Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (14 milliseconds)
English
Persian
ventral
تیغه قائم یا مایل بصورت ثابت یا لولایی در زیر یا عقب هواپیما
Other Matches
variable incidence
جسمی که بصورت لولایی نصب شده بطوریکه زاویه برخورد ان تغییر میکند
variable pitch
جسمی که بصورت لولایی به ملخ نصب شده که در ان زاویه برخورد گام نامیده میشود
wobble plate
دیسکی که بصورت لولایی یاصلب به عنوان مکانیزم حرکت دهنده روی شفت نصب شده است
rake
زاویه بین قائم محل و محورچرخ دم هواپیما
rakes
زاویه بین قائم محل و محورچرخ دم هواپیما
raking
زاویه بین قائم محل و محورچرخ دم هواپیما
gust alleviation
سیستم دینامیکی برای کاهش اثر تندبادهای قائم روی هواپیما
coning angle
زاویه بین محور طولی تیغه ها و سطح مار بر نوک تیغه ها صرفنظر از خمش تیغه ها
vee engine
موتور پیستونی که سیلندرهای ان در یک ردیف و بصورت مایل به یکدیگرقرار گرفته اند
blisk
هر مرحله از روتورتوربینهای خطی که در ان دیسک و تیغه ها بصورت یکپارچه ساخته شده اند
fixed wing aircraft
هواپیما با بال ثابت
cruising altitude
ارتفاع ثابت پرواز هواپیما
whip stall
شیرجه قائم سوت کشیدن شیرجه کردن هواپیما
control column
فرمانی برای کنترل حرکت هواپیما حول محور طولی وعرضی که میتواند بصورت میله یا رل باشد
yaw
انحراف کشتی از مسیر خود خط انحراف کشتی چرخش افقی هواپیما دور محور قائم ان
yawed
انحراف کشتی از مسیر خود خط انحراف کشتی چرخش افقی هواپیما دور محور قائم ان
control surface angle
زاویه بین مبداء سنجش حرکت سطوح کنترل و وتر سطح ثابت یا محور طولی هواپیما
carpet loom
دار قالیبافی که بصورت افقی، ثابت و یا گردان تهیه می شود و شامل تیرک ها و پیج و مهره ها می شود
collective pitch control
کنترلی در رتورگرافی که زاویه تیغه یا پیچ همه تیغه ها را بطور یکسان و مستقل از وضعیت سمتی انها تغییرمیدهد
throw over switch
کلید لولایی
hinge pin
محور لولایی
ginglymus
مفصل لولایی
hinge coupler
جفتگر لولایی
hinge joint
مفصل لولایی
hinge pin
محور اتصال لولایی
hinge
لولا چرخش لولایی
hinges
لولا چرخش لولایی
hinge
لولای درب کاپوت ماشین محور لولایی
hinges
لولای درب کاپوت ماشین محور لولایی
static employment
کاربرد توپخانه پدافند هوایی در سکوی ثابت یا در پدافندهوایی ثابت
approach end
نقطه شروع تقرب هواپیما ابتدای محوطه دویدن هواپیما
landing gear
چرخ هواپیما که هنگام نشستن هواپیما وزن انراتحمل میکند
grasshopper beam
تیری که یک سران درماشین لولایی پیوسته است وازاین جهت مانندملخ
altitude sickness
حال به هم خوردگی در اثرارتفاع هواپیما مرض ناشی از زیاد شدن ارتفاع هواپیما
barometric leveling
تراز کردن هواپیما از نظرفشار جو تعادل بارومتری هواپیما
touchdowns
تماس هواپیما با زمین سینه مال رفتن هواپیما
touchdown
تماس هواپیما با زمین سینه مال رفتن هواپیما
aircraft scrambling
دستور پرواز هواپیما ازوضعیت اماده باش زمینی صدور فرمان درگیری هواپیما با هدف
aft
قسمت انتهایی هواپیما بطرف عقب هواپیما
air mileage indicator
کیلومتر شمار هواپیما مسافت سنج هواپیما
aircraft arresting barrier
وسیله بازدارنده هواپیما ازحرکت مهار هواپیما
plane director
نفر هدایت کننده هواپیما هادی هواپیما
spoiler
صفحه دراز و باریک روی سطح بالایی هواپیما که برای کاستن سرعت یا اوج گرفتن هواپیما بلند میشود
fixed capital
سپرده ثابت اموال ثابت یکان
static test
ازمایش در وضعیت ثابت یا به حالت ثابت
picker
دلال و واسطه فرش
[بصورت جزئی از خانه ها و حراجی ها فرش را خریداری کرده و بصورت عمده می فروشد.]
