Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 77 (6 milliseconds)
English
Persian
shaman
جادوگر قبیله
Other Matches
warlock
جادوگر مرد که فرمانده زنان جادوگر است
voodooist
جادوگر
magicians
جادوگر
magician
جادوگر
theurgist
جادوگر
hell cat
زن جادوگر
spell binder
جادوگر
enchantress
زن جادوگر
enchantresses
زن جادوگر
medicine man
جادوگر
conjuror
جادوگر
magian
جادوگر
hex
جادوگر
witches
جادوگر
witches
زن جادوگر
conjurers
جادوگر
conjurors
جادوگر
conjurer
جادوگر
sorcerers
جادوگر
mare
جادوگر
mares
جادوگر
witch
جادوگر
sorcerer
جادوگر
witch
زن جادوگر
crystal gazer
ساحر یا جادوگر
magus
جادوگر ساحر
theurgic
جادوگر ساحر
powwow
کاهن جادوگر
gens
قبیله
phyle
قبیله
phylon
قبیله
phylum
قبیله
tribes
قبیله
castes
قبیله
caste
قبیله
tribe
قبیله
voodoo
جادوگر سیاه پوست
voudou
جادوگر سیاه پوست
hag fish
عجوزه زشت زن جادوگر
clan
طایفه قبیله
sheik
رئیس قبیله
gallican
اهل قبیله گل
chieftains
رئیس قبیله
tribesmen
ایلیاتی هم قبیله
tribalism
قبیله گرایی
chieftain
رئیس قبیله
tribesman
ایلیاتی هم قبیله
phylarch
رئیس قبیله
medicine man
پزشک قبیله
sheikh
رئیس قبیله
sheikhs
رئیس قبیله
detribalize
بی قبیله کردن
sheiks
رئیس قبیله
detribalization
جدایی از قبیله
chieftainship
ریاست قبیله
chieftaincy
ریاست قبیله
clans
طایفه قبیله
intertribal
واقع در میان قبیله ها
exogamy
ازدواج با افرادخارج از قبیله
tribesman
عضو قبیله یا طایفه
tribesmen
عضو قبیله یا طایفه
detribalize
از قبیله خودجدا شدن
wise man
جادوگر جادو ساحر طلسم گر افسونگر
massachusett
نام یک قبیله سرخ پوست
massachusetts
نام یک قبیله سرخ پوست
A single bereavement is enough to affect a whole family.
<proverb>
یک داغ دل بس است براى قبیله اى .
totemist
معتقد بوجودروح حافظ یک قوم یا قبیله
seminole
قبیله سرخ پوست ساکن فلوریدا
totemite
معتقد بوجودروح حافظ یک قوم یا قبیله
eponymy
اشتقاق اسم قبیله یا شخص یاعشیره ازیک کلمه
kafir
کافر نام قبیله ای درافریقای جنوبی از نژاد بانتو
kaffir
کافر نام قبیله ای درافریقای جنوبی از نژاد بانتو
phratry
درتاریخ یونان واحد قومیت یکی از تقسیمات سه گانه قبیله
phylar
وابسته به راسته ودسته وابسته به قبیله ونژاد
rug names
اسامی فرش
[بدلیل پراکندگی زیاد بافت ها و اختلاف سلیقه بافندگان، طراحان و کارشناسان یک سیستم نامگذاری تعریف شده برای فرش وجود ندارد.بدین جهت از مکان، قبیله، قوم، اندازه، طرح و انگیزه استفاده می شود.]
khamseh
خمسه
[در جنوب غرب ایران و از پنج قبیله قدیمی ایران تشکیل شده که در گذشته با قبائل دیگر منطقه اتحادیه ای را در مقابل ایل قشقایی بوجود آورده بودند. امروز نقش خمسه بیشتر با طرح بهارلو شناخته می شود.]
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com