English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (2 milliseconds)
English Persian
only death does not tell lies تنها مرگ است که دروغ نمی گوید
Other Matches
She is a habitual liar. روی عادت دروغ می گوید
one or other of you lies یکی از شما دو تن دروغ می گوید
perjurer کسی که سوگند دروغ می خورد یا شهادت دروغ میدهد
fibbed دروغ در چیز جزئی دروغ گفتن
fibs دروغ در چیز جزئی دروغ گفتن
fibbing دروغ در چیز جزئی دروغ گفتن
rouser دروغ شاخدار دروغ خیلی بزرگ
fib دروغ در چیز جزئی دروغ گفتن
perjury قسم دروغ گواهی دروغ
my ears burn گویی کسی از من سخن می گوید
it is said in the bible that در کتاب مقدس می گوید یامینویسد که
He swears like a trooper. آدم بد دهنی است (فحش وناسزا می گوید )
My sister says she's looking forward to meeting you. خواهر من می گوید که مشتاق است با شما آشنا شود.
Foxes when they cannot reach the grapes say they a. <proverb> روباه دستش به انگور نمى رسد مى گوید ترش است .
attention code حروف AT در دستور Hayes AT به مودم می گوید که دستوری در ادامه بیان خواهد شد
anthropomorphic software نرم افزاری که به آنچه کاربر می گوید عکس العمل نشان میدهد
dos نشانگری که می گوید DOS آماده پذیرش یک دستور تایپ شده روی صفحه کلید است
pipe که به سیستم عامل می گوید خروجی یک دستور را به دستور دیگر بفرستد به جای نمایش آن
piped که به سیستم عامل می گوید خروجی یک دستور را به دستور دیگر بفرستد به جای نمایش آن
dynamically توقف فرآیند ووووقتی سیستم به کاربر می گوید پیش از خاتمه فرآیند عملی باید انجام شود
dynamic توقف فرآیند ووووقتی سیستم به کاربر می گوید پیش از خاتمه فرآیند عملی باید انجام شود
meter power supply امکان ای در ویندوز که میزان توان باتری را در laptop نشان میدهد و نیز می گوید آیا از طریق بالا اجرا میشود یا منبع اصلی الکتریسیته
fable دروغ
fables دروغ
fib دروغ
falsehoods دروغ
falsehood دروغ
calumny دروغ
fibs دروغ
fibbing دروغ
false دروغ
fibbed دروغ
lied دروغ
lies دروغ
lie دروغ
equivocation دروغ
false accusation دروغ
fibster دروغ گو
perjurious دروغ
falsity دروغ
calumnies دروغ
untrue دروغ
single handed تنها
by yourself تنها
just تنها
siolus تنها
solitarily تنها
out in the cold <idiom> تنها
single تنها
by oneself تنها
single-handed تنها
solitary تنها
lonely تنها
loneliest تنها
lonelier تنها
exclusive تنها
by it self تنها
by one,s self تنها
recluses تنها
recluse تنها
solus تنها
unaccompanied تنها
merest تنها
mere تنها
solos تنها
soles تنها
unique تنها
sole تنها
single line خط تنها
solo تنها
lone تنها
only تنها
alone تنها
uniquely تنها
A pack of lies . یک مشت دروغ
A transparent (blatant)lie. دروغ شاخدار
lies :دروغ گفتن
lied :دروغ گفتن
lie دروغ گفتن
white lies دروغ سفید
to lie in one's throat دروغ شاخدارگفتن
leasing دروغ گویی
to invent stories دروغ ساختن
false oath قسم دروغ
to spin yarns دروغ ساختن
whiff دروغ گفتن
weasel دروغ گفتن
weasels دروغ گفتن
bung ساقی دروغ
bunged ساقی دروغ
bunging ساقی دروغ
bungs ساقی دروغ
