English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (19 milliseconds)
English Persian
pressure gaverner تنظیم کننده فشار
Search result with all words
compensating relief valve شیر رها کننده فشار با شیرترمواستاتیک برای کاهش فشار تنظیم شده هنگامیکه روغن داغ است
Other Matches
corrector جبرانگر تعدیل کننده تصحیح کننده تنظیم کننده
pressure adjustment تنظیم فشار
light-load adjustment screw پیچ تنظیم فشار نور
cut-outs روزنهای در هواپیماهی دارای کابین با فشار تنظیم شده بعنوان در پنجره و غیره
cut-out روزنهای در هواپیماهی دارای کابین با فشار تنظیم شده بعنوان در پنجره و غیره
sidelay تنظیم کننده کناره کاغذ وسیله تنظیم کناره کاغذ درماشین چاپ
framer تنظیم کننده
regularizer تنظیم کننده
corrector تنظیم کننده
regulator تنظیم کننده
line regulator تنظیم کننده
regulators تنظیم کننده
field rheostat تنظیم کننده میدان
speed regulator تنظیم کننده سرعت
rotary type regulator تنظیم کننده گردان
speed governor تنظیم کننده سرعت
automatic timing advance تنظیم کننده خودکار
elevation adjustment تنظیم کننده بالابر
field regulator تنظیم کننده میدان
voltage regulator تنظیم کننده ولتاژ
zero adjuster تنظیم کننده صفر
setting ring حلقه تنظیم کننده
control wheel صفحه تنظیم کننده
thermostat تنظیم کننده حرارت
thermostats تنظیم کننده حرارت
slip regulator تنظیم کننده لغزش
turbine governor تنظیم کننده توربین
regulating resistance مقاومت تنظیم کننده
control member عضو تنظیم کننده
jet mixer مخلوط کننده با فشار اب
induction regulator تنظیم کننده ولتاژ القائی
main regulator تنظیم کننده محور اصلی
torque regulator تنظیم کننده گشتاور پیچشی
tangent screw پیچ تنظیم کننده در تئودولیت
frog-adjustment screw پیچ قلابی تنظیم کننده
voltage regulator تنظیم کننده اختلاف سطح
thermostats تنظیم کننده هوای سرد
line drop compensator تنظیم کننده یا رگولاتور ولتاژ
thermostat تنظیم کننده هوای سرد
gavernor valve سوپاپ یا دریچه تنظیم کننده
carbon pile voltage regulator تنظیم کننده ولتاژ زغالی
voltage stabilizer تثبیت کننده فشار الکتریکی تثبیت کننده ولتاژ
high pressure sterilizer استرلیزه کننده فشار قوی
high pressure compressor منراکم کننده فشار قوی
pacemaker دستگاه تنظیم کننده ضربان قلب
pacemakers دستگاه تنظیم کننده ضربان قلب
membrane keyboard احساس کننده فشار را فعال میکند
pressure equalized addition funnel قیف افزایشی متعادل کننده فشار
bilge blocks قسمتهای تولید کننده فشار دریایی
delimiting تنظیم حجم داده با استفاده از محدود کننده ها
delimits تنظیم حجم داده با استفاده از محدود کننده ها
delimited تنظیم حجم داده با استفاده از محدود کننده ها
adjustable stabilizer تثبیت کننده افقی قابل تنظیم هواپیما
thermostat تنظیم کننده درجه حرارت نافم گرما
delimit تنظیم حجم داده با استفاده از محدود کننده ها
thermostats تنظیم کننده درجه حرارت نافم گرما
on board regulation تنظیمی که در ان هر برد داخل یک سیستم تنظیم کننده ولتاژخاص خود را دارد
back pressure turbine توربین بخاری که تمام بخارخروجی ان با فشار به داخل شبکه گرم کننده جذب میشود
sight adjustment تنظیم دستگاه نشانه روی تنظیم زاویه یاب قلق گیری کردن
load regulator رگولاتور بار تنظیم کننده بار
voltage regulator تنظیم کننده ولتاژ نافم ولتاژ
camera station ایستگاه تنظیم عکاسی هوایی نقطه تنظیم دوربین
compressor دستگاه فشار دستگاه متراکم کننده
compressors دستگاه فشار دستگاه متراکم کننده
cabin pressure فشار مطلق داخل هواپیما اختلاف فشار بین کابین واتمسفر پیرامون
tune تنظیم سیستم در نقط ه بهینه آن با تنظیم دقیق
tunes تنظیم سیستم در نقط ه بهینه آن با تنظیم دقیق
pressurized cabin اطاق فشار هوای هواپیما کابین فشار
self- قطعه RAM پوییا با مدار تو کار برای تولید سیگنالهای تنظیم کننده که باعث برگرداندن داده میشود وقتی که برق قط ع میشود با استفاده از باتری پشتیبان
