English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
English Persian
allegorization تمثیل نویسی
Other Matches
analogies تمثیل
allegory تمثیل
exemplification تمثیل
emblems تمثیل
exemplum تمثیل
similitude تمثیل
emblem تمثیل
allegories تمثیل
parable تمثیل
analogy تمثیل
parables تمثیل
allegorize تمثیل نوشتن
figuratively بر سبیل تمثیل
emblematist تمثیل ساز
parabolically بطریق تمثیل
allegorist تمثیل نویس
analogy تمثیل همترائی
analogies تمثیل همترائی
law of analogy قانون تمثیل
similize تشبیه کردن تمثیل اوردن
pascal زبان برنامه نویسی ساخت یافته سطح بالا که برای میکروها و آموزش برنامه نویسی به کار می رود
procedure زبان برنامه نویسی سطح بالا که امکان برنامه نویسی تابعی را فراهم میکند
stenography مختصر نویسی کوتاه نویسی
modula زمان برنامه نویسی سطح بالا مشتق شده از پاسکال که از روشهای برنامه نویسی تابعی و انتزاع داده استفاده میکند
structured programming برنامه نویسی ساختار یافته برنامه نویسی ساختاری برنامه نویسی ساخت یافته
encarpus [در معماری کلاسیک آراستن تمثیل ها بوسیله هلال گل، میوه و برگ]
forth نوعی برنامه نویسی جهت استفاده در برنامه نویسی وفیفهای
c رقمی در سیستم عدد نویسی مبنای شانزده که متنافر باعدد 21 در سیستم دهدهی است نام یک زبان برنامه نویسی سطح بالا که مناسب برای حل مسائل است
modular programming برنامه نویسی پیمانهای برنامه نویسی واحدی
apl یک زبان برنامه نویسی سطح بالا زبان برنامه نویسی رویه گرای سطح بالا برای محاسبات علمی و ریاضی
automatic programming روندی که طی ان کامپیوتر به صورت خودکار برنامه مبدابه زبان برنامه نویسی را به برنامه مقصد به کد ماشین ترجمه میکند برنامه نویسی به صورت خودکار برنامه سازی خودکار
automatic coding برنامه نویسی به صورت خودکار برنامه نویسی خودکار
chirography خط نویسی
endorsement فهر نویسی
prosaism نثر نویسی
enters نام نویسی
callings خوش نویسی
entered نام نویسی
enter نام نویسی
report writer گزارش نویسی
acceeptance قبولی نویسی
stenography تند نویسی
duplication دونسخه نویسی
mirror writing وارونه نویسی
note paper کاغذ نویسی
prosaism مبتذل نویسی
annotation حاشیه نویسی
pindaric مغلق نویسی
brachygraphy تند نویسی
shorthand تند نویسی
shorthand مختصر نویسی
countersign فهر نویسی
countersigned فهر نویسی
countersigning فهر نویسی
countersigns فهر نویسی
enlistment نام نویسی
enlistments نام نویسی
precipitousness work خلاصه نویسی
annotation فهر نویسی
annotations حاشیه نویسی
rewrote دوباره نویسی
rewritten دوباره نویسی
annotations فهر نویسی
rewrites دوباره نویسی
rewrite دوباره نویسی
lexicography لغت نویسی
lexicography فرهنگ نویسی
endorsements فهر نویسی
endorsements پشت نویسی
prescriptions نسخه نویسی
prescription نسخه نویسی
calligraphy خوش نویسی
typing ماشین نویسی
coding برنامه نویسی
subscription پذیره نویسی
subscriptions پذیره نویسی
endorsement پشت نویسی
prolixity دراز نویسی
listings فهرست نویسی
laconicism کوته نویسی
cryptography رمز نویسی
listing اسم نویسی
grandiloquence قلنبه نویسی
commentation تقریظ نویسی
listings اسم نویسی
microcoding ریزبرنامه نویسی
indorsement فهر نویسی
tachygraphy تند نویسی
graphorrhea بی ربط نویسی
laconism کوته نویسی
dactyliography نگین نویسی
listing فهرست نویسی
enrollment اسم نویسی
dramaturgy فن درام نویسی
letter paper کاغذ نویسی
macrography درشت نویسی
leetter writing کاغذ نویسی
rewriting دوباره نویسی
brachygraphy مختصر نویسی
registration نام نویسی
orthography درست نویسی
