Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 107 (7 milliseconds)
English
Persian
appropriated technology
تکنولوژی متناسب
Other Matches
propor tionably
بطور متناسب یا با قرینه چنانکه بتوان متناسب نمود
p channel mos
تکنولوژی نیمه هادی اکسیدفلزی نسبتا" قدیمی برای دستگاههایی که با تکنولوژی LSI ساخته شده اند
state of the art
جدیدترین تکنولوژی تکنولوژی جدید
commensurate
متناسب
proportional
متناسب
symmetric
متناسب
proprotionable
متناسب
eurhythmic
متناسب
in proportion
متناسب
proportionable
متناسب
proportionate
متناسب
applicative
متناسب
pro rata
متناسب
harmonises
متناسب بودن
harmonize
متناسب بودن
harmonizes
متناسب بودن
harmonizing
متناسب بودن
coordinate
متناسب کردن
coordinative
متناسب سازنده
comproportionation
ترکیب متناسب
harmonised
متناسب بودن
proportionment
متناسب سازی
harmonized
متناسب بودن
unapt
غیر متناسب
harmonising
متناسب بودن
technologies
تکنولوژی
techs
تکنولوژی
tech
تکنولوژی
technology
تکنولوژی
up to par/scratch/snuff/the mark
<idiom>
متناسب با استاندارد طبیعی
harmonic division
طبقه بندی متناسب
commensurateness
متناسب کردن تناسب
coordinate
متناسب یا هماهنگ کردن
harmonic proportion
طبقه بندی متناسب
proportionably
بطور متناسب یا با قرینه
proportional pie graph
نمودار گرد متناسب
well proportioned
با تناسب متناسب موزون
coapt
باهم متناسب شدن
proportionate
فراخور متناسب کردن
elecric technology
تکنولوژی برق
institute of technology
انستیتو تکنولوژی
technologies
ابزارشناسی تکنولوژی
technology transfer
انتقال تکنولوژی
nuclear technology
تکنولوژی هستهای
nuclear engineering
تکنولوژی هستهای
electrotechnology
تکنولوژی برق
neutral technology
تکنولوژی خنثی
instructional technology
تکنولوژی اموزشی
technology
ابزارشناسی تکنولوژی
information technology
تکنولوژی اطلاعات
architectonic
تکنولوژی ساختمان
backstop technology
تکنولوژی پشتیبان
backstop technology
تکنولوژی با صرفه
soft technology
تکنولوژی نرم
appropriate technology
تکنولوژی مناسب
choice of technology
انتخاب تکنولوژی
transfer of technology
انتقال تکنولوژی
mismatch
متناسب نبودن ناجور بودن
tubbable
متناسب برای لوله یا تغاریابشکه
labor augmenting tednological progress
پیشرفت تکنولوژی کارافزا
technologies
دانش فنی تکنولوژی
technology
دانش فنی تکنولوژی
data processing technology
تکنولوژی پردازش داده
automatic control technology
تکنولوژی اتوماتیک کنترل
queueing
ترتیب آن متناسب با آخرین عنصر است
queue
ترتیب آن متناسب با آخرین عنصر است
queues
ترتیب آن متناسب با آخرین عنصر است
queued
ترتیب آن متناسب با آخرین عنصر است
safety locking device
قفل ایمنی
[تکنیک و تکنولوژی]
integrate circuit technology
مطالعه فن مدار مجتمع تکنولوژی ای سی
automotive
تکنولوژی وسایل نقلیه موتوری
safety interlock
قفل ایمنی
[تکنیک و تکنولوژی]
reddendo singula singulis
الفاظ در قسمتهای مختلف سندباید متناسب با هم تعبیرشوند
safety interlocks
قفل های ایمنی
[تکنیک و تکنولوژی]
globe valve
شیر بشقابی
[صنعت]
[تکنولوژی ]
[مهندسی]
safety locking devices
قفل های ایمنی
[تکنیک و تکنولوژی]
globe valve
شیر سوپاپی
[صنعت]
[تکنولوژی ]
[مهندسی]
icot
موسسه تکنولوژی کامپیوتر نسل جدید
neutral technology
تکنولوژی بی طرف در رابطه با عوامل تولید
coherence
فرضیه تکنولوژی پیمایش صفحهای تلویزیون
automotive engineering
تکنولوژی اتومکانیک مهندسی مکانیک اتومبیل
amplidyne
ژنراتور دی سی که ولتاژخروجی ان با تغییرات تحریک میدان متناسب است
mcc
انجمن ریزالکترونیک و تکنولوژی کامپیوترTechnology andComputer icroelectronic
famos
Floating تکنولوژی ساخت دستگاههای ذخیره بار
best power mixture
نسبت متناسب مخلوط سوخت و هوا برای حصول حداکثرقدرت
ergonomics
علم و تکنولوژی ایمنی راحتی و سادگی استفاده ازماشین
opto electronics
تکنولوژی مربوط به مجتمع سازی دانش نور و الکترونیک
differentiating cicuit
مداری که ولتاژ برون گذاشت ان تقریبا با میزان تغییرولتاژ متناسب است
hook's law
تغییر شکل یک جسم الاستیک در دامنه الاستیسیته با تنش وارده متناسب است
reprographics
تکنولوژی ای که شامل واردزیر است فرایندهای تولیدمجدد و نسخه برداری ازمستندات
actinoelectric
اجسامی که دارای خاصیت تولید الکتریسیته در اثر تابش طول موجی متناسب با نورباشند
best economy mixture
نسبت متناسب سوخت و بنزین در موتورهای پیستونی جهت حصول بیشترین برد پروازی
computer output microfilm
فیلم تولید شده با سیگنالهای کامپیوتری تکنولوژی ضبط خروجی کامپیوتر روی میکروفیلم
acceleration principle
براساس این اصل سرمایه گذاری متناسب است با تغییرات تولید که بارابطه زیر بیان می گردد : Y * A = I
silicon valley
محلی در دره سانتاکلارای کالیفرنیا باگسترده ترین تمرکز تجارت وکار تکنولوژی عالی در جهان
computer input microfilm
تکنولوژی که مستلزم بکارگیری یک دستگاه ورودی برای خواندن مستقیم محتویات میکروفیلم به درون کامپیوتر میباشد
cim
تکنولوژی که مستلزم بکارگیری یک دستگاه ورودی برای خواندن مستقیم محتویات میکروفیلم به داخل کامپیوتر میباشدicrofilmanufacturing
differentiator
وسیلهای که برون گذاشت ان با مشتق سیگنال درون گذاشت متناسب است
pitot static system
سیستم نشان دهندهای که باترکیبی از فشار محلی تغذیه میشود اختلاف این دو فشار باسرعت نسبی فاهری متناسب است
suited
منطبق کردن متناسب یا مناسب کردن
suit
منطبق کردن متناسب یا مناسب کردن
suits
منطبق کردن متناسب یا مناسب کردن
farm technology
روش فنی کشاورزی تکنولوژی کشاورزی
proportions
متناسب کردن متقارن کردن
proportion
متناسب کردن متقارن کردن
heavy current engineering
مهندسی جریان قوی مهندسی قدرت تکنولوژی جریان قوی
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com