Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 203 (12 milliseconds)
English
Persian
collop
تکه کوچک گوشت
Search result with all words
gill
نهر کوچک گوشت ماهی
pickerel
اردک ماهی کوچک گوشت اردک ماهی
Other Matches
salami
گوشت خوک ویا گوشت گاو خشک شده
pomace
گوشت سیب گوشت میوه
club steak
قسمتی از گوشت ران گاو گوشت گاو بریان شده
petty cash
صندوق ویژه وجوه کوچک حساب هزینه های کوچک
gemmule
یاخته کوچک که ازان جانورتازه پدیدمیاید غنچه کوچک
widget
آلت کوچک
[ابزار ]
[اسباب مکانیکی کوچک]
increment
فواصل کوچک کیسههای کوچک خرج
jigger
بادبان کوچک یکجور کرجی کوچک
increments
فواصل کوچک کیسههای کوچک خرج
pig board
تخته کوچک برای موجهای کوچک
pannikin
لیوان کوچک پیمانه کوچک
knobble
برامدگی کوچک گره کوچک
basting
گوشت
flesh and blood
گوشت
preserved meat
گوشت
granulation tissue
گوشت نو
meat
گوشت
flesh-and-blood
گوشت
meats
گوشت
brawn
گوشت
pulpless
بی گوشت
viand
گوشت
proud flesh
گوشت نو
flesh
گوشت
applet
1-برنامههای کاربردی کوچک 2-برنامه کوچک برای بهبود کارایی برنامه کاربردی وب که توسط Activex یا برنامه جا وا تامین میشود3-
pork
گوشت خوک
flesh hook
قلاب گوشت کش
sirloins
گوشت راسته
sirloin
گوشت راسته
flesher
گوشت فروش
fleshmonger
گوشت فروش
lenten
بی گوشت لاغر
diastasc
اب خوش گوشت
red meat
گوشت گاووگوسفند
flash hook
قلاب گوشت
dripping
چکیده گوشت
pot roasts
گوشت اب پزشده
pot roast
گوشت اب پزشده
pemican
گوشت خشکانده
luncheon meat
گوشت ساندویچی
sarcophagous
گوشت خوار
leal meat
گوشت لخم
minces
گوشت قیمه
meatier
گوشت دار
gravy
شیره گوشت
pemmican
گوشت خشکانده
mutton
گوشت گوسفند
lappet
گوشت اویخته
mince
گوشت قیمه
meatiest
گوشت دار
carnosity
گوشت زیاد
carnification
گوشت سازی
carneous
گوشت مانند
murrain
گوشت مرده
beef tea
جوهریاشیره گوشت
beef
گوشت گاو
chop
گوشت کتلت
leg
گوشت ران
beefed up
گوشت گاو
butchery business
گوشت فروشی
blowfly
مگس گوشت
pulpous
گوشت دار
brisket
گوشت سینه
surloin
گوشت مازه
meat fly
مگس گوشت
meaty
گوشت دار
meatman
گوشت فروش
caruncle
گوشت پاره
veal
گوشت گوساله
venison
گوشت گوزن
rib
گوشت دنده
shoulder
گوشت سردست
consomme
اب گوشت تنگاب
collop
برش گوشت
ham
گوشت ران
white meat
گوشت سفید
chopping board
تختهسبزیو گوشت
mangler
گوشت خرد کن
masher
گوشت کوب
grills
گوشت کباب کن
grilling
گوشت کباب کن
grill
گوشت کباب کن
chop
گوشت دنده
fruit pulp
گوشت میوه
stringers
چنگک گوشت
pancreas
خوش گوشت
pancreases
خوش گوشت
fuzz ball
گوشت زیادی
shins
گوشت قلم پا
shin
گوشت قلم پا
carrion
گوشت گندیده
incarnant
گوشت نو اور
green meat
گوشت کهنه
top round
گوشت کبابی
beefy
گوشت الو
flab
گوشت اضافی
horseflesh
گوشت اسب
flab
گوشت شل و آویزان
french chop
گوشت دنده
spareribs
گوشت دنده
haslet
گوشت کبابی
stringer
چنگک گوشت
emaciated
گوشت رفته
killcalf
گوشت فروش
goose
گوشت غاز
outgrowth
گوشت زیادی
gambrel
قلاب گوشت
lambs
گوشت بره
lamb
گوشت بره
the pulp of an apple
گوشت سیب
parve
بدون گوشت وشیر
outgrwth
برامدگی گوشت زیادی
Frozen meat ( food ) .