diptych
دولوحی که باهم بوسیله لولایی متصل شده و برای نوشتن بکار می رفته و تاه میشده
space charter
اختصاص جا در هواپیما رزرو کردن جا در هواپیما
screwpropeller
پروانه هواپیما ملخ کشتی یا هواپیما
coordinated turn
دورزدن هواپیما بطوریکه کنترلهای مربوط به دوران حول هر سه محور مورداستفاده قرار گرفته و مانع سر خوردن هواپیما به داخل یا خارج پیچ میشوند
standing order
دستورالعملهای ثابت دستورات ثابت
standing orders
دستورالعملهای ثابت دستورات ثابت
moment
ممان وزن بار هواپیما نیروی گریز ازمرکز وزن اشیاء داخل هواپیما
moments
ممان وزن بار هواپیما نیروی گریز ازمرکز وزن اشیاء داخل هواپیما
moving pivot
نفر لولای گردش ستون چرخش لولایی حرکت یک ستون
holding point
نقطه تثبیت ردیابی هواپیما نقطه انتظار هواپیما روی صفحه رادار
terrtorialize
محدود بیک ناحیه کردن بصورت خطه در اوردن بنواحی متعدد تقسیم کردن بصورت قلمرو در اوردن
transition altitude
ارتفاع استاندارد هواپیما ارتفاع هواپیما طبق جداول فنی پرواز
arresting gear
دستگاه کم کننده سرعت هواپیما در روی باند دستگاه مهار هواپیما
roll in point
نقطه ورود به شاخه تک به وسیله هواپیما نقطه شروع حرکت تک هواپیما
azimuth indicator
شاخص سمتی هواپیما وسیله نشان دهنده زاویه سمتی هواپیما
apron
محوطه اسفالت مقابل اشیانه هواپیما محوطه بارگیری هواپیما
aprons
محوطه اسفالت مقابل اشیانه هواپیما محوطه بارگیری هواپیما
aircraft cross servicing
سرویسهای متقابله دستگاههای هواپیما سرویس جنبی دستگاههای هواپیما
swivelled
اتصال گردنده اتصال لولایی چرخیدن
swivel
اتصال گردنده اتصال لولایی چرخیدن
swivels
اتصال گردنده اتصال لولایی چرخیدن
saddle bag
خورجین
[اینگونه قالیچه ها بصورت قرینه بافته می شوند.گاه مجزا بوده و سپس به یکدیگر متصل می شوند و یا بصورت یک تکه که در وسط ساده است بافته می شوند.]
variable stroke
پمپ مایعی با پیستونهایی بصورت محوری یا خطی که بصورت محوری یا خطی نوسان میکند
sample
مداری که سیگنال ورودی آنالوگ را برای مدت طولانی برای مبدل آنالوگ به دیجیتال ثابت نگه می دارد تا خروجی ثابت تولید شود
sampled
مداری که سیگنال ورودی آنالوگ را برای مدت طولانی برای مبدل آنالوگ به دیجیتال ثابت نگه می دارد تا خروجی ثابت تولید شود
troop space
جای انفرادی در هواپیما یاکشتی محوطه لازم برای تامین جا برای حمل پرسنل وبارهای انفرادی انها درکشتی یا هواپیما
goldie
علامت درگیر شدن سیستم کنترل پرواز خودکار و پرتاب بمب خودکار هواپیما با هدف و انتظار هواپیما برای دریافت فرمان کنترل از زمین
peach design
نقش هلو
[این نقش هم بصورت شکوفه درخت هلو به نشانه بهار و هم بصورت میوه به نشانه طول عمر در فرش های چین بکار می رود.]
clear way
محوطه بالاکشیدن هواپیما محوطه کندن هواپیما از زمین
vitrify
بصورت شیشه در اوردن بصورت شیشه درامدن
standing
ثابت دستورالعمل ثابت
monofilament
الیاف تک رشته بلند
[این نوع از لیف که دارای طول بسیار بلندی است بصورت طبیعی فقط در الیاف ابریشم وجود داشته ولی الیاف مصنوعی یا شیمیایی می توانند بصورت الیاف بلند یا کوتاه تهیه شوند.]
orthogonal
قائم
perpendecular
قائم
erect
قائم
erects
قائم
erected
قائم
vertical
قائم
erecting
قائم
plumb line
خط قائم
righted
قائم
plumb lines
خط قائم
right
قائم
upright
قائم
righting
قائم
vertical tail
دم قائم
upstanding
قائم
normal
قائم
malthusian law of population
نظریه جمعیتی مالتوس براساس این نظریه جمعیت بصورت تصاعد هندسی افزایش میابد در حالیکه وسایل معیشت و مواد غذائی بصورت تصاعد عددی افزایش میابد
star design
طرح ستاره ای شکل
[این طرح به گونه های مختلف در فرش های مناطق مختلف مورد استفاده قرار می گیرد. گاه بصورت ترنج و گاه بصورت تزئین در متن.]
