Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (11 milliseconds)
English
Persian
functional distribution
توزیع درامدبه عوامل تولید و مطالعه نحوه این توزیع
Other Matches
functional distribution of income
توزیع درامد بر حسب کارکرد توزیع درامد بین عوامل تولیدبدون توجه به مالکیت عوامل تولید
dealing arrangments
نحوه توزیع
gini coefficient
شاخص نابرابری درامد که از منحنی لورنز بدست می ایددرصورتیکه توزیع درامدکاملا برابر باشد این ضریب مساوی صفر ودرصورتیکه توزیع درامد کاملا نابرابرباشد این ضریب مساوی 1است هرچه این ضریب کوچک باشد توزیع درامد عادلانه تراست
poisson distribution
این توزیع در حقیقت یک توزیع احتمال برای متغیرهای تصادفی ناپیوسته است که دران میزان احتمال بسیارکوچک و در مقابل تعدادمشاهدات بسیار زیاد است
elasticity of factor substitution
کشش جانشینی عوامل مقیاسی از درجه قابلیت جانشینی بین عوامل تولید در هر فرایند تولیدی
geopolitics
مطالعه نفوذ عوامل فیزیکی
euler theorem
در صورتی که تابع تولید همگن درجه یک باشد بر اساس قضیه اولر کل تولید مساوی مجموع پرداختی ها به عوامل تولیدمیباشد
distribution
پخش توزیع اماد توزیع کردن پخش کردن
distributions
پخش توزیع اماد توزیع کردن پخش کردن
increasing cost industry
حالتی است که چند موسسه به صنعت خاصی بپردازند ودر نتیجه محدودیت عوامل تولید و کمبود انها هزینه تولید بالا رود
group dynamics
مطالعه عوامل و نیروهای موثر در یک گروه بشری
declassified cost
هزینه کالای تولید شده که دران سهم هر یک از عوامل تولید مشخص شده باشد
production factors
عوامل تولید
factors of production
عوامل تولید
agents of production
عوامل تولید
marketing
توزیع
allotments
توزیع
issue
توزیع
t distribution
توزیع تی
repartition
توزیع
issues
توزیع
issued
توزیع
dissemination
توزیع
allotment
توزیع
distribution
توزیع
distributions
توزیع
dispensations
توزیع
dispensation
توزیع
inputs
عوامل تولید منابع
fixed factor
عوامل تولید ثابت
factor mobility
تحرک عوامل تولید
mobility of factors of production
تحرک عوامل تولید
fixed factor
عوامل ثابت تولید
factor markets
بازارهای عوامل تولید
factor earnings
درامد عوامل تولید
factor cost line
خط هزینه عوامل تولید
elements of expense
عوامل تولید هزینه
sample distribution
توزیع نمونه
allotment
تخصیص توزیع
uniform distribution
توزیع یکنواخت
revolving top
استوانه توزیع
basic of issue
مبنای توزیع
demotic distribution
توزیع جمعیت
dispatches
توزیع امکانات
dispatch
توزیع امکانات
despatching
توزیع امکانات
despatched
توزیع امکانات
rotation system
توزیع تناوبی
despatches
توزیع امکانات
unit of issue
واحد توزیع
unit of issue
مبنای توزیع
unfair distribution
توزیع ناعادلانه
hypergeometric distribution
توزیع فراهندسی
planck distribution
توزیع پلانک
poisson distribution
توزیع پواسون
poissan distribution
توزیع پواسن
dispatching
توزیع امکانات
dealt
توزیع کردن
indistributable
غیرقابل توزیع
population distribution
توزیع جمعیت
dispensing
توزیع کردن
fixed system
توزیع ثابت اب
bernoulli distribution
توزیع برنولی
dispense
توزیع کردن
dispensed
توزیع کردن
reseller
توزیع کننده
dispenses
توزیع کردن
chi square distribution
توزیع مربع خی
distributor
توزیع کننده
angular distribution
توزیع زاویهای
symmetrical distribution
توزیع متقارن
functional distribution
توزیع اساسی
binomial distribution
توزیع دو جملهای
cost of distribution
هزینه توزیع
frequency distribution
توزیع بسامد
exponential distribution
توزیع نمایی
frequency distribution
توزیع فراوانی
gaussian distribution
توزیع نرمال
arrengement of the reonforcement
توزیع اماتور
spatial distribution
توزیع فضائی
marketing
بازاریابی و توزیع
deal
توزیع کردن
stress distribution
توزیع تنش
continuous distributions
توزیع پیوسته
stresses distribution
توزیع تنشها
gauaaian distribution
توزیع گوسی
table of distribution
جدول توزیع
probability distribution
توزیع احتمال
redistribution
توزیع مجدد
decile
توزیع دهگانه
trade channel
مجرای توزیع
truncated distribution
توزیع ناقص
deals
توزیع کردن
allotments
تخصیص توزیع
the two o'clock d.
