Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (7 milliseconds)
English
Persian
interminable
تمام نشدنی بسیار دراز
Other Matches
inconsumable
سوخته نشدنی تمام نشدنی
unfailing
تمام نشدنی
interminably
بطور بسیار دراز
drainless
پایان ناپذیر تمام نشدنی
unfaling
تمام نشدنی کم نیامدنی پایدار با وفا
dry contact
اتصال الکتریکی غلط که باعث خطای تمام نشدنی میشود
i paid dearly for it
بسیار گران برایم تمام شد
scattered design
طرح افشان
[طرحی مخلوط و پرکار از انواع نگاره ها که بسیار پر کار بوده و تمام فضاهای متن فرش را می پوشاند.]
incorrodible
خورده نشدنی سائیده نشدنی
unappeasable
اقناع نشدنی راضی نشدنی
insupressive
پامال نشدنی موقوف نشدنی
incondensable
خلاصه نشدنی تغلیظ نشدنی
vlsi
مجتمع سازی درمقیاس بسیار بزرگ تجمع مقیاس بسیار وسیع
infinity
حجم بسیار بسیار بزرگ که از بیشترین حد تصور هم بزرگتر باشد
super-
کامپیوتر main Frame بسیار قوی برای عملیات ریاضی بسیار سریع
ultra high frequency
بسامد بسیار بسیار زیاد
u.h.f.
بسامد بسیار بسیار زیاد
cray
نوعی کامپیوتر بسیار بزرگ شرکت سازنده کامپیوترهای بسیار بزرگ
beta software
نرم افزاری که هنوز تمام آزمایش ها رویش تمام نشده و ممکن است هنوز مشکل داشته باشد
terminates
تمام شدن تمام کردن
terminated
تمام شدن تمام کردن
terminate
تمام شدن تمام کردن
quartz clock
بخش کوچکی از کریستال کواترنر که در فرکانس مشخص با اعمال ولتاژ مشخص مرتعش میشود و برای سیگنالهای ساعت بسیار دقیق کامپیوتر ها و سایر برنامههای زمانی بسیار دقیق به کار می رود
state-of-the-art
بسیار پیشرفته یا از نظر تکنیکی بسیار پیشرفته
soricine
موش پوزه دراز شبیه موش پوزه دراز
infeasible
نشدنی
indissoluble
حل نشدنی
insolvable
حل نشدنی
indissoluble
اب نشدنی
irresoluble
اب نشدنی
unfeasible
<adj.>
نشدنی
inextricable
حل نشدنی
inexecutable
<adj.>
نشدنی
impractical
نشدنی
impracticable
<adj.>
نشدنی
irresolvable
حل نشدنی
inductile
خم نشدنی
impalpability
حس نشدنی
indiminishable
کم نشدنی
insoluble
حل نشدنی
impregnability
تسخیر نشدنی
non-starter
کار نشدنی
irrepressible
مطیع نشدنی
inviolate
غصب نشدنی
implacability
ارام نشدنی
implacability
نرم نشدنی
indomitable
رام نشدنی
impalpable
لمس نشدنی
immiscible
مخلوط نشدنی
insuppresible
موقوف نشدنی
immiscible
امیخته نشدنی
impierceable
سوراخ نشدنی
imperforable
سوراخ نشدنی
insolubly
بطور حل نشدنی
insolubility
حل نشدنی ناگذاری
inapproachable
نزدیک نشدنی
inburnt
پاک نشدنی
next to impossible
تقریبا نشدنی
never to be forgotten
فراموش نشدنی
never say die
رام نشدنی
unflappable
مایوس نشدنی
inconvincible
ملزم نشدنی
indeclinable
صرف نشدنی
indecomposable
فاسد نشدنی
indefeasibility
الغاء نشدنی
indefeasible
الغاء نشدنی
indefectible
خراب نشدنی
indistributable
تقسیم نشدنی
indigestive
هضم نشدنی
inconvincible
متقاعد نشدنی
ineffaceable
پاک نشدنی
incompressible
فشرده نشدنی
indelible
پاک نشدنی
insatiability
اقناع نشدنی
non-starters
کار نشدنی
infusible
گداخته نشدنی
incodensable
منقبض نشدنی
incognizable
شناخته نشدنی
incommutable
سبک نشدنی
infrangible
خرد نشدنی
infintesimal
جزخرد نشدنی
inexhaustibility
تهی نشدنی
of proof
سوراخ نشدنی
nonrecurring
تجدید نشدنی
inextinguishable
خاموش نشدنی
indocile
رام نشدنی
irrepressible
خوابانده نشدنی
inexorable
تسلیم نشدنی
unerring
اشتباه نشدنی
irrelievable
رها نشدنی
tameless
رام نشدنی
unmanageable
رام نشدنی
intractable
رام نشدنی
inexorable
نرم نشدنی
irrefragable
تسلیم نشدنی
unrelenting
تسلیم نشدنی
ineradicable
ریشه کن نشدنی
ineradicable
قلع نشدنی
indefatigable
خسته نشدنی
indefinable
توصیف نشدنی
insatiate