white lies دروغ مصلحتآمیز
jactitation دعوی دروغ
lay to دروغ گفتن
lie detector دروغ سنج
to give the lie to دروغ در اوردن
pathometer دروغ سنج
to forge a lie دروغ بافتن
thumper دروغ شاخدار
they suspect him of lying دروغ باومیبرند
tarradiddle دروغ کوچک
taradiddle دروغ کوچک
swearword قسم دروغ
pseudologia fantastica دروغ پردازی
jactation دعوی دروغ
jack o' lantern دروغ نور
it proved false دروغ بود
white lie دروغ سفید
false oath سوگند دروغ
falseness دروغ بودن
fictitiousness بخودبستگی دروغ
fairy tales دروغ شاخدار
fairy tales دروغ شگفتانگیز
fairy tale دروغ شاخدار
fairy tale دروغ شگفتانگیز
disinformation دروغ پراکنی
in reproof of lying درنکوهش دروغ
to tell a lie دروغ گفتن
it proved false دروغ درامد
pseudology دروغ گویی
belying دروغ گفتن
equivocating دروغ گفتن
prevaricate دروغ گفتن
prevaricated دروغ گفتن
prevaricates دروغ گفتن
prevaricating دروغ گفتن
fictions وهم دروغ
belie دروغ گفتن
belied دروغ گفتن
equivocates دروغ گفتن
equivocated دروغ گفتن
falsely بطور دروغ
ruise اخبار دروغ
fiction وهم دروغ
falsehoods سخن دروغ
belies دروغ گفتن
equivocate دروغ گفتن
gab دروغ گفتن
falsehood سخن دروغ
lone electron الکترون تنها
sole argument تنها دلیل
he alone went تنها اورفت
sole تنها انحصاری
soli تنها خوانان
aside صحبت تنها
wirte only تنها نوشتن
single haneded دست تنها
sole شالوده تنها
leave alone تنها گذاردن
lonesome تنها وبیکس
read only تنها خواندنی
to pull a lone oar تنها کارکردن
strand تنها گذاشتن
soles شالوده تنها
soles تنها انحصاری
asides صحبت تنها
Do not leave me alone. من را تنها نگذار.
bread alone تنها نان
singly تنها انفرادا
fly by the seat of one's pants <idiom> دست تنها
single تنها یک نفری
bare handed دست تنها
strands تنها گذاشتن
manswear سوگند دروغ خوردن
perjuring شهادت دروغ دادن
forswearing سوگند دروغ خوردن
forswears سوگند دروغ خوردن
lie detector دستگاه کشف دروغ
to lie like a gasmeter دروغ بزرگ گفتن
bouncers دروغ بزرگ وفاحش
bouncer دروغ بزرگ وفاحش
white lie <idiom> دروغ مصلحت آمیز
forswear سوگند دروغ خوردن
to forswear oneself سوگند دروغ خوردن
fabulously بشکل افسانه یا دروغ
to swore falsely سوگند دروغ خوردن
it sounds false دروغ بنظر میرسد
perjure سوگند دروغ خوردن
perjures شهادت دروغ دادن
perjures قسم دروغ خوردن
perjures گواهی دروغ دادن
white lie دروغ مصلحت آمیز
perjures سوگند دروغ خوردن
falsism سخن دروغ و بی مزه
perjure شهادت دروغ دادن
false witness گواهی یاشهادت دروغ
A white lie . دروغ مصلحت آمیز
to persuade oneself به خود دروغ گفتن
perjure گواهی دروغ دادن
perjuring سوگند دروغ خوردن
he lied to me بمن دروغ گفت
perjuring قسم دروغ خوردن
plumper دروغ صرف سقوط
perjure قسم دروغ خوردن
travellers tell fine tales جهاندیده بسیارگوید دروغ
whiff دروغ در چیزی گفتن
he tipped me the traveller دروغ بمن گفت
he scorns to lie از دروغ گفتن عاردارد
perjuring گواهی دروغ دادن
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com