English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (11 milliseconds)
English Persian
spin bowler توپ اندازی که به توپ چرخش میدهد
Other Matches
leg spin چرخش توپ که تغییر مسیربطرف پا میدهد
off spin چرخش توپ که تغییر سمت نزدیک توپزن میدهد
waltz three سه چرخش که پای ازاد درانتهای هر چرخش تماس بازمین پیدا میکند
single action یک بار چرخش قرقره با یک بار چرخش دسته
logical حرف یا کلمهای که عمل منط قی که انجام میدهد را شرح میدهد.
dma UPC ای که به کنترولی DMA اجازه ارسال داده روی باس در حین دورههای ساعت میدهد وقتی که دستورات داخلی یا NOP را انجام میدهد
support CI مخصوص که با cpu کار میکند و یک تابع جمع یا عملیات استاندارد را به سرعت انجام میدهد و سرعت پردازش را افزایش میدهد
graphics پردازنده جانبی که سرعت نمایش را افزایش میدهد. محل پیکس ها را محاسبه میکند که خط c شکل را می سازند و آنها را نمایش میدهد
ToolTips برنامهای که تحت ویندوز کار میکند و یک خط از متن را زیر یک نشانه نشان میدهد وقتی که کاربر نشانه را روی آن قرار میدهد
exspuition تف اندازی
filling اب اندازی
arm wrestling مچ اندازی
fillings اب اندازی
expectoration تف اندازی
wrist wrestling مچ اندازی
diving اب اندازی
snash دست اندازی
basket dam بندسله اندازی
contortions ازشکل اندازی
actuation بکار اندازی
chrematistics علم پس اندازی
sortition قرعه اندازی
sortition پشک اندازی
cannonade توپ اندازی
moulting پوست اندازی
moulting شاخ اندازی
firing توپ اندازی
gunfire تیر اندازی
abortions بچه اندازی
abortion بچه اندازی
sputtering بیرون اندازی
shading سایه اندازی
starting راه اندازی
trapping بدام اندازی
trapping در تله اندازی
boot راه اندازی
triggering راه اندازی
contortion ازشکل اندازی
supersedure تعویق اندازی
start up راه اندازی
triggered راه اندازی
postponement تاخیر اندازی
ejection بیرون اندازی
ecdysis پوست اندازی
dockage حق بار اندازی
extrajection برون اندازی
trigger راه اندازی
triggers راه اندازی
leg pull دست اندازی
lead work جام اندازی
lead work شیشه اندازی
inbreak دست اندازی
trap در تله اندازی
postponements تاخیر اندازی
glaziery جام اندازی
launghing براه اندازی
molt پوست اندازی
cannonry توپ اندازی
bootstrap خودراه اندازی
gunshot تیر اندازی
gunshots تیر اندازی
encroachments دست اندازی
encroachment دست اندازی
tournament casting مسابقه قلاب اندازی
skish مسابقه قلاب اندازی
soft start راه اندازی نرم
reboot راه اندازی مجدد
operating handle دستگیره راه اندازی
igniter switch کلید راه اندازی
starting lever اهرم راه اندازی
cold boot راه اندازی سرد
releasing mechanism مکانیسم راه اندازی
self assertion خودرا جلو اندازی
boot record رکورد راه اندازی
upcast بالا اندازی تاه کش
to set intrigues on foot پشت سر هم اندازی کردن
to load off بار اندازی کردن
starting motor موتور راه اندازی
starting power توانایی راه اندازی
starting power قدرت راه اندازی
starting procese فرایند راه اندازی
starting time زمان راه اندازی
starting torque کشتاور راه اندازی
starting current جریان راه اندازی
start up disk دیسک راه اندازی
ectuating switch سوئیچ راه اندازی
start button تکمه راه اندازی
attemptable قابل دست اندازی
drainage خشک اندازی فاضلاب
shadow ball تمرین گوی اندازی
starting position وضعیت راه اندازی
boot خود راه اندازی
to lay a wager دست اندازی کردن
casting روش قلاب اندازی
encroach دست اندازی کردن
impinge دست اندازی کردن
resets راه اندازی مجدد
cockfights جنگ اندازی خروس ها
driver برنامه راه اندازی
