English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 93 (6 milliseconds)
English Persian
sacrilege توهین به مقدسات
blasphemies توهین به مقدسات
blasphemy توهین به مقدسات
Other Matches
profanity بی حرمتی به مقدسات
hierolatry ستایش مقدسات
irreligion بیحرمتی به مقدسات
blaspheme به مقدسات بی حرمتی کردن
blaspheme به مقدسات بی احترامی کردن
blasphemed به مقدسات بی حرمتی کردن
blasphemed به مقدسات بی احترامی کردن
blasphemes به مقدسات بی حرمتی کردن
blasphemes به مقدسات بی احترامی کردن
blaspheming به مقدسات بی حرمتی کردن
blaspheming به مقدسات بی احترامی کردن
sacrilegious موهن نسبت به مقدسات
insult توهین
contumely توهین
libels توهین
disgraces توهین
libelling توهین
insultation توهین
aspersion توهین
indignities توهین
disgraced توهین
indignity توهین
insulted توهین
offence توهین
disgrace توهین
libelled توهین
snash توهین
libel توهین
offenses توهین
defamation توهین
vituperation توهین
flouts توهین
offense,etc توهین
libeling توهین
flout توهین
flouted توهین
flouting توهین
libeled توهین
affronter توهین کننده
humiliatory توهین امیز
no offences was meant توهین نبود
offense اهانت توهین
defamer توهین کننده
bespatter توهین کردن
to give offences to توهین کردن
affrontive توهین امیز
insultingly توهین کنان
defamatory توهین امیز
libel توهین کردن به
libelling توهین کردن به
insolence توهین غرور
libelled توهین کردن به
insulting توهین امیز
libeling توهین کردن به
libeled توهین کردن به
disgracing توهین امیز
disparagement توهین بی اعتباری
libels توهین کردن به
humiliating توهین امیز
humiliatingly توهین امیز
insulted توهین کردن به
offence اهانت توهین
insult توهین کردن به
offenses اهانت توهین
aspersive توهین امیز
abusive بدزبان توهین امیز
wite توهین سرزنش کردن
pratfall امر توهین امیز
affront آشکارا توهین کردن
affronting اشکارا توهین کردن
affronts اشکارا توهین کردن
insult دشنام توهین کردن
an unwarranted insult توهین ناروایا بی جهت
fay شوخی توهین امیزکردن
insulted دشنام توهین کردن
No harm meant! نمی خواهم توهین کنم!
contempt of court توهین به دادگاه [جرم جنایی]
contempt [criminal offence] توهین به دادگاه [جرم جنایی]
No offence! نمی خواهم توهین کنم!
self abuse استمناء با دست توهین بنفس
that insult این توهین اوراسخت ازرده کرد
sanshifter واژه توهین امیز برای نفردونده جلویی
purging a contempt of court جریمه اهانت به دادگاه غرامت توهین به دادگاه
libel هجو نامه یا توهین نامه افترا
libeled هجو نامه یا توهین نامه افترا
libeling هجو نامه یا توهین نامه افترا
libelled هجو نامه یا توهین نامه افترا
libelling هجو نامه یا توهین نامه افترا
libels هجو نامه یا توهین نامه افترا
viyuperate توهین کردن سرزنش کردن
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com