English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (9 milliseconds)
English Persian
aftercare توجه و موافبت درمرحلهء نقاهت
Other Matches
convalescence نقاهت
dispensaries نقاهت خانه
dispensary نقاهت خانه
convalescence دوره نقاهت
convalescent home نقاهت خانه
pull round رفع نقاهت کردن
convalesce بهبودی یافتن دوره نقاهت را گذراندن
convalesced بهبودی یافتن دوره نقاهت را گذراندن
convalesces بهبودی یافتن دوره نقاهت را گذراندن
convalescing بهبودی یافتن دوره نقاهت را گذراندن
screamer اگهی درشت وجالب توجه در روزنامه مطالب جالب توجه
vigilance موافبت
watchfully با موافبت
attendance موافبت
attentiveness موافبت
attendances موافبت
attention موافبت
attentions موافبت
carefulness موافبت
care نگهداری موافبت
to keep an eyes on موافبت کردن
tendance موافبت پرستاری
assistance موافبت رسیدگی
cares نگهداری موافبت
to watch over موافبت کردن
alertress زرنگی موافبت
cared موافبت بیم
cares موافبت بیم
care موافبت بیم
cared نگهداری موافبت
assisting موافبت کردن ملحق شدن
mind موافبت کردن ملتفت بودن
assist موافبت کردن ملحق شدن
assisted موافبت کردن ملحق شدن
assists موافبت کردن ملحق شدن
minding موافبت کردن ملتفت بودن
to keep watch کشیک کشیدن موافبت کردن
minds موافبت کردن ملتفت بودن
to be all eyes موافبت کامل کردن سرتاپاچشم شدن
nursling بچهای که مورد موافبت قرار میگیرد
draw attention توجه کسی را جلب کردن توجه جلب شدن
governess زنی که موافبت بچه یا اشخاص جوان را بعهده میگیرد زن حاکم
eyeservant نوکری که فقط هنگام موافبت اقایش خوب کارمیکند نوکرپیش رو
governesses زنی که موافبت بچه یا اشخاص جوان را بعهده میگیرد زن حاکم
eye service خدمتی که فقط هنگام موافبت خوب انجام داده میشود نگاه عاشقانه
questionof interest پرسشهای جالب توجه موضوعهای جالب توجه
favorites طرف توجه شخص طرف توجه شی مطلوب
favourite طرف توجه شخص طرف توجه شی مطلوب
favourites طرف توجه شخص طرف توجه شی مطلوب
watching مراقبت کردن موافبت کردن
well-groomed موافبت شده مهتری شده
watched مراقبت کردن موافبت کردن
watches مراقبت کردن موافبت کردن
well groomed موافبت شده مهتری شده
watch مراقبت کردن موافبت کردن
attend موافبت کردن گوش کردن
attending موافبت کردن گوش کردن
attends موافبت کردن گوش کردن
attendances توجه
noting توجه
note توجه
re با توجه به
re- با توجه به
heedfully با توجه
keep توجه
heeded توجه
attentiveness توجه
unresponsive بی توجه
listlessly بی توجه
listless بی توجه
oblivious بی توجه
notes توجه
inattentive بی توجه
heed توجه
heeding توجه
heeds توجه
attendance توجه
adverence توجه
advertence توجه
advertency توجه
assiduity توجه
attention to orders توجه
keeps توجه
NB توجه!
attention توجه
attentions توجه
unconsidered بی توجه
turn to توجه
remarks توجه
remarking توجه
remarked توجه
remark توجه
regarded توجه
care توجه
tendance توجه
cares توجه
cared توجه
heedfulness توجه
regards توجه
mindfulness توجه
regard توجه
mindfully با توجه
cautions توجه کنید
unwitting بی توجه بی هوش
notable جالب توجه
notables جالب توجه
tents توجه کردن
tent توجه کردن
hereunto <adv.> با توجه به این
notwithstanding بدون توجه
safe keeping حفافت توجه
pay attention <idiom> توجه کردن
get with it <idiom> توجه کردن
Your attention please. توجه فرمایید !توجه فرمایید !
Take care of the infant. از نوزاد توجه کن
hereto <adv.> با توجه به این
riding high <idiom> جالب توجه
engaging جالب توجه
focal point کانون توجه
caution توجه کنید
cautioning توجه کنید
cautioning اخطار توجه
cautions اخطار توجه
cautioned اخطار توجه
as to that <adv.> با توجه به این
concerning this <adv.> با توجه به این
on this <adv.> با توجه به این
wistfully با دقت و توجه
for this purpose <adv.> با توجه به این
inattention عدم توجه
inattention فقدان توجه
interesting جالب توجه
cautioned توجه کنید
introversion توجه بدرون
observingly از روی توجه
auspice حسن توجه
attention to orders توجه کنید
span of attention فراخنای توجه
attention span فراخنای توجه
oyez توجه کنید
attention seeking توجه طلب
attention getting توجه طلب
attention deficit کاستی توجه
at nurse در توجه دایه
nota bene توجه شود
detraction کاهش توجه
intentness سرگرمی توجه
hypoprosexia فقدان توجه
hypoprosessis فقدان توجه
caution اخطار توجه
figure on توجه کردن
field of attention میدان توجه
favor توجه مرحمت
eye catcher چیزجالب توجه
nota bene قابل توجه
devil may care بی توجه به مقام
pay respect to توجه داشتن به
perpend توجه کردن
liberals جالب توجه
see after توجه داشتن به
self care توجه از خود
take care of توجه کردن از
tentless بی توجه بی دقت
look after توجه داشتن به
to be d. to توجه نکردن به
to drive at توجه داشتن به
to llok توجه کردن
to take keep توجه کردن
to watch over توجه کردن
welfare توجه کردن
notice توجه اطلاع
liberal جالب توجه
yummy جالب توجه
regarded رعایت توجه
considerations توجه تامل
considerations توجه مراعات
consideration توجه تامل
consideration توجه مراعات
noticing توجه اطلاع
notices توجه اطلاع
noticed توجه اطلاع
wistfulness توجه دقت
considerable قابل توجه
remarkable جالب توجه
remarkable قابل توجه
attend توجه کردن
substantial قابل توجه
striking قابل توجه
favoured طرف توجه
strikingly قابل توجه
attends توجه کردن
attending توجه کردن
interest توجه نظر
mark توجه کردن
interests توجه نظر
marks توجه کردن
auspices حسن توجه
regards رعایت توجه
regard رعایت توجه
notation ثبت توجه
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com