توزیع ساعت دو
distributors
توزیع کننده
cumulative distribution
توزیع تجمعی
equalizing basin
حوضچه توزیع اب
energy distribution
توزیع انرژی
land distribution
توزیع اراضی
load distribution
توزیع بار
unissued
<adj.>
توزیع نشده
optimal distribution
توزیع ایده ال
distribution panel
تابلوی توزیع
distributivity
توزیع پذیری
distribution factor
ضریب توزیع
distribution system
شبکه توزیع
Excess Distribution
توزیع فراوانی
distribution time
زمان توزیع
normalized distribution
توزیع بهنجار
distribution curve
منحنی توزیع
distribution system
سیستم توزیع
wealth distribution
توزیع ثروت
distribution of wealth
توزیع ثروت
normal plane
توزیع نرمال
administered
توزیع کردن
administer
توزیع کردن
normal distribution
توزیع نرمال
normal distribution
توزیع بهنجار
issues
توزیع کردن
rectangular distribution
توزیع مستطیلی
canonical distribution
توزیع بندادی
distribution law
قانون توزیع
administering
توزیع کردن
market channels
مجاری توزیع
issue
توزیع کردن
income distribution
توزیع درامد
distribution of income
توزیع درامد
random distribution
توزیع بی نظم
optimal distribution
توزیع بهینه
distribution free
نابسته به توزیع
distribution function
تابع توزیع
administers
توزیع کردن
issued
توزیع کردن
random distribution
توزیع تصادفی
distributed
توزیع شده
distribute
توزیع کردن
distribution factors
ضرایب توزیع
bose distribution
توزیع بوز
generalized function
توزیع
[ریاضی]
Distribution
توزیع
[ریاضی]
issue commissary
مسئول توزیع
distributes
توزیع کردن
dispensator
توزیع کننده
distributable
قابل توزیع
distributing
توزیع کردن
reinforcement distribution
توزیع ارماتورها
marketing channel
مجرای توزیع
boltzmann distribution
توزیع بولتزمن
qualitative distribution
توزیع کیفی
distribution ratio
نسبت توزیع
pareto distribution
توزیع پاراتو
distributively
بشکل توزیع
fire distribution
توزیع اتش
dispatched
توزیع امکانات
distributing point
نقطه توزیع
non specific factors of production
عوامل غیر اختصاصی تولید
variable factors
عوامل قابل تغییر تولید
factor payments
پرداختهای عوامل تولید مانند
radial probability distribution
توزیع احتمال شعاعی
marketing area
منطقه توزیع کالا
moment distribution method
روش توزیع لنگر
normal bivariate distribution
توزیع دو متغیری نرمال
distribution
جدول توزیع اماد
molecular weight distribution
توزیع وزن مولکولی
size distribution of income
توزیع درامد مقداری
angular probability distribution
توزیع زاویهای احتمال
normal distribution
توزیع گوسی
[ریاضی]
distributions
جدول توزیع اماد
outlet
رانش ابگیر توزیع
outlets
رانش ابگیر توزیع
constant potential distribution
توزیع با ولت ثابت
constant current distribution
توزیع با شدت ثابت
normal distribution
توزیع نرمال
[ریاضی]
sole distributor contract
قرارداد توزیع انحصاری
bose einstein distribution
توزیع بوز- اینشتین
distributor duct
کانال توزیع کننده
distribution system
شبکه توزیع کالا
five fundamental economic questions
و چگونه توزیع شود
dispend
توزیع کردن دادن
mark-up
سود توزیع کننده
issue priority
تقدم توزیع اماد
distributed profits
سود توزیع شده
redistribution of wealth
توزیع دوباره ثروت
distributing tee
سه راهی توزیع کننده
distribution area
منطقه توزیع اماد
issue priority
ترتیب تقدم توزیع
uneven distribution of income
توزیع نابرابر درامد
distribution cost
هزینه توزیع کالا
distribution
پخش
[توزیع]
[اقتصاد]
dispatcher
توزیع کننده امکانات
indisributable
غیر قابل توزیع
personal distribution
توزیع درامد فردی
distributed lag
توزیع فاصله زمانی
distributed network
شبکه توزیع شده
distributed profit
سود توزیع شده
issue commissary
کارپردازی یادفتر توزیع
unit distribution
روش توزیع به یکان
mark-ups
سود توزیع کننده
unequal distribution of income
توزیع نابرابر درامد
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com