Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (11 milliseconds)
English
Persian
cross trail
جاده سرتاسری عرضی در منطقه
Other Matches
lateral route
جاده عرضی
cross trail
جاده عرضی
axial route
مسیر طولی منطقه عقب جاده طولی منطقه مواصلات
axial road
جاده طولی منطقه مواصلات
all around
سرتاسری
wall-to-wall
سرتاسری
flush deck
پل سرتاسری
crossbar
خط عرضی صلیب میله عرضی
crossbars
خط عرضی صلیب میله عرضی
drop zone
منطقه پرش منطقه بارریزی منطقه ریزش
through stone
سنگ سرتاسری
through-crack
ترک سرتاسری
whole learning
یادگیری سرتاسری
wall-to-wall
فرش کردن سرتاسری
divided highway
[American E]
شاهراه چند خطی
[جاده رفت کاملا سوا از جاده آمد است]
underpass
مسیر جاده در زیر پل هوایی جاده زیرجاده دیگری
underpasses
مسیر جاده در زیر پل هوایی جاده زیرجاده دیگری
emerging traffic
جاده فرعی که از جاده اصلی بیرون آمده
road screen
پوشش و استتار جاده پوشاندن جاده
merging traffic
ادغام جاده فرعی به جاده اصلی
damage area
منطقه تولید خطر مین منطقه خسارت منطقه خطر
submarine havens
منطقه عبور در عملیات غیررزمی زیردریایی منطقه اموزشی زیردریایی درمنطقه غیررزمی منطقه محدوده تامینی اطراف زیردریایی
sanctuary
منطقه بی خطر عقب جبهه منطقه مبنا و پایگاه لجستیکی امن
sanctuaries
منطقه بی خطر عقب جبهه منطقه مبنا و پایگاه لجستیکی امن
going
وضع جاده زمین جاده
service road
جاده کناری جاده سرویس
area of military significant fallout
منطقه الودگی شدید به موادرادیواکتیو منطقه ریزش شدیداتمی
service area
منطقه تعمیر و نگهداری منطقه عقب یکانهای نظامی
run up area
منطقه ازمایش موتورهواپیما قبل از پرواز منطقه در جا زدن
landing area
منطقه نشستن هواپیما منطقه پیاده شدن به ساحل
airspace reservation
منطقه پرواز مخصوص درفضای هوایی منطقه پروازمخصوص
staging area
منطقه بارگیری پرسنل و وسایل دربین راه منطقه سوخت گیری و اماده شدن برای پرواز
prohibited area
منطقه ممنوعه هوایی منطقه حفافت شده
polynia
منطقه یا جزیرهای از اب دریک منطقه وسیع یخ زده
leave area
منطقه استراحت پرسنل درپشت منطقه مواصلات
haven submarine
منطقه امن زیردریایی منطقه تامین زیردریاییها
grid zone
منطقه شبکه بندی نقشه منطقه نقشهای
We planned to do a cross-country trip in the US, but our parents ruled that out/vetoed it.
ما برنامه ریختیم سفری سرتاسری در ایالات متحده بکنیم اما پدر و مادرمان جلویمان را گرفتند
[مخالفت کردند ]
.
area oriented
بر مبنای خصوصیات منطقه با توجه به منطقه
skid row
<idiom>
منطقه پایین شهر ،منطقه فقیرنشین
concentration area
منطقه تمرکز عده ها منطقه تجمع
sectors
منطقه عمل منطقه مسئولیت
zone of fire
منطقه اتش منطقه تیراندازی
sector
منطقه عمل منطقه مسئولیت
kill area
منطقه خطر منطقه تلفات
remoter
خارج از منطقه منطقه دورافتاده
remote
خارج از منطقه منطقه دورافتاده
remotest
خارج از منطقه منطقه دورافتاده
combat zone
منطقه رزمی منطقه نبرد
crossing area
منطقه گذار منطقه پایاب
tropopause
منطقه چاه هوایی جوی بین استراتوسفر و تروپوسفر منطقه سکته هوایی
holding area
منطقه لنگرگاه موقت در روی دریا منطقه توقف موقت کشتیها
ranging
تجسس کردن منطقه هدف با هواپیما یا گشت زنی در منطقه هدف
motif
گلی خاص در زمینه فرش
[این طرح ها با توجه به منطقه بافت دارای اشکال و ابعاد مختلفی بوده و تا حدودی مشخص کننده منطقه بافت می باشد.]