range spotting تنظیم مسافت تنظیم هدف کردن
tune تنظیم کردن بی سیم تنظیم چانل
tunes تنظیم کردن بی سیم تنظیم چانل
pitot static system سیستم نشان دهندهای که باترکیبی از فشار محلی تغذیه میشود اختلاف این دو فشار باسرعت نسبی فاهری متناسب است
pore pressure فشارمنفذی فشار اب منفذی فشار خنثی
pages انتخابی که به کاربر امکان نحوه تنظیم صفحه برای چاپ بدهد. با تنظیم حاشیه " اندازه کاغذ و سایز کاغذ
paged انتخابی که به کاربر امکان نحوه تنظیم صفحه برای چاپ بدهد. با تنظیم حاشیه " اندازه کاغذ و سایز کاغذ
page انتخابی که به کاربر امکان نحوه تنظیم صفحه برای چاپ بدهد. با تنظیم حاشیه " اندازه کاغذ و سایز کاغذ
cabin pressurization safety valve شیری مرکب از شیر خلاص فشار و خلاء و شیر تخلیه برای جلوگیری از افزایش بیش از حد فشار داخل کابین
compressor pressure ratio نسبت فشار سیال بعد ازکمپرسوز یا در خروجی ان به فشار سیال قبل از ورودیا در ورودی ان
isopiestic دارای فشار یکسان خط هم فشار
rheostat دستگاه تنظیم جریانهای متغیر برق دستگاه یا جعبه تنظیم مقاومت
rheostatic دستگاه تنظیم جریانهای متغیر برق دستگاه یا جعبه تنظیم مقاومت
calibration تنظیم دستگاه بی سیم تصحیح کردن تنظیم کردن کالیبر سنجی
medical regulator تنظیم کننده امور بهداشتی مدیر امور بهداشتی
sight alinement تنظیم محور زاویه یاب تنظیم محور دوربین و وسایل نشانه روی با محور لوله
BNC connector متصل کننده فلزی استوانهای شکل با هسته مسی که در انتهای کابل Coaxial قرار دارد و برای اتصال کابل ها به هم اسفاده میشود و با فشار دادن و چرخاندن استوانه فلزی دور دو سوزن قفل کنند و و صل میشود
low head plant نیروگاه ابی فشار ضعیف تاسیسات فشار ضعیف
go no go اچار تنظیم فاصله سر تیر بارکالیبر 7/21 اچار تنظیم فاصله پیشانی گلنگدن
piezoelectric ویژگی برخی کریستالها که به هنگام اعمال ولتاژ به انهاتحت فشار قرار می گیرند یابه هنگام قرار گرفتن درمعرض فشار مکانیکی یک ولتاژ تولید می کنند
adjusting ring حلقه تنظیم زمان ماسوره حلقه تنظیم
throttling type governor تنظیم کننده نوع ساساتی رگولاتور نوع ساساتی گاورنر نوع ساساتی
energy absorber مکانیسم ضربه گیری مکانیسم دفع فشار حرکت دستگاه دفع فشار
impluse level سطح فشار ضربهای استحکام فشار ضربهای
high voltage transformer ترانسفورماتور فشار قوی مبدل فشار قوی
pitot pressure فشار وارد به انتن فشارسنج هواپیما یا ناو فشار انتن فشارسنج
clear one's ears متعادل کردن فشار نسبت به پرده گوشها هنگام شیرجه فشار متعادل در طرفین هنگام شیرجه در اب
trimsize اندازه تنظیم شده نقشه حواشی تنظیم شده نقشه
calibrated air speed سرعت هوایی تنظیم شده سرعت تنظیم شده هواپیما
hypobaric مربوط به ارزیابی اثار کم شدن فشار جو مربوط به کم شدن فشار جو
low voltage distribution system شبکه پخش فشار ضعیف تاسیسات پخش فشار ضعیف
altitude/height hold متوقف کننده سقف پروازهواپیما محدود کننده خودکارارتفاع پرواز هواپیما
marshaller هدایت کننده به محل تجمع جمع اوری کننده یکان
inhibitor کنترل کننده سوزش خرج موشک ممانعت کننده ازاشتعال
propounder ابراز کننده یا مطرح کننده وصیت نامه در دادگاه امورحسبی
quick disconnect coupling کوپلینگی برای لولههای ی سیالات دارای دریچههای مسدود کننده و اجزاء اب بندی- کننده
primer وسیله به کار اندازنده مشتعل کننده گرم کننده
primers وسیله به کار اندازنده مشتعل کننده گرم کننده
sensor گیرنده یادریافت کننده خاطرات حسی ضبط کننده
homogeneous computer network یچ کننده و توزیع کننده که همه کانالهای داده آن از پروتکل و نرخ ارسال یکسان استفاده می کنند
makgi boowi نقاط حمله کننده و دفاع کننده تکواندو
detonators منفجر کننده مشتعل کننده چاشنی منفجرکننده
del credere وصول کننده مطالبات تضمین کننده طلبها
vasomotor اعصاب تنگ کننده وگشاد کننده رگها
distractive گیج کننده برگرداننده یا اشغال کننده فکر
