English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 215 (11 milliseconds)
English Persian
flak توپخانه ضد هوایی
anti aircraft artillery توپخانه ضد هوایی
Search result with all words
bombardment گلوله باران کردن تک به هدف به وسیله اتش هوایی یا توپخانه
bombardments گلوله باران کردن تک به هدف به وسیله اتش هوایی یا توپخانه
flak توپخانه پدافند هوایی
aerial field artillery توپخانه محمول هوایی
air and naval gunfire اتش توپخانه دریایی و هوایی
air defense artillery توپخانه پدافند هوایی
air defense artillery controller مسئول کنترل عملیات توپخانه پدافند هوایی
air spot تنظیم تیر توپخانه با استفاده از دیدبانی هوایی
anti aircraft artillery توپخانه پدافند هوایی
ask ask توپخانه یا اتش توپخانهء ضد هوایی
counterflak اتش خنثی کننده توپخانه پدافندهوایی ضد پدافند هوایی عملیات ممانعت از پدافندهوایی
fire unit یکان تیراندازی کننده قبضه پدافند هوایی سکوی اتش توپخانه
static employment کاربرد توپخانه پدافند هوایی در سکوی ثابت یا در پدافندهوایی ثابت
Other Matches
pack artillery توپخانه محمول با دواب توپخانه محمول توپخانه کوهستانی
naval gunfire تیراندازی توپخانه دریایی اتش توپخانه دریایی
fire capabilities چارت امکان تیر توپخانه نمودار امکان تیر یکانهای توپخانه
airlift service سرویس حمل و نقل هوایی خدمات ترابری هوایی قسمت ترابری هوایی
telling مخابره اطلاعات به دست امده از تجسس هوایی به یکانهای پدافند هوایی
holidays تولید رخنه در عکاسی هوایی محوطه پوشیده نشده درعکاسی هوایی
holiday تولید رخنه در عکاسی هوایی محوطه پوشیده نشده درعکاسی هوایی
restrictive fire plan طرح اتش محدود کننده حرکات هوایی یا تامینی هوایی
air policing عملیات گشت زنی هوایی پاسوری هوایی در زمان صلح
antiair warfare جنگ ضدبرتری هوایی نبرد بر علیه برتری هوایی دشمن
pounce در رهگیری هوایی یعنی دروضعی هستم که اماده برای درگیری هوایی می باشم
pounced در رهگیری هوایی یعنی دروضعی هستم که اماده برای درگیری هوایی می باشم
pouncing در رهگیری هوایی یعنی دروضعی هستم که اماده برای درگیری هوایی می باشم
i stay در رهگیری هوایی به علامت ماموریت گشت هوایی راتحویل گرفتم اعلام میشود
line chief افسرجزء نیروی هوایی که درفرود امدن وبرخاستن هواپیمادرخطوط هوایی نظارت میکند
pounces در رهگیری هوایی یعنی دروضعی هستم که اماده برای درگیری هوایی می باشم
broadcast controlled air interception نوعی رهگیری هوایی که هواپیمای رهگیر را مداوم درجریان تک هوایی دشمن قرارمی دهند
air delivery container جعبههای مخصوص حمل بارهای هوایی جعبه حامل بار در نقل و انتقال هوایی
air sentinel گارد هوایی نگهبان مخصوص اعلام خطرتک هوایی
steers در رهگیری هوایی و پشتیبانی مستقیم هوایی یعنی گرای مغناطیسی داده شده را ببندید تا به من برسید
steered در رهگیری هوایی و پشتیبانی مستقیم هوایی یعنی گرای مغناطیسی داده شده را ببندید تا به من برسید
steer در رهگیری هوایی و پشتیبانی مستقیم هوایی یعنی گرای مغناطیسی داده شده را ببندید تا به من برسید
pigeon در رهگیری هوایی یعنی اینکه گرای مغناطیسی و مسافت پایگاه هوایی از هواپیما این قدر است
pigeons در رهگیری هوایی یعنی اینکه گرای مغناطیسی و مسافت پایگاه هوایی از هواپیما این قدر است
air scoop چاه هوایی صفحه تنظیم دریچه هوایی
sleeve target هدف کش هوایی استوانهای برای تیراندازی ضد هوایی
flak گلوله خودترکان ضد هوایی توپ پدافند هوایی
fly through عبور هدف هوایی از مخروط اتش ضد هوایی تقاطع هدف با اتش ضد هوایی
air pilots خلبانان نیروی هوایی راهنمایان هوایی
air interdiction عملیات ممانعتی هوایی ممانعت هوایی
aviation pay معاش هوایی سختی خدمت هوایی
air superiority برتری موقت هوایی رجحان هوایی
air suprmacy برتری کامل هوایی سیادت هوایی
spotting board طرح تیر توپخانه دریایی طرح تنظیم تیر توپخانه دریایی
carrier air group دو یا چند گردان هوایی که درروی یک ناو مستقر باشند گروه هوایی ناو هواپیمابر
notice to airmen اعلامیه هوایی یا اعلان هوایی