steady
مسیر ثابت فرمان مسیر را ثابت نگهدارید
steadiest
مسیر ثابت فرمان مسیر را ثابت نگهدارید
steadying
مسیر ثابت فرمان مسیر را ثابت نگهدارید
steadies
مسیر ثابت فرمان مسیر را ثابت نگهدارید
steadied
مسیر ثابت فرمان مسیر را ثابت نگهدارید
go around mode
روش کنترل مخصوص کندن هواپیما از زمین روش کنترل صعود هواپیما
altitude height
سطح مبنای اندازه گیری ارتفاع هواپیما ارتفاع هواپیما از سطح مبنا
command speed
سرعت تعیین شده هواپیما سرعت پیش بینی شده برای هواپیما
righted
قائم نگاهداشتن
prop
تقویت قائم
locumtenens
قائم مقام
propped
تقویت قائم
righting
قائم نگاهداشتن
envelopment
احاطه قائم
propping
تقویت قائم
local vertical
قائم محلی
perpendecular
خط عمودی یا قائم
stakes
قائم کردن
staked
قائم کردن
apeak
عمودی قائم
self consistent
قائم بالذات
abeam
قائم بر مسیرحرکت
vice-chancellor
قائم مقام
vice chancellor
قائم مقام
substituted
قائم مقام
vice-chancellors
قائم مقام
normal plane
صفحه قائم
normal vector
بردار قائم
vertical bulking
کمانش قائم
vertical axis
محور قائم
surrogate
قائم مقام
surrogates
قائم مقام
high angle
تیر قائم
vertical circle
دایره قائم
vertical force
نیروی قائم
vertical envelopement
احاطه قائم
ordinate
بعد قائم
vertical drop
ابشار قائم
substitute
قائم مقام
vertical cut
برش قائم
normal acceleration
شتاب قائم
vertical creep
وارفتگی قائم
normal axis
محور قائم
self perpetuation
قائم بذات
rectangular
قائم الزاویه
envelop
احاطه قائم
vertical speed
سرعت قائم
subsitute
قائم مقام
vertical photograph
عکس قائم
deputies
قائم مقام
subrogation
قائم مقامی
quadratic
منشور قائم
right
قائم نگاهداشتن
true vertical
قائم واقعی
semierect
نیمه قائم
surreptitiously
قائم مقام
substituting
قائم مقام
substantive
قائم بذات
deputy
قائم مقام
locum
قائم مقام
stake
قائم کردن
right-angled
قائم الزاویه
successor
قائم مقام
vicar
قائم مقام
vicars
قائم مقام
increate
قائم بالذات
enveloped
احاطه قائم
envelops
احاطه قائم
enveloping
احاطه قائم
locums
قائم مقام
flight control
دستگاه کنترل پرواز هواپیما کنترل هواپیما
apparent altitude
ارتفاع فاهری هواپیما ارتفاع عملی هواپیما
aircraft block speed
سرعت خالص هواپیما سرعت هواپیما از نظرتئوریکی
deputy minister
قائم مقام وزیر
sheathing
تخته بندی قائم
procousul
قائم مقام کنسول
commercial representative
قائم مقام تجارتی
deputy
قائم مقام جانشین
vertical center line illusion
خطای خط قائم مرکزی
deputies
نایب قائم مقام
surrogate
قائم مقام شدن
deputies
قائم مقام جانشین
surrogates
قائم مقام شدن
deputy
نایب قائم مقام
zenith
نقطه قائم بر نافر
wedges
اسکنه کولاس قائم
wedged
اسکنه کولاس قائم
wedge
اسکنه کولاس قائم
vertical probable error
اشتباه احتمالی قائم
commercial procuration
قائم مقام تجارتی
consular agent
قائم مقام کنسول
short scope buoy
بویه شناور قائم
right angled triangle
مثلث قائم الزاویه
plane of departure
سطح قائم تیر
wedging
اسکنه کولاس قائم
upload
همنه قائم نیرو
prime vertical circle
دایره قائم اصلی
mercator chart
نقشه قائم الزاویه
vicegerent
جانشین قائم مقام
ablique coordinates
دستگاه مختصات قائم
vertical deformation
تغییر شکل قائم
vertical envelopement
حرکت دورانی قائم
right cone
مخروط قائم
[ریاضی]
vertical photograph
عکس هوایی قائم
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com