سیر نشدنی
insatiably
سیر نشدنی
incalculable
شمرده نشدنی
inapplicable
اجرا نشدنی
irresuscitable
زنده نشدنی
invincible
مغلوب نشدنی
unprintable
چاپ نشدنی
irresoluble
رها نشدنی ول
imperishable
فاسد نشدنی
unforgettable
فراموش نشدنی
irretractile
جمع نشدنی
irremovable
معزول نشدنی
insatiable
سیر نشدنی
indefinably
توصیف نشدنی
incorruptible
فاسد نشدنی
illegibility
خوانده نشدنی
indiscernible
دیده نشدنی
imperceptible
دیده نشدنی
inseparable
جدا نشدنی
insoluble
ماده حل نشدنی
intractile
کشیده نشدنی
inexecutable
اجرا نشدنی
haunting
فراموش نشدنی
quenchless
خاموش نشدنی
ineligible
شامل نشدنی
invictive
مغلوب نشدنی
impracticable
<adj.>
انجام نشدنی
an inflexible rod of iron
میل خم نشدنی
irradicable
ریشه کن نشدنی
insurmountable
بر طرف نشدنی
impracticable
اجراء نشدنی
impenetrable
سوراخ نشدنی
impenetrable
داخل نشدنی
unfeasible
<adj.>
انجام نشدنی
an impossible act
کار نشدنی
inexecutable
<adj.>
انجام نشدنی
invisible
دیده نشدنی
adobe type manager
استاندارد برای نوشتارهایی که اندازه شان قابل تغییر است که توسط System Apple و Windows Microsoft برای تقریبا تمام اندازه ها و قابل چاپ روی تمام چاپگرها ایجاد شده است
raster
سیستم اسکن کردن تمام صفحه نمایش CRT تمام صفحه , پیش نمایش CRT با یک اشعه تصویر با حرکت افقی روی آن و حرکت به پایین در انتهای هر خط
irremovable
برداشته نشدنی ثابت
infintesimal
کوچک خرد نشدنی
inextinguishably
بطور خاموش نشدنی
intractably
بطور رام نشدنی
indomitably
بطور رام نشدنی
inseparably
بطور جدا نشدنی
insuppresible
نخواباندنی پامال نشدنی
ineffaceable
محو نشدنی ماندگار
ireversible
دگرگون نشدنی بر نگشتنی
irrecoverably
بطور وصول نشدنی
unmanagesble
رام نشدنی شرور
impregnability
استواری ابستن نشدنی
irreconcilable
جور نشدنی ناسازگار
immiscibility
حالت مخلوط نشدنی
illimitable
نامحدود محدود نشدنی
noninterchanging states
حالتهای تعویض نشدنی
prohibited risk
خطر بیمه نشدنی
inalienable
محروم نشدنی لایتجزا
an inseparable prefix
سر واژه جدا نشدنی
unequivocal
صریح اشتباه نشدنی
unequivocally
صریح اشتباه نشدنی
irreducible
ناکاستنی ساده نشدنی
unrelenting
بیرحم نرم نشدنی
ineffaceably
بطور پاک نشدنی
indelibly
بطور پاک نشدنی
impossible
امکان نا پذیر نشدنی
irredeemable
باز خرید نشدنی
indelible
محو نشدنی ماندگار
incalculably
بطور شمرده نشدنی
nonperishable items
اقلام فاسد نشدنی
nonerasable storage
حافظه پاک نشدنی
nonerasable storage
انباره پاک نشدنی
indissoluble
منحل نشدنی ماندگار
indelibility
پاک نشدنی بودن
indissolubly
بطور منحل نشدنی
indestructible
از میان نرفتنی نابود نشدنی
irreparable
مرمت ناپذیر خوب نشدنی
unbeatable
شکست ناپذیر مغلوب نشدنی
unfrequented
دور افتاده تکرار نشدنی
irreclaimable
بازیافت نکردنی درست نشدنی
incorruptible
فساد نا پذیر منحرف نشدنی
insuperable
شکست ناپذیر مغلوب نشدنی
inexcitable
دیر غضب تهیج نشدنی
incorrigible
بهبودی ناپذیر درست نشدنی
immitigable
سبک نشدنی تسکین ندادنی
infeasible
غیر عملی اجراء نشدنی
weatherproof
خراب نشدنی در اثر هوا
impossibility
عدم امکان کار نشدنی
inexhaustible
پایان نا پذیر تهی نشدنی
incompressible
فشار نا پذیر خلاصه نشدنی
nonexpendable
غیر استهلاکی مصرف نشدنی
piece part
قطعه سرهم و جدا نشدنی
irresolvable
غیر قابل تجزیه جدا نشدنی
incompressible
کوچک نشدنی غیر قابل تلخیص
inappeasable
غیر قابل تسکین قانع نشدنی
irrepealable
غیر قابل الغاء باطل نشدنی
inconvincible
اقناع نکردنی شخص متقاعد نشدنی
prolix
دراز
verbose
دراز
lengthy
دراز
dolichomorphic
دراز تن
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com