Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (11 milliseconds)
English
Persian
full duplex
تمام دو رشتهای
Other Matches
beta software
نرم افزاری که هنوز تمام آزمایش ها رویش تمام نشده و ممکن است هنوز مشکل داشته باشد
terminate
تمام شدن تمام کردن
terminated
تمام شدن تمام کردن
terminates
تمام شدن تمام کردن
fibrinous
رشتهای
filiform
رشتهای
duplexes
دو رشتهای
duplex
دو رشتهای
unifilar
تک رشتهای
penicillate
رشتهای
single core
هادی تک رشتهای
single core cable
کابل یک رشتهای
fibrous protein
پروتئین رشتهای
string file
پرونده رشتهای
incandescent bulb
لامپ رشتهای
filamentary
لیفی رشتهای
duplexing
دو رشتهای کردن
single core
کابل یک رشتهای
single conductor
هادی تک رشتهای
single conductor
سیم تک رشتهای
multiple wire
چند رشتهای
duplex channel
مجرای دو رشتهای
interdisciplinary
میان رشتهای
bulbs
لامپ رشتهای
filamentous
لیفی رشتهای
duplex transmission
مخابره دو رشتهای
multicore line
خط چند رشتهای
full duplex
کاملا" دو رشتهای
bulb
لامپ رشتهای
full duplex
کاملا دو رشتهای
incandescent lamp
لامپ رشتهای
triserial correlation
همبستگی سه رشتهای
rbis
همبستگی دو رشتهای
three core cable
کابل سه رشتهای
string operation
عملیات رشتهای
biserial correlation
همبستگی دو رشتهای
half duplex
نیم دو رشتهای
multicore
چند رشتهای
string manipulation
دستکاری رشتهای
string formula
فرمول رشتهای
filament lamp
لامپ رشتهای
point biserial correlation
همبستگی دو رشتهای نقطهای
multi conductor cable
کابل چند رشتهای
continous strand furnace
کوره رشتهای دائمی
multiple conductor cable
کابل چند رشتهای
half duplex transmission
مخابره دو نیم رشتهای
multi strand machine
دستگاه چند رشتهای
multiple cable
کابل چند رشتهای
multicore cable
کابل چند رشتهای
rpbis
همبستگی دو رشتهای نقطهای
bifilar winding
سیم پیچ دو رشتهای
full duplex channel
مجرای کاملا دو رشتهای
multiple cable joint
اتصال کابل چند رشتهای
double filament lamp
لامپ رشتهای با فیلامان مضاعف
null
رشتهای که هیچ حرفی ندارد
string
رشتهای که فقط حاوی اعداد است
alphabetic character set
رشتهای که فقط حروف الفبا را دارد
cacogenics
رشتهای از علم درباره فسادو خرابی نژاد
to cut brake or beat a r
گوی سبقت رادر رشتهای ازپیشینیان ربودن
colons
که نشان دهنده یک توقف در رشتهای از کلمات است
colon
که نشان دهنده یک توقف در رشتهای از کلمات است
energetics
رشتهای ازعلم مکانیک که درباره نیرو وتحولات ان بحث میکنند
atom
مقدار یا رشتهای که به حالت ساده تری قابل تبدیل نیست
atoms
مقدار یا رشتهای که به حالت ساده تری قابل تبدیل نیست
urology
رشتهای از علم طب که در باره بیماری دستگاه ادراری وتناسلی بحث میکند
urologic
رشتهای از علم طب که در باره بیماری دستگاه ادراری وتناسلی بحث میکند
inks
چاپگر کامپیوتر که رشتهای از نقاط جوهری با بار الکتریکی را به کاغذ می فرستد
ink
چاپگر کامپیوتر که رشتهای از نقاط جوهری با بار الکتریکی را به کاغذ می فرستد
urological
رشتهای از علم طب که در باره بیماری دستگاه ادراری وتناسلی بحث میکند
gerontology
رشتهای ازعلوم که درباره پیری و مسایل مربوط به سالخوردگان بحث میکند
biocenology
رشتهای از زیست شناسی که از اجتماعی موجودات و تاثیرانها بریکدیگر بحث میکند
photochemistry
رشتهای از علم شیمی که درباره اثر نور در موادشیمیایی بحث مینماید
biogeography
رشتهای از زیست شناسی که درباره طرزانتشار و پخش حیوانات ونباتات بحث میکند
cryogenics
سرمازایی رشتهای از فیزیک که درباره تبادلات واثرات اجسام درحرارتهای پایین گفتگومیکند
cirrus
لایهای از ابرهای سفیدرنگ منفصل و رشتهای در ارتفاع تقریبی 0057 متری از سطح زمین
scalar
نوع داده حاوی دادههای مجزا که قابل پیش بینی هستندو رشتهای را دنبال می کنند
adobe type manager
استاندارد برای نوشتارهایی که اندازه شان قابل تغییر است که توسط System Apple و Windows Microsoft برای تقریبا تمام اندازه ها و قابل چاپ روی تمام چاپگرها ایجاد شده است
raster