air branch قسمت هوایی رسته هوایی
aired هوایی هواپیمایی نیروی هوایی
air هوایی هواپیمایی نیروی هوایی
air material ماتریل هوایی وسایل هوایی
airs هوایی هواپیمایی نیروی هوایی
air station ایستگاه عکس برداری هوایی نقطه تمرکز عکسبرداری هوایی ایستگاه هواشناسی
splashes ترکیدن ترکیدن گلوله در پدافند هوایی یعنی کلیه هدفهای هوایی زده شد
tropopause منطقه چاه هوایی جوی بین استراتوسفر و تروپوسفر منطقه سکته هوایی
code panel رمز ارتباطات در عملیات هوایی و زمینی کلید رمزارتباطات در عملیات هوایی وزمینی
splash ترکیدن ترکیدن گلوله در پدافند هوایی یعنی کلیه هدفهای هوایی زده شد
splashing ترکیدن ترکیدن گلوله در پدافند هوایی یعنی کلیه هدفهای هوایی زده شد
ordnance توپخانه
artillery توپخانه
ordnace توپخانه
gunnery توپخانه
light artillery توپخانه سبک
artillery mount قنداق توپخانه
army artillery توپخانه ارتش
artillery corps قسمت توپخانه
gunnery علم توپخانه
artillery ammunition مهمات توپخانه
medium artillery توپخانه متوسط
self propelled توپخانه خودکششی
artillerist متخصص توپخانه
armored artillery توپخانه زرهدار
artillery piece قبضه توپخانه
artillery mount سکوی توپخانه
artillery group گروه توپخانه
artillery annex پیوست توپخانه
gunners جمعی توپخانه
gunner جمعی توپخانه
antitank artillery توپخانه ضد تانک
artillery battalion گردان توپخانه
artillery توپخانه صحرایی
artillery branch رسته توپخانه
artillery brigade تیپ توپخانه
armored artillery توپخانه زرهی
artillery corps رسته توپخانه
artillery رسته توپخانه
battering train توپخانه محاصره
heavy artillery توپخانه سنگین
field artillery توپخانه صحرائی
field atrillery توپخانه صحرایی
coastal artillery توپخانه ساحلی
gunner's party گروه توپخانه
corps artillery توپخانه سپاه
cannonry توپ و توپخانه
fieldartillery توپخانه صحرایی
hostile artillery توپخانه دشمن
division artillery توپخانه لشگر
division artillery توپخانه لشگری
towed artillery توپخانه کششی
turret برج توپخانه
turrets برج توپخانه
gunnery توپخانه دریایی
air picket هواپیمای مخصوص اکتشاف و گزارش و ردیابی هواپیماو موشکهای دشمن هواپیمای گشتی هوایی هواپیمای پیشقراول هوایی
air photographic شناسایی از طریق عکسبرداری هوایی شناسایی با استفاده ازعکس هوایی
air scout هواپیمای دیده ور هوایی هواپیمای مخصوص گشت زنی هوایی
call mission درخواست پشتیبانی فوری هوایی ماموریت هوایی طبق درخواست
tactical air controler افسر کنترل عملیات هوایی مسئول مرکز کنترل هوایی
artillery liaison officer افسر رابط توپخانه
army artillery توپخانه نیروی زمینی
fire plan طرح اتش توپخانه
spotter دیدبان توپخانه دریایی
artillery preparation تیر تهیه توپخانه
gunnery قوانین تیر توپخانه
firing chart طرح تیر توپخانه
artillery fire plan طرح اتش توپخانه
artillery carriage قنداق سلاح توپخانه
gunnery ship ناو اموزشی توپخانه
no fire line خط منع اتش توپخانه
active status خط مشی فعال توپخانه
corps artillery توپخانه همراه سپاه
artillery preparation اتش تهیه توپخانه
rolling barrage سد اتش غلطان توپخانه
air defense artillery fire unit سکوی توپخانه پدافندهوایی
all available تمام توپخانه موجود
artillery chart طرح تیر توپخانه
airlift command فرماندهی ترابری هوایی قسمت حمل و نقل هوایی فرماندهی حمل و نقل هوایی
air defense artillery fire unit یکان اتش توپخانه پدافندهوایی
contingent zone of fire منطقه اتش احتمالی توپخانه
battery حمله با توپخانه ضرب و جرح
air and naval gunfire تیراندازی توپخانه دریایی وهوایی
fire control دستگاه کنترل اتش توپخانه
all available کلیه توپخانه حاضر به تیر
jato unit موتورموشکی یدکی گلولههای توپخانه
stargauge وسیله کالیبرسنجی در توپخانه دریایی
batteries حمله با توپخانه ضرب و جرح
engagement control کنترل درگیری توپخانه پدافندهوایی با دشمن
plotting room مرکز هدایت اتش توپخانه ناو
surface mission پدافندزمینی با توپخانه پدافندهوایی در نقش زمینی
