Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 117 (7 milliseconds)
English
Persian
unitary
توحید گرای
unitarian
توحید گرای
Other Matches
transit bearing
گرای انتقالی گرای عبور کشتی یا هواپیما
monotheism
توحید
monotheistic belief
توحید
henotheism
توحید نوبتی
monotheistic
وابسته به توحید
unitarianism
توحید گرایی
team up
توحید مساعی کردن
join hands
توحید مساعی کردن
theism
خدا شناسی توحید
syncretism
اعتقاد به توحید عقاید همتایی
skeptic
شک گرای
incalescent
گرما گرای
lipophilic
چربی گرای
magnetic azimuth
گرای مغناطیسی
meliorist
بهبود گرای
communalist
اشتراکی گرای
back azimuth method
گرای وارونه
dermotropic
پوست گرای
heliotrope
افتاب گرای
halophile
ابشور گرای
grid bearing
گرای شبکه
compass azimuth
گرای مغناطیسی
evolutionist
فرگشت گرای
individualists
فرد گرای
compass direction
گرای مغناطیسی
equalitarian
تساوی گرای
grid azimuth
گرای شبکه
oxyphil
اسید گرای
theocentric
خدا گرای
true azimuth
گرای حقیقی
escapist
گریز گرای
escapists
گریز گرای
impressionist
برداشت گرای
impressionists
برداشت گرای
structuralist
ساخت گرای
structuralists
ساخت گرای
supremacist
برتری گرای
supremacists
برتری گرای
theist
یزدان گرای
solipsist
نفس گرای
separatist
جدا گرای
oxyphile
اسید گرای
photophilic
نور گرای
pneumotropic
ریه گرای
pragmatist
مصلحت گرای
progressivist
پیشرفت گرای
relative bearing
گرای نسبی
ruralist
روستا گرای
saprophytic
پوده گرای
segregationist
جدایی گرای
realistically
راستین گرای
socialist
جامعه گرای
socialists
جامعه گرای
realistically
تحقق گرای
realistic
راستین گرای
extrovert
برون گرای
realistic
تحقق گرای
realists
راستین گرای
realists
تحقق گرای
realist
راستین گرای
realist
تحقق گرای
extroverts
برون گرای
materialists
ماده گرای
militarist
جنگ گرای
feudal
تیول گرای
ultramodernist
فرانو گرای
egalitarian
تساوی گرای
materialist
ماده گرای
nationalists
ملت گرای
doctrinaire
ایین گرای
assumed azimuth
گرای فرضی
capitalist
سرمایه گرای
capitalists
سرمایه گرای
centralist
مرکز گرای
nudist
برهنگی گرای
sectarian
فرقه گرای
individualist
فرد گرای
centralists
مرکز گرای
nationalist
ملت گرای
militarists
جنگ گرای
reactionary
مخالفت گرای بی منطق
regionalist
منطقهای ناحیه گرای
regionalistic
منطقهای ناحیه گرای
reactionaries
مخالفت گرای بی منطق
visionary
الهامی رویا گرای
visionaries
الهامی رویا گرای
corrected azimuth
گرای تصحیح شده
hygrophyte
گیاه رطوبت گرای
imperialistic
استعمار گرای بهره جویانه
true azimuth
سمت حقیقی گرای جغرافیایی
compass azimuth
گرای قطب نمای کشتی
azimuth
گرای نجومی راس القدم
azimuth angle
زاویه گرای نجومی هواپیما
closing azimuth error
اشتباه گرای بستن پیمایش
back azimuth method
گرای معکوس در اخراج اشعه
quixotic
ارمان گرای وابسته به دان کیشوت
traditionalists
پیرو روایات وسنن سنت گرای
traditionalist
پیرو روایات وسنن سنت گرای
conversion angle
زاویه تبدیل گرای مسیر ناو
layihg azimuth
گرای روانه کردن لوله توپ
militarists
ارتش گرای هواخواه توسعه یا سیاست نظامی
gyroscope
وسیله تعیین کننده گرای نجومی بطورخودکار
gyroscopes
وسیله تعیین کننده گرای نجومی بطورخودکار
militarist
ارتش گرای هواخواه توسعه یا سیاست نظامی
introverts
شخصی که متوجه بباطن خود است خویشتن گرای
introvert
شخصی که متوجه بباطن خود است خویشتن گرای
ozone
نوعی اکسیژن ابی کمرنگ گازی و تغییر گرای
steered
در رهگیری هوایی و پشتیبانی مستقیم هوایی یعنی گرای مغناطیسی داده شده را ببندید تا به من برسید
steers
در رهگیری هوایی و پشتیبانی مستقیم هوایی یعنی گرای مغناطیسی داده شده را ببندید تا به من برسید
steer
در رهگیری هوایی و پشتیبانی مستقیم هوایی یعنی گرای مغناطیسی داده شده را ببندید تا به من برسید
pigeons
در رهگیری هوایی یعنی اینکه گرای مغناطیسی و مسافت پایگاه هوایی از هواپیما این قدر است
pigeon
در رهگیری هوایی یعنی اینکه گرای مغناطیسی و مسافت پایگاه هوایی از هواپیما این قدر است
azimuth deviation
اختلاف گرای نجومی اختلاف سمت هواپیما
ascendant
فراز جو فراز گرای
apl
یک زبان برنامه نویسی سطح بالا زبان برنامه نویسی رویه گرای سطح بالا برای محاسبات علمی و ریاضی
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com