English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 92 (7 milliseconds)
English Persian
traverse of an indictment تکذیب کیفرخواست
Other Matches
indictment کیفرخواست
indictments کیفرخواست
bill of indictment کیفرخواست
indictment تنظیم کیفرخواست
indictments تنظیم کیفرخواست
indicts تعقیب متهم از طریق صدور کیفرخواست به وسیله دادگاه جنایی
indicting تعقیب متهم از طریق صدور کیفرخواست به وسیله دادگاه جنایی
indicted تعقیب متهم از طریق صدور کیفرخواست به وسیله دادگاه جنایی
indict تعقیب متهم از طریق صدور کیفرخواست به وسیله دادگاه جنایی
arraign احضار متهم زندانی به دادگاه جهت پاسخگویی به مفاد کیفرخواست تعقیب یا متهم کردن به طور اعم
presentment اطلاع هیات منصفه دادگاه جنایی از وقوع جرم درصورتی که مبنی بر مشاهده یا اگاهی خود ایشان بوده بر مبنای کیفرخواست تنظیمی نباشد
impugnment رد تکذیب
falsification تکذیب
impugnation تکذیب
disproval تکذیب
disproof تکذیب
disaffirmation تکذیب
confutation تکذیب
rebuttals تکذیب
rebuttal تکذیب
rebutment تکذیب
denial تکذیب
contradiction تکذیب
contradictions تکذیب
refutation تکذیب
denials تکذیب
refutal تکذیب
impugns تکذیب کردن
impugning تکذیب کردن
rebutter تکذیب کننده
confutation مورد تکذیب
contradictable قابل تکذیب
contradictor تکذیب کننده
deniable قابل تکذیب
elench تکذیب منطقی
elenchus تکذیب قیاسی
refutable تکذیب پذیر
impugned تکذیب کردن
deny تکذیب کردن
refute تکذیب کردن
disproving تکذیب کردن
disproves تکذیب کردن
disproved تکذیب کردن
disprove تکذیب کردن
rebutting تکذیب کردن
rebutted تکذیب کردن
rebuts تکذیب کردن
rebut تکذیب کردن
denying تکذیب کردن
contradicted تکذیب کردن
refuted تکذیب کردن
refutes تکذیب کردن
irrefutable غیرقابل تکذیب
contradict تکذیب کردن
contradicts تکذیب کردن
impugn تکذیب کردن
unanswerable تکذیب ناپذیر
denied تکذیب کردن
denies تکذیب کردن
refuting تکذیب کردن
irrefutable تکذیب ناپذیر
negatives رد یا تکذیب یا انکار کردن
irrefutable غیر قابل تکذیب
negation of statement انکار یا تکذیب گفتهای
impugnable رد کردنی قابل تکذیب
traversing تکذیب کردن دعوی
negative رد یا تکذیب یا انکار کردن
unansweable بی جواب تکذیب ناپذیر
traverses تکذیب کردن دعوی
traverse تکذیب کردن دعوی
d. of a statement تکذیب گفته ایی
traversed تکذیب کردن دعوی
refutative تکذیب کننده متضمن جواب رد
refutatory تکذیب کننده متضمن جواب رد
recant گفته خود را تکذیب کردن
impugns مورد اعتراض یا تکذیب قراردادن
recanting گفته خود را تکذیب کردن
redargue متهم ساختن تکذیب کردن
impugn مورد اعتراض یا تکذیب قراردادن
impugning مورد اعتراض یا تکذیب قراردادن
recants گفته خود را تکذیب کردن
impugned مورد اعتراض یا تکذیب قراردادن
irrefragably چنانکه نتوان تکذیب کرد
irrefragable غیر قابل انکار و تکذیب
recanted گفته خود را تکذیب کردن
non commital از گرفتارکردن خویش بویسله تصدیق یا تکذیب مطلبی
negationist کسیکه عادت دارد همه چیز راانکار یا تکذیب کند
estopel عملی که باعث میشود عامل از طرح دعوی یاادعا یا تکذیب و انکار
China denies militarizing South China Sea. چین را تکذیب نظامی جنوب دریای چین است.
prima facie evidence مدرک محمول بر صحت مدرکی که در صورت تکذیب یا توضیح طرف برای روشن کردن قضیه کافی باشد مدرکی که در نظر اول و پیش از بررسی بیشتر قاطع به نظر می اید
assoil رد کردن تکذیب کردن
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com