گوشت ( غذای ) یخ زده
pareve
بدون گوشت وشیر
frying
گوشت سرخ کرده
broiled meat
گوشت سرخ کرده
beef steak
گوشت ران گاو
fry
گوشت سرخ کرده
fries
گوشت سرخ کرده
cold cuts
گوشت پخته سرد
pork butcher
گوشت خوک فروش
cicatrize
گوشت نو بالا اوردن
pie
کلوچه گوشت پیچ
roast beef
گوشت گاوکباب شده
pies
کلوچه گوشت پیچ
putrid flesh
گوشت گندیده یا بو گرفته
to carven meat
گوشت رادرسرسفره خردکردن
omophagic
گوشت خام خور
omophagia
گوشت خام خوری
sirloin
گوشت کمرگوسفند یا خوک
westphalian ham
گوشت دودزده خوک
omophagous
گوشت خام خور
mincemeat
گوشت قیمه شده
spare ribs
گوشت دنده با استخوان
gratings
گوشت ریز ساینده
fricassee
راگوی گوشت پرنده
grating
گوشت ریز ساینده
sirloins
گوشت کمرگوسفند یا خوک
at the but cher's
در دکان گوشت فروشی
short ribs
گوشت با استخوان دنده
Firm muscles ( flesh ) .
عضلات (گوشت ) محکم
fry
سرخ کردن
[گوشت]
Scotch egg
تخم مرغ آب پز و گوشت
ball of toe
گوشت زیر پنجه پا
pap
تفاله گوشت یاسیب
mince pie
کلوچه گوشت دار
Her flesh is flabby.
گوشت بدنش شل است
dainty
گوشت یا خوراک لذیذ
schnitzel
کتلت گوشت گوساله
meat tea
چایی یا عصرانه با گوشت
lob
گوشت یا پوست اویخته
beefsteak
گوشت ران گاو
gobbet
تکه گوشت خام
bullying
گردن کلفت گوشت
steaks
باریکه گوشت کبابی
bullied
گردن کلفت گوشت
bullies
گردن کلفت گوشت
lobbed
گوشت یا پوست اویخته
lobs
گوشت یا پوست اویخته
fricassees
راگوی گوشت پرنده
mince pies
کلوچه گوشت دار
foreshank
گوشت ساق گاو
carunculate
دارای گوشت پاره
gobbets
تکه گوشت خام
luncheon meat
گوشت پیش آماد
luncheon meat
گوشت پخته و آماده
ecchymosis
کبودشدگی گوشت از کوفتگی
haunches
گوشت ران وگرده
growths
گوشت زیادی تومور
growth
گوشت زیادی تومور
abscission
قطع پوست و گوشت
tenderloin
گوشت پشت مازو
haunch
گوشت ران وگرده
granulet
گوشت نوبالا اورده
bully
گردن کلفت گوشت
masticator
چرخ گوشت خردکنی
steak
باریکه گوشت کبابی
lobbing
گوشت یا پوست اویخته
small scale
طبلک کوچک مقیاس نقشه مقیاس کوچک
small-scale
طبلک کوچک مقیاس نقشه مقیاس کوچک
carving knife
چاقوی حکاکی یا گوشت بری
carbonado
قطعه گوشت کباب کرده
The meet is underdone.
این گوشت آبدار است.
pot roast
گوشت سرخ شده در دیگ
rib
تکه گوشت دنده دار
fritter
خاگینه گوشت دار پاره
piece deresistance
مثلا تیکه بزرگی از گوشت
green old wound
زخمی که گوشت نوبالانیاورده باشد
to souse a meat or fish
درترشی گذاشتن گوشت یاماهی
nematode
کرمک و کرم گوشت و مانندانها
The meet is salty.
این گوشت شور است.
Be careful not to burn the meat .
مواظب باش گوشت رانسوزانی
stroganoff
گوشت پخته نازک با خردل
flash fly
مگس وحشراتی که گوشت میخورند
tenderized
ترد کردن خواباندن گوشت
tenderising
ترد کردن خواباندن گوشت
tenderises
ترد کردن خواباندن گوشت
tenderised
ترد کردن خواباندن گوشت
fritters
خاگینه گوشت دار پاره
tenderizing
ترد کردن خواباندن گوشت
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com