drivers برنامه راه اندازی
encroaches دست اندازی کردن
encroached دست اندازی کردن
reset راه اندازی مجدد
gabion سله اندازی گابیون
cockfight جنگ اندازی خروس ها
encroach دست اندازی کردن
sagittary سهمی وابسته به تیر اندازی
offhand position حالت ایستاده در تیر اندازی
cranking capacity of battery فرفیت راه اندازی باتری
system reset راه اندازی مجدد سیستم
drayage هزینه بارگیری وبار اندازی
cold starting راه اندازی در حالت سرد
innate releasing mechanism مکانیسم راه اندازی فطری
glazing شیشه بری جام اندازی
surf cast قلاب اندازی از ساحل در موج
device driver برنامه راه اندازی دستگاه
master boot record رکورد راه اندازی اصلی
starting winding سیم پیچی راه اندازی
supervisory 1-سیگنالی که نشان میدهد آیا مدار مشغول است یا خیر. 2-سیگنالی که وضعیت وسیله را نشان میدهد
pie alley مسیر اسان برای گوی اندازی
to bring a bout by intrigue بدسیسه یا پشت هم اندازی فراهم کردن
navy yard محوطه مخصوص لنگر اندازی ناوگان
outfoxing در حقه بازی وپشت هم اندازی جلوتربودن از
outfoxed در حقه بازی وپشت هم اندازی جلوتربودن از
instant start lamp لامپ با راه اندازی در حالت سرد
outfox در حقه بازی وپشت هم اندازی جلوتربودن از
grid current starting point نقطه راه اندازی جریان شبکه
hardware reset باز راه اندازی سخت افزاری
centrifugal starting switch سوئیچ راه اندازی گریز ازمرکز
outfoxes در حقه بازی وپشت هم اندازی جلوتربودن از
servomechanism مکانیسم خودکار جهت راه اندازی ماشین ها
offense توپ اندازی وتلاش برای انداختن میله
skipped ازقلم اندازی سفید گذاردن قسمتی ازنقاشی
skip ازقلم اندازی سفید گذاردن قسمتی ازنقاشی
surfcasting rod چوب ماهیگیری برای قلاب اندازی در موج
skips ازقلم اندازی سفید گذاردن قسمتی ازنقاشی
dartboard صفحه دایرهای هدف پیکان اندازی با 02 قسمت
dartboards صفحه دایرهای هدف پیکان اندازی با 02 قسمت
HTML مجموعهای از کدهای مخصوص که نحوه و نوعی که برای نمایش متن به کار می رود نشان میدهد و امکان ارتباط از طریق کلمات خاص درون متن به بخشهای دیگر متن یا متنهای دیگر میدهد
gun-loop [دهانه بیضی شکل در دیوار برای تیر اندازی]
to take a pot shot [pot shots] at somebody [something] به کسی [چیزی] مثل دیوانه ها تیر اندازی کردن
pyrography نقشه اندازی روی چوب بوسیله سوزندان ان با داغ اهن
sysop فردی که تابلوی اعلانات الکترونیکی را راه اندازی میکند سیساپ
poker work نقشه اندازی روی چوب بوسیله سوزندان ان با داغ اهن
revolutions چرخش
whirlpool چرخش اب
head rolling سر چرخش
whirlpools چرخش اب
gyrations چرخش
rotational چرخش
levorotation چرخش به چپ
turns چرخش
turn چرخش
gyration چرخش
volte face چرخش
volte-face چرخش
revolution چرخش
circulations چرخش
circulation چرخش
twirling چرخش
twirl چرخش
twirled چرخش
twirls چرخش
whirl چرخش
whirled چرخش
whirling چرخش
wrench چرخش
whirls چرخش
wrenched چرخش
troll چرخش
swirls چرخش
swirling چرخش
swirled چرخش
swirl چرخش
spin چرخش
rotation چرخش
spins چرخش
wheels چرخش
trolls چرخش
wheeling چرخش
wheel چرخش
wrenches چرخش
air man کشی که کارش بنحوی باپرواز تعمیر یا راه اندازی هواپیما مربوط میشود
improper rotation چرخش نامتعارف
williamson turn چرخش ویلیامسون
tumbled چرخش اشفتگی
kick turn نیم چرخش
turn-offs محل چرخش
stuff چرخش توپ
stuffed چرخش توپ
stuffs چرخش توپ
revolutions چرخش دوران
high spin چرخش زیاد
spin چرخش توپ
spin چرخش به سرعت
pivoting قابل چرخش
roll چرخش گردش
chase پایه چرخش
twist چرخش بدن
chases پایه چرخش
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com