photogrammetry علم تهیه نقشه از روی عکس هوایی یا اندازه گیری فواصل زمینی از روی عکس هوایی
emergency scramble درگیری اضطراری هوایی فرمان درگیری سریع هوایی
air defense commander فرماندهی پدافند هوایی فرمانده پدافند هوایی یک منطقه
airlift capacity مقدورات ترابری هوایی مقدورات حمل و نقل هوایی
air search attack unit تیم تجسس و نابودی هوایی تیم تک اکتشافی هوایی
airspace prohibited area منطقه ممنوعه هوایی منطقه منع پرواز هوایی
Our heavy guns pounded ( away at ) the enemy positions . توپخانه سنگین ما مواضع دشمن رادرهم کوبید
towed توپخانه کششی حمل شونده به وسیله یدک کش
gun salute سلام با تیراندازی توپخانه ادای احترام با شلیک توپ
survey information center مرکز اطلاعات نقشه برداری در توپخانه لشکری یا سپاه
channel airlift سرویس حمل و نقل هوایی موجود در هر یکان خدمات حمل و نقل هوایی امادی
spotting line خط دیدبانی توپخانه دریایی یازمینی خط تنظیم تیر ودیدبانی اتش
mobile employment استفاده از توپخانه پدافندهوایی در نقش پشتیبانی ستونهای متحرک زمینی
trimetrogon عکاسی هوایی با استفاده ازسه بعد یا صفحه سه بعدی عکاسی سه بعدی هوایی
dispersal airfield فرودگاههای مخصوص تفرقه هوایی فرودگاه مخصوص تفرقه در اماده باش هوایی
air survey photography عکسبرداری تجسسی هوایی عکسبرداری اکتشافی هوایی
trunkair route مسیر هوایی استراتژیکی مسیر حرکت و حمل و نقل استراتژیکی هوایی
combat airlift support پشتیبانی رزمی حمل و نقل هوایی پشتیبانی رزمی ترابری هوایی
airlift control element عنصر کنترل ترابری هوایی عنصر کنترل حمل و نقل هوایی
airhead operations عملیات مخصوص گرفتن سرپل هوایی عملیات تهیه سرپل هوایی
country cover diagram دیاگرام نشان دهنده اجرای عکاسی هوایی در هر کشور دیاگرام پوشش عکاسی هوایی در سطح کشور
chalk commander فرمانده سریال حرکت هوایی فرمانده سریال بار هوایی
air defense action area منطقه پوشش پدافند هوایی منطقه عمل پدافند هوایی
tactical air control center مرکز کنترل نیروی هوایی تاکتیکی کنترل هوایی تاکتیکی
chalk number شماره سریال بار هوایی شماره سریال حرکت هوایی
calibration card کارت خصلت یابی توپخانه کارت تنظیم بی سیم یا وسایل دیگر
observer نافر عینی نافر یا مشاهده کننده دیدبان جلوی توپخانه
observers نافر عینی نافر یا مشاهده کننده دیدبان جلوی توپخانه
air position موقعیت هوایی موقعیت هوایی هواپیما
honest john نوعی موشک برد کوتاه زمین به زمین توپخانه
limber chest جعبه حمل مهمات توپخانه جعبه پیش قطار
cannon لوله ومتعلقات توپ توپخانه لوله دار
cannons لوله ومتعلقات توپ توپخانه لوله دار
air defense readiness وضعیت امادگی پدافند هوایی امادگی پدافند هوایی
air distant support پشتیبانی هوایی دور پشتیبانی هوایی از راه دور
aerospace projection operations عملیات مخصوص گسترش منطقه فضای هوایی عملیات مخصوص توسعه منطقه فضای هوایی
mid range موشک بردمتوسط یا توپخانه بردمتوسط
heavy lift حمل و نقل هوایی سنگین واحد حمل و نقل هوایی سنگین
air alert warning اعلام اماده باش هوایی اعلام خطر یا اماده باش هوایی
little john موشک هانست جان کوچک نوعی موشک زمین به زمین توپخانه
offset plottin روش استفاده از تصحیحات مخصوص در توپخانه روش محاسبه توپ به توپ
aerials هوایی
aerial line خط هوایی
anti aircraft ضد هوایی
aerial هوایی
aired هوایی
acclimatization هم هوایی
aviation medicine طب هوایی
airy هوایی
linear distance خط هوایی
AA ضد هوایی
air raids تک هوایی
aery هوایی
raided تک هوایی
airs هوایی
aerobic هوایی
aerobics هوایی
air هوایی
over-pass پل هوایی
flying bridge پل هوایی
air attack تک هوایی
air strike تک هوایی
strikes تک هوایی
strike تک هوایی
air built هوایی
air raid تک هوایی
airhead line خط سر پل هوایی
airborne هوایی
raids تک هوایی
overpasses پل هوایی
overhead roadway پل هوایی
skyway پل هوایی
air head سر پل هوایی
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com