Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 109 (6 milliseconds)
English
Persian
central office
تلکس و تلگراف
Other Matches
wire
تلگراف کردن تلگراف زدن
wires
تلگراف کردن تلگراف زدن
telexing
تلکس
telexes
تلکس
telex
تلکس
telexed
تلکس
teleinformatic services
هر وسیلهای مثل تلکس , رونوشت که از ارتباطات راه دور سرویس می گیرد
telegram
تلگراف
telegrams
تلگراف
telegraphs
تلگراف
telegraph
تلگراف
telegraphed
تلگراف
telegraphing
تلگراف
cablegram
تلگراف
telegraphically
با تلگراف
telegraphy
فن تلگراف
cabled
تلگراف
cable
تلگراف
telegraphy
تلگراف
wireless telegraphy
تلگراف بیسیم
dispenser
نافرهزینه تلگراف
multiple telegraphy
تلگراف چندگانه
line telegraphy
تلگراف خطی
impluse telegraphy
تلگراف ایمپولزی
duplex telegraphy
تلگراف دوگانه
duplex telegraphy
تلگراف دو جهتی
telegraphed
تلگراف کردن
telegraph engineering
تکنیک تلگراف
radio telegraphy
تلگراف بیسیم
telegraph cable
کابل تلگراف
telegraph apparatus
دستگاه تلگراف
telegraph alphabet
الفبای تلگراف
synchronous telegraphy
تلگراف همزمان
spark sending
تلگراف جرقهای
telegraph key
تکمه تلگراف
radioteletype
تلگراف بی سیم
telegrapher
تلگراف کننده
radiotelegraphy
تلگراف بی سیم
radiotelegraphic
تلگراف بی سیم
telegraphic alphabet
الفبای تلگراف
radiotelegraph
رادیو تلگراف
telegraph relay
رله تلگراف
telegraphic key
شستی تلگراف
radiotelegraph
تلگراف بی سیم
relay magnet
رله تلگراف
phonoplex telegraphy
تلگراف فونوپلکس
dispensers
نافرهزینه تلگراف
cabled
تلگراف کردن
telegraphed
دستگاه تلگراف
telegraph
تلگراف کردن
telegraph
دستگاه تلگراف
telegrams
تلگراف کردن
telegram
تلگراف کردن
wireless
تلگراف بی سیم
cable
سیم تلگراف
wirelesses
تلگراف بی سیم
telegraphing
دستگاه تلگراف
cabled
سیم تلگراف
telegraphing
تلگراف کردن
telegraphs
دستگاه تلگراف
cable
تلگراف کردن
telegraphs
تلگراف کردن
by wire
بوسیله تلگراف
rewiring
دوباره تلگراف زدن
trunk
تلگراف یا تلفن بدنه
aerogram
مخابره با تلگراف بی سیم
rewired
دوباره تلگراف زدن
central telegraph office
مرکز تلگراف اصلی
surface line
خط تلفن و تلگراف تعجیلی
wireway
سیم تلگراف و تلفن
multiplex telegraphy
تلگراف چند جهتی
rewire
دوباره تلگراف زدن
radiotelegraphic
تلگراف رادیویی کردن
rewires
دوباره تلگراف زدن
keyboard printing telegraph
تلگراف ثبات تکمهای
interband telegraphy
تلگراف باند میانی
polar duplex telegraphy
تلگراف دو جهتی قطبی
quadruplex circuit
تلگراف تمام جهتی
quadruplex telegraphy
تلگراف تمام جهتی
ink writer
در تلگراف مرکب نویس
radiotelegram
مخابره تلگراف بیسیم
radiotelegraph
تلگراف رادیویی کردن
trunks
تلگراف یا تلفن بدنه
quadruplex telephony
تلگراف تمام جهتی
fire alarm telegraph
تلگراف اتش سوزی
cabled
پیغام تلگرافی تلگراف زدن
cable
پیغام تلگرافی تلگراف زدن
heliographic
مربوط به مخابره تلگراف افتابی
surface line
خط تلگراف یا تلفن روی زمینی
phantoplex telegraphy
تلگراف چهار سیمی مرکب
wirelesses
بابی سیم تلگراف مخابره کردن
wireless
بابی سیم تلگراف مخابره کردن
ccitt
کمیته مشاوره بین المللی تلگراف وتلفن
relay
دستگاه تقویت نیروی برق یا رادیو و تلگراف و غیره
relayed
دستگاه تقویت نیروی برق یا رادیو و تلگراف و غیره
relays
دستگاه تقویت نیروی برق یا رادیو و تلگراف و غیره
phonopore
اسبابی که بوسیله ان مخابرات تلفنی را ازتوی سیم تلگراف می گذراند
morse alphabet or code
الفبای خط و نقطه که شخصی بنام morse برای تلگراف اختراع کرد
DC
روش ارتباط با استفاده از باسهای روی یک مدار سیمی مثل سیستم تلگراف
common carrier
شرکتی دولتی که تلفن تلگراف و سایر امکانات مخابراتی را جهت عموم تهیه میکند حامل مشترک
teleprinters
وسیلهای که قادر به ارسال و دریافت داده از نقط ه دور توسط مدارهای تلگراف و چاپ پیام روی چاپگر است
teleprinter
وسیلهای که قادر به ارسال و دریافت داده از نقط ه دور توسط مدارهای تلگراف و چاپ پیام روی چاپگر است
cabled
سیم کشی کردن تلگراف کردن
ticker
دارای صدای تیک تیک تلگراف
wire
سیم تلگراف سیم کشی کردن
cable
سیم کشی کردن تلگراف کردن
wires
سیم تلگراف سیم کشی کردن
ems dispatch
تلگراف امس عنوان واقعه مشهور ملاقات سفیر فرانسه با ویلهم اول در سال 0781 در امس که بیسمارک صدراعظم وقت المان با تحریف مفاد تلگرافی که از موضوع این ملاقات حکایت می کرد باعث بروزجنگ فرانسه و پروس شد
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com