interceptor هواپیمای رهگیری کننده استراق سمع کننده
changer دواتصال کننده که اتصال کننده مادگی را به نری
detonator منفجر کننده مشتعل کننده چاشنی منفجرکننده
interceptors هواپیمای رهگیری کننده استراق سمع کننده
steam fitter نصب کننده وتعمیر کننده لولههای بخار
search jammer تولید کننده پارازیت در انتن رادار وسیله جلوگیری کننده از تجسس رادار وسیله جلوگیری کننده از مراقبت
high burst ranging تنظیم تیر بروش ترکش بالا تنظیم تیر بروش تیر زمانی بالا
padding پنهان کننده یااستتار کننده پیامها
expostulator سرزنش کننده نصیحت کننده باسرزنش
prepossessing مجذوب کننده جلب توجه کننده
claqueur تشویق کننده [یا هو کننده] استخدام شده
sprining charge خرج چال کننده یا گود کننده
suppressive خنثی کننده اتش سرکوب کننده
stop order دستور عدم پرداخت از طرف صادر کننده سند مالی به مرجع پرداخت کننده
astigmatizer وسیله استیگمات کننده وسیله تقویت کننده مسافت یاب برای دیدن نور کم در شب
presentor ارائه کننده معرفی کننده
practicer تمرین کننده مشق کننده
homager تجلیل کننده کرنش کننده
modulator demodulator تلفیق کننده- تفکیک کننده
lifter مرتفع کننده برطرف کننده
transmitters منتقل کننده مخابره کننده
supplicant درخواست کننده تضرع کننده
insulators جدا کننده عایق کننده
insulator جدا کننده عایق کننده
provisioner تدارک کننده تهیه کننده
preventive حفافت کننده جلوگیری کننده
oppressive خورد کننده ناراحت کننده
transmitter منتقل کننده مخابره کننده
gesticulant اشاره کننده وحرکت کننده
hanger اویزان کننده معلق کننده
prosecutors پیگرد کننده تعقیب کننده
intermediaries وساطت کننده مداخله کننده
cogitator اندیشه کننده مطالعه کننده
intermediary وساطت کننده مداخله کننده
divider جدا کننده تقسیم کننده
diverting سرگرم کننده منحرف کننده
presenters ارائه کننده معرفی کننده
contractive جمع کننده چوروک کننده
coordinator هم اهنگ کننده هماهنگ کننده
presenter ارائه کننده معرفی کننده
modifiers اصلاح کننده تعدیل کننده
prosecutor پیگرد کننده تعقیب کننده
modifier اصلاح کننده تعدیل کننده
hangers اویزان کننده معلق کننده
trimmer دستکاری کننده صاف کننده
thwarter خنثی کننده مسدود کننده
whetstone تیز کننده تند کننده
vibrators ارتعاش کننده نوسان کننده
the producer and the consumer تولید کننده و مصرف کننده
vibrator ارتعاش کننده نوسان کننده
acknowledger تصدیق کننده قبول کننده
accaimer هلهله کننده تحسین کننده
suberter سرنگون کننده تضعیف کننده
toasters سرخ کننده برشته کننده
desolator ویران کننده متروک کننده
discriminant تفکیک کننده جدا کننده
designative اشاره کننده تعیین کننده
spell binder مسحور کننده مجذوب کننده
corrupter فاسد کننده منحرف کننده
thickeners غلیظ کننده پرپشت کننده
favourer یاری کننده مساعدت کننده
thickener غلیظ کننده پرپشت کننده
supplicants درخواست کننده تضرع کننده
venerator تکریم کننده ستایش کننده
toaster سرخ کننده برشته کننده
desolater ویران کننده متروک کننده
corruptor فاسد کننده منحرف کننده
striking force نیروی تک کننده یا کمین کننده
sniffy افهار تنفر کننده فن فن کننده
spreading تنظیم
adjustments تنظیم
timing تنظیم
adjustment تنظیم
shaping regulating تنظیم
alignment تنظیم
regularization تنظیم
alignments تنظیم
calibration تنظیم
formulation تنظیم
set out تنظیم
regulation تنظیم
fuel cooled oil cooler خنک کننده روغن که در ان ازسوخت بعنوان ماده خنک کننده استفاده میشود
skeletonizer تهیه کننده استخوان بندی یا کالبد چیزی تهیه کننده رئوس مطالب
dragger شرکت کننده در مسابقه اتومبیلرانی سرعت شرکت کننده درمسابقه سرعت موتورسیکلت رانی شرکت کننده در مسابقه قایقرانی سرعت
procuring activity یکان تهیه کننده و تحویل دهنده اماد قسمت اماد کننده
plasticizer ماده سخت کننده و کشدار کننده خرج انفجار یا خرج تلاش
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com