microprogramming ریزبرنامه نویسی
programming برنامه نویسی
palingraphia وارونه نویسی
synonymy مترادف نویسی
mythography افسانه نویسی
codification قانون نویسی
automatic writing ناهشیار نویسی
conveyancing قباله نویسی
enroll اسم نویسی کردن
functional programming برنامه نویسی تابعی
lexicographic order ترتیب لغت نویسی
matriculating نام نویسی کردن
programming aids ادوات برنامه نویسی
longhand دستینه تمام نویسی
paragrahia ناخوشی غلط نویسی
endorsement in full فهر نویسی کامل
essays تالیف مقاله نویسی
impanel نام نویسی کردن
enlisting نام نویسی کردن
indorse پشت نویسی کردن
indorse فهر نویسی کردن
enlists نام نویسی کردن
essay تالیف مقاله نویسی
automatic coing برنامه نویسی خودکار
interlinear دارای میان نویسی
interlineation در میان سطر نویسی
graphic arts هنر خط نویسی و طراحی
leetter writing نامه نویسی انشا
enlist نام نویسی کردن
itemization جزء بجزء نویسی
program language زبان برنامه نویسی
land sturm نام نویسی همگانی
number system سیستم عدد نویسی
optimum coding برنامه نویسی بهینه
acceptance duty الزام به قبولی نویسی
chief programmer سازمان برنامه نویسی
automatic programming برنامه نویسی اتوماتیک
coding form ورقه برنامه نویسی
coding form فرم برنامه نویسی
microcoding device دستگاه ریزبرنامه نویسی
optimm programming برنامه نویسی بهینه
one for one زبان برنامه نویسی
micrograph الت ریز نویسی
modular programming برنامه نویسی پیمانهای
modular coding برنامه نویسی پیمانهای
numeric coding برنامه نویسی عددی
application programming برنامه نویسی کاربردی
prospectus آگهی پذیره نویسی
by acceptance از طریق قبولی نویسی
annotation symbol علامت حاشیه نویسی
microprograming ریز برنامه نویسی
absolute coding برنامه نویسی مطلق
absolute code برنامه نویسی مطلق
applicants داوطلب نام نویسی
applicant داوطلب نام نویسی
logic programming برنامه نویسی منطقی
endorsements فهر نویسی جیرو
dynamic programming برنامه نویسی پویا
linear programming برنامه نویسی خطی
lexicographical مربوط به لغت نویسی
macroprogramming درشت برنامه نویسی
digraphic substitution رمز نویسی عددی
defensive programming برنامه نویسی تدافعی
optimum programming برنامه نویسی بهینه
computer programming برنامه نویسی کامپیوتری
concurrent programming برنامه نویسی همزمان
conventional programming برنامه نویسی قراردادی
mathematical programming برنامه نویسی ریاضی
verbosity دراز نویسی پرگویی
lexical وابسته به فرهنگ نویسی
endorsement فهر نویسی جیرو
stenogrsphic وابسته به تند نویسی
purism لفظ قلم نویسی
qualified endorsement پشت نویسی مقید
type write ماشین نویسی کردن
qualified indorsement فهر نویسی مقید
reenlistment تجدید نام نویسی
enters نام نویسی کردن
entered نام نویسی کردن
enter نام نویسی کردن
programming team تیم برنامه نویسی
programming statement حکم برنامه نویسی
programming librarian بایگان برنامه نویسی
levying تحمیل نام نویسی
script assistant معاون برنامه نویسی
levy تحمیل نام نویسی
levies تحمیل نام نویسی
levied تحمیل نام نویسی
relative coding برنامه نویسی نسبی
doublet رمز نویسی دوبله
backs پشت نویسی کردن
back پشت نویسی کردن
system programming برنامه نویسی سیستم
symbolic programming برنامه نویسی سمبلیک
symbolic programing برنامه نویسی نمادی
symbolic coding برنامه نویسی نمادی
programming برنامه نویسی کامپیوتر
tots سرجمع حاشیه نویسی
systems programming برنامه نویسی سیستم
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com