییرات چگونه بر زندگی شما تاثیر بگذارد؟
baud rate اندازه گیری تعداد تغییرات سیگنال ارسال شده در ثانیه
social اجتماعی
anti social ضد اجتماعی
anti-social ضد اجتماعی
public اجتماعی
socio economic اجتماعی
socio political اجتماعی
Republican اجتماعی
ecclesiastic اجتماعی
processionary اجتماعی
the herd instinct حس اجتماعی
Republicans اجتماعی
societal اجتماعی
ecclesiastics اجتماعی
communal اجتماعی
communally اجتماعی
cassion discase تغییرات عصبی ناشی ازکاهش فشار محیط در ارتفاع بالاتر از یک یا دو اتمسفر
recompile کامپایل کردن برنامه اصلی مجددا پس از اعمال تغییرات یا رفع خطا
social cost هزینه اجتماعی
social workers مددکار اجتماعی
social worker کارگزار اجتماعی
social control کنترل اجتماعی
social development توسعه اجتماعی
social influence نفوذ اجتماعی
social drive سائق اجتماعی
social distance فاصله اجتماعی
social disparity نابرابری اجتماعی
social disintegration فروپاشی اجتماعی
social workers کارگزار اجتماعی
social life زندگی اجتماعی
social effects سودهای اجتماعی
social scientist کارشناسعلوم اجتماعی
collective اشتراکی اجتماعی
social self-concept خودپنداری اجتماعی
social adaptiveness انطباق اجتماعی
social action اقدام اجتماعی
social acceptance پذیرش اجتماعی
social type سنخ اجتماعی
psychosocial روانی- اجتماعی
social adjustment سازگاری اجتماعی
social anomie بی هنجاری اجتماعی
social contract قرارداد اجتماعی
social consciousness هشیاری اجتماعی
social capital سرمایه اجتماعی
social benefit منفعت اجتماعی
social benefit نفع اجتماعی
social behavior رفتار اجتماعی
social attitude نگرش اجتماعی
social approval تایید اجتماعی
social class طبقه اجتماعی
social elimination طرد اجتماعی
sociogenesis پدیدایی اجتماعی
social status موقعیت اجتماعی
social status پایگاه اجتماعی
social situation موقعیت اجتماعی
social service خدمات اجتماعی
social self خود اجتماعی
social selection انتخاب اجتماعی
social role نقش اجتماعی
social relations روابط اجتماعی
social reinforcement تقویت اجتماعی
social psychology روانشناسی اجتماعی
social psychiatry روانپزشکی اجتماعی
social programs برنامههای اجتماعی
social pressure فشار اجتماعی
social power قدرت اجتماعی
social strcture ساخت اجتماعی
social surplus مازاد اجتماعی
sociopsychological اجتماعی- روانی
socioeconomic اجتماعی- اقتصادی
socioeconomic اجتماعی واقتصادی
sociocultural اجتماعی- فرهنگی
socializer اجتماعی کننده
socialization اجتماعی شدن
socialization اجتماعی کردن
social will اراده اجتماعی
social welfare رفاه اجتماعی
social wealth ثروت اجتماعی
sociopolitical اجتماعی- سیاسی
social transmission انتقال اجتماعی
social therapy درمان اجتماعی
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com