سیستم اسکن کردن تمام صفحه نمایش CRT تمام صفحه , پیش نمایش CRT با یک اشعه تصویر با حرکت افقی روی آن و حرکت به پایین در انتهای هر خط
lap
یک دور کامل زمین اسبدوانی تمام کردن یک دور اسبدوانی رسیدن به اسب جلویی تمام کردن یک دور
lapped
یک دور کامل زمین اسبدوانی تمام کردن یک دور اسبدوانی رسیدن به اسب جلویی تمام کردن یک دور
beneficial occupancy
اشغال ساختمان نیمه تمام استفاده از ساختمان نیمه تمام
blankest
1-رشته خالی . 2-رشتهای که دارای فضاهای خالی است
blank
1-رشته خالی . 2-رشتهای که دارای فضاهای خالی است
snobol
Language OrientedSymbolic String اسنوبال زبان سمبولیک رشته گرا زبان نمادی با گرایش رشتهای
panorama
تمام نما اینه تمام نما
panoramas
تمام نما اینه تمام نما
full track
تمام شنی خودرو تمام شنی
bioecology
رشتهای از محیط شناسی که روابط گیاهان و حیوانات رابا محیط اطراف خود موردبحث قرار میدهد
ascii
رشتهای از حروف ASCII که در ادامه کد ASCII صفر را به عنوان بیان کننده انتهای رشته دارا می باشند
immunogenetics
رشتهای از اتم شناسی که درباره روابط مرض و وراثبت یا نژاد بحث میکند مطالعه ارتباط داخلی از لحاظ زیست شناسی
professionals
پیشه ور کسیکه رشتهای را پیشه رسمی
professional
پیشه ور کسیکه رشتهای را پیشه رسمی
geriatrics
رشتهای از علم طب که درباره امراض دوران پیری و افراد پیر بحث میکند مبحث امراض پیری
anthropography
علم ساختمان بدن انسان رشتهای از علم انسان شناسی که درباره تاثیراوضاع جغرافیایی بر روی نژادها صحبت میکند
polytechnic
چند رشتهای چند حرفهای
polytechnics
چند رشتهای چند حرفهای
yame
تمام
thru
تمام
full length
تمام قد
incomplete
نا تمام
whole
تمام
off
تمام
out and out
تمام
full
تمام
rounded
پر تمام
out-and-out
تمام
fullest
تمام
thorough
تمام
It's over.
تمام شد.
through
تمام
whole length
تمام قد
full-length
تمام قد
entire
تمام
completes
تمام
completed
تمام
it is all up
تمام شد
complete
تمام
full-face
تمام رخ
full face
تمام رخ
lion's share
تمام
all night
در تمام شب
completing
تمام
fulfill
تمام کردن
full tracked
تمام زنجیر
the full of the moon
ماه تمام
full adder
تمام افزایشگر
to blow over
تمام شدن
thorough going
تمام وکمال
thoro
تمام وکمال
thoro
کامل تمام
full automatic
تمام اتوماتیک
the whole world
تمام دنیا
the game is up
بازی تمام شد
three whole years
سه سال تمام
to draw to an end
تمام شدن
to eat up
تمام کردن
full blown
تمام کامل
integrate
تمام کردن
full moon
ماه تمام
full mouthed
تمام دندان
attains
تمام کردن
attaining
تمام کردن
attained
تمام کردن
full orbed
تمام روشن
full pay
حقوق تمام
full pay
مواجب تمام
full scale
تمام عیار
full screen
تمام صفحه
full subtractor
تمام کاهشگر
full time
تمام روز
integrates
تمام کردن
integrating
تمام کردن
to fill out
تمام کردن
to finish off
تمام کردن
to run away with
تمام کردن
to see out
تمام کردن
to see through
تمام کردن
full blown
تمام شکفته
lie-in
تمام شدن
lie in
تمام شدن
fulfils
تمام کردن
fulfills
تمام کردن
fulfilling
تمام کردن
fulfilled
تمام کردن
fulfil
تمام کردن
attain
تمام کردن
holosymmetric
تمام وجه
defunct
تمام شده
consummative
تمام کننده
consumptible
تمام شدنی
cosecant
قطرفل تمام
hade
شیب تمام
give out
تمام شدن
get through
تمام کردن
fully automatic machine
تمام اتومات
depletable
تمام شدنی
over with
تمام شده
completive
تمام کننده
all d.
در تمام روز
in full
تمام وکمال
holohedron
تمام وجهی
in full fig
درلباس تمام
by all means
با تمام وسائل
holohedral
تمام وجه
an a fact
تمام شده
ammo zero
مهمات تمام
he is fifty
تمام دارد
full tracked
تمام شنی
all this
تمام اینها
all risks
تمام خطرات
all out
باشدت تمام
payment in full
پرداخت تمام
due
تمام شده
round d.
دوجین تمام
through
تمام شده
rounds complete
تیر تمام شد
run out of
تمام کردن
f. and fell
تمام بودن
full-time
تمام وقت
short measure full measure
پیمانه تمام
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com