demolition target
منطقه تخریب منطقه در نظر گرفته شده برای تخریب
clandestine assembly area
منطقه تجمع قوای زیرزمینی منطقه تجمع نیروی پنهانی
comparative cover
پوشش گاه بگاه منطقه یاوسایل پوشش نسبی منطقه
line crosser
فراری از منطقه دشمن به خطوط خودی نفوذکننده به منطقه خودی
road distance
مسافت روی جاده یا مسافت طی شده از جاده
track clearer
جاده پاک کن جاده صاف کن راه صاف کن
transect
بطور عرضی برش کردن برش عرضی کردن
demolition guard
نگهبان منطقه تخریب مسئول حفافت منطقه تخریب
defense coastal area
منطقه ساحلی مورد پدافند منطقه پدافندی ساحلی
airspace prohibited area
منطقه ممنوعه هوایی منطقه منع پرواز هوایی
launching area
منطقه شروع پرواز منطقه شروع عملیات اب خاکی
demilitarization
تشکیل منطقه بی طرف تشکیل منطقه غیر نظامی
separation zone
منطقه واسطه حد فاصل یکانها منطقه جداسازی یکانها
sweep
تجسس منطقه با رادار مین روبی کردن پاک کردن منطقه عملیات پاک سازی
island bases
پایگاههای داخل منطقه پدافندی هوایی پایگاهی داخل منطقه حیاتی پایگاههای جزیرهای دریایی
islands
منطقه حیاتی پدافند هوایی منطقه حیاتی
island
منطقه حیاتی پدافند هوایی منطقه حیاتی
crossbars
خط عرضی
crossbar
خط عرضی
crossest
عرضی
crosses
عرضی
crosser
عرضی
cross
عرضی
traverse
عرضی
traversed
عرضی
traverses
عرضی
traversing
عرضی
lateral
عرضی
transverse
عرضی
intersectional service
قسمت پشتیبانی داخل منطقه مواصلات یکان پشتیبانی منطقه مواصلات
traversing fire
اتش عرضی
deflection sweep
درو عرضی
trimmed joist
تیر عرضی
cross head
تیر عرضی
cross brace
گیره عرضی
cross brace
مهار عرضی
cross compartment
دهلیز عرضی
cross cut
برش عرضی
cross fall
شیب عرضی
radial play
بازی عرضی
collateral ganglia
عقدههای عرضی
transverse scale
مقیاس عرضی
sides way
نوسان عرضی
shape of cross section
نیمرخ عرضی
transverse wave
موج عرضی
baselinesman
خط نگهدار خط عرضی
cross beam
تیر عرضی
sagrod
مهار عرضی
sag rod
مهار عرضی
athwart
به طور عرضی
radial load
بار عرضی
cross feed
تغذیه عرضی
lateral stability
پایداری عرضی
lateral shifts
تغییرات عرضی
lateral forces
نیروهای عرضی
profile
مقطع عرضی
profiled
مقطع عرضی
profiles
مقطع عرضی
profiling
مقطع عرضی
cross traverse
تراورس عرضی
frame
دنده عرضی
transverse plane
صفحه عرضی
horizontal plane
صفحه عرضی
lateral tell
سبقت عرضی
latitude band
کمربند عرضی
cross hole
سوراخ عرضی
cross linking
اتصال عرضی
cross piece
تیر عرضی
cross roll
نورد عرضی
cross section
مقطع عرضی
northing
مختصات عرضی
cross section
برش عرضی
cross section
نیمرخ عرضی
leak coil
بوبین عرضی
latitude band
نوار عرضی
crossed belt
تسمه عرضی
transverse bulkhead
تیغه عرضی
transverse reinforcement
ارماتور عرضی
transverse section
مقطع عرضی
transverse joint
درز عرضی
transverse axis
محور عرضی
transverse fault
گسل عرضی
abeam
جهت عرضی
phenomenal
عارضی عرضی
transverse stress
تنش عرضی
phenomenally
عارضی عرضی
accidentalism
فلسفه عرضی
transverse bracing
تقویت عرضی
transverse crack
ترک عرضی
axis
خط طولی یا عرضی
accident
صفت عرضی
transversal section
برش عرضی
timber
دنده عرضی
square ball
پاس عرضی
transverse valley
دره عرضی
transection
برش عرضی
accidentalism
فلسفهء عرضی
transversal wave
موج عرضی
transverse acceleration
شتاب عرضی
accidents
صفت عرضی
northing
محور عرضی نقشه
y axis
محور عرضی مختصات
transverse bending test
ازمایش خمش عرضی
latitude band
نوار عرضی زمینی
cross sectional data
دادههای برش عرضی
cross level buble
حباب تراز عرضی
transverse cardan shaft
محور کاردان عرضی
backward pass
پاس عرضی یا به عقب
cross wall
دیوار پلهای عرضی
crossing target
هدفهای متحرک عرضی
counter-brace
تیر تقویت عرضی
crossrial carriage
پاگیر تیر عرضی
accidental
غیر مترقبه عرضی
enfilade
درو عرضی کردن
cross-tree
[رابط عرضی دکلها]
brace
تیر تقویت عرضی
braced
تیر تقویت عرضی
cross section
سطح مقطع عرضی
transverse conductance
مقدار هدایت عرضی
cross-aisle
[گوشواره عرضی کلیسا]
transverse fatigue test
ازمایش خستگی عرضی
cross slide
کشوی لغزنده عرضی
traversing
حرکت عرضی یا مورب
traverses
حرکت عرضی یا مورب
traversed
حرکت عرضی یا مورب
cross tree
رابط عرضی دکلها
cross hole nut
مهره با سوراخ عرضی
career courses
دورههای عرضی نظامی
cross barred
دارای میلههای عرضی
shrouds
بکسلهای عرضی ناو
traverse
حرکت عرضی یا مورب
thwarted
نشیمنگاه عرضی قایق
thwart
نشیمنگاه عرضی قایق
section of valley
نیمرخ عرضی دره
broadside aerial
تشعشع کننده عرضی
swinging of flow
نوسانات عرضی جریان
cross sectional area
سطح مقطع عرضی
transverse test specimen
نمونه ازمایش عرضی
valley cross section
نیمرخ عرضی دره
transection
برش یا مقطع عرضی
rafter
تیر عرضی طاق
rafters
تیر عرضی طاق
terete
استوانهای شکل در برش عرضی
broad beam headlamp
نور افکن با تشعشع عرضی
cross-gable
[سه گوشی کنار شیروانی عرضی]
I have nothing more to say .
دیگر عرضی نیست ( ندارم )
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com