Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (3 milliseconds)
English
Persian
aquatic
جانور یا گیاه ابزی
Other Matches
hydrophyte
گیاه ابزی
waterweed
گیاه ابزی
isomorph
جانور یا گیاه ویاگروهی که مشابه گیاه یاگروه دیگری است
zoophyte
جانور گیاه سان
tropicopolitan
گیاه یا جانور گرمسیری
phytozoon
جانور گیاه نما
purebred
جانور یا گیاه خوش نژاد
phylogeny
تاریخ نژادی جانور یا گیاه
insectivore
جانور یا گیاه حشره خوار
ecesis
نقل وانتقال جانور یا گیاه به محیط تازه
aquatic organism
زیوسته ابزی موجود زنده ابزی
ecotype
بخش فرعی از نوع مستقل جانور یا گیاه که افراد ان باهم اختلاط و امتزاج نموده و بخش واحد فرعی تشکیل میدهند
epizoic
زندگی کننده روی بدن جانور انگل جانور
zoo ecology
قسمتی از علم جانور شناسی که در باره روابط جانور بامحیط خود بحث میکند بوم شناسی حیوانی
gametophyte
گیاه یا نژادی از گیاه که دارای عضو جنسی تناوبی
ear
خوشه
[بخشی از ساقه گیاه غلاتی]
[گیاه شناسی]
rhubarb
گیاه ریواس
[از برگ های این گیاه در چین و هند جهت تهیه رنگ زرد لیمویی استفاده می شود.]
aquatic
ابزی
lentic
ابزی
waterfowl
مرغ ابزی
underwater
زیر ابزی
semiaquatic
نیمه ابزی
aquatic organism
زیسمند ابزی
aquiculture
ابزی پروری
subaquatic
نسبتا ابزی ا
aquaculture
ابزی پروری
madder
گیاه روناس
[از ریشه این گیاه رنگینه قرمز به دست می آید که یکی از اصلی ترین مواد رنگی در رنگرزی فرش محسوب می شود.]
benthos
موجودات دریایی ابزی
subaquatic
نیمه ابزی واقع در زیر اب
hydro
پیشوندهایی بمعنی ابدار و ابزی
aquaria
نمایشگاه جانوران و گیاهان ابزی
aquarium
نمایشگاه جانوران و گیاهان ابزی
aquariums
نمایشگاه جانوران و گیاهان ابزی
hydr
پیشوندهایی بمعنی ابدار و ابزی
wildling
گیاه وحشی گیاه خودرو
halophyte
گیاه اب شور یا گیاه شوره زی
snapping turtle
لاک پشت بزرگ خوراکی ابزی
jabiru
لک لک ابزی نقاط گرم و معتدل امریکا
water moccasin
مار سمی ابزی جنوب امریکا
gallinule
نوعی پرنده ابزی از خانواه ابچلیک ها
elodea
جنس گیاهان کوچک و ابزی و تک هستهای درامریکا
platypus
پستاندار ابزی ومنقاردار و صدفخوار جنوب استرالیا
live box
جعبه یا قلمی که در اب اویزان میکنند تا موجودات ابزی را زنده نگاهدارند
hemp
گیاه شاهدانه
[در فرش هند، افغانستان و بعضی از فرش های چین از ساقه های چوبی این گیاه، الیاف تهیه کرده و در تار فرش از آن استفاده می کنند.]
malacostracan
جانور
apod
جانور بی پا
animalize
جانور
nightwalker
جانور شب پر
creature
جانور
he
جانور نر
animals
جانور
ruffianly
جانور خو
creatures
جانور
johnny
جانور نر
structure of an animal
جانور
it
ان جانور
beast
جانور
beasts
جانور
animal
جانور
it pron
ان جانور
zoology
جانور شناسی
proud
<adj.>
جانور حشری
brutal
جانور خوی
zoologist
جانور شناس
animalist
نقاش جانور
brute
جانور حیوان
animalculum
جانور ریزه
brutes
جانور حیوان
saprozoon
جانور پوده زی
pudge
جانور چاق
polystome
جانور بسیار
polystomatous
جانور بسیار
polypod
جانور بسیارپا
pollard
جانور بی شاخ
zoophagous
جانور خوار
poikilothermism
خونسردی جانور
poikilotherm
جانور خونسرد
plantigrade
جانور دوپا
perissodactyl
جانور فرد سم
pelagian
جانور دریایی
mammifer
جانور پستاندار
mammiferous
جانور پستاندار
nekton
جانور شناور
saxicoline
جانور سنگ زی
saxicolous
جانور سنگ زی
scrag
جانور نحیف
beastliness
جانور خویی
brutalization
جانور خویی
zootomy
جانور شکافی
zootheism
جانور پرستی
craw
معده جانور
zoophilous
علاقمند به جانور
zoophilic
علاقمند به جانور
edentate
جانور بی دندان
monocule
جانور یک چشم
ungulate
جانور سم دار
tardigrade
جانور کندرو
stinkard
جانور بدبو
shell fish
جانور صدف
milker
جانور شیرده
scavengers
جانور لاشخور
zoomorphic
<adj.>
جانور گونه
brutalities
جانور خویی
brutality
جانور خویی
fauna
جانور نامه
amoebas
جانور تک سلولی
strayed
جانور ولگرد
stray
جانور بی صاحب
straying
جانور بی صاحب
strays
جانور بی صاحب
scavenger
جانور لاشخور
rodents
جانور جونده
on heat
[British E]
<adj.>
حشری
[جانور زن]
in heat
[American E]
<adj.>
حشری
[جانور زن]
hybrid
جانور دورگه
amebae
جانور تک سلولی
game
جانور شکاری
amoeba
جانور تک سلولی
amoebae
جانور تک سلولی
amebas
جانور تک سلولی
rodent
جانور جونده
viviparous
جانور زنده زا ولود
anteater
جانور پستاندارمورچه خوار
marsupials
جانور کیسه دار
ratter
موش گیر
[جانور]
marsupial
جانور کیسه دار
migrants
سیار جانور مهاجر
white face
جانور پیشانی سفید
anteaters
جانور پستاندارمورچه خوار
scavengers
جانور کثافت خور
zoomorphic
شبیه جانور جانورسان
zoography
جانور شناسی تطبیقی
scavenger
جانور کثافت خور
dentition
وضع تعداددندانهای جانور
rat catcher
موش گیر
[جانور]
ratcatcher
موش گیر
[جانور]
migrant
سیار جانور مهاجر
endotherm
جانور خون گرم
lairs
محل استراحت جانور
pachyderms
جانور پوست کلفت
pachyderm
جانور پوست کلفت
phyllopod
جانور برگ پای
paleozoology
دیرین جانور شناسی
malacoderm
جانور نرم پوست
orc
جانور بزرگ دریایی
nervure
رگه بندی جانور
nematocyst
نیش جانور مرجانی
jumbos
جانور غول اسا
mollusk
جانور نرم تن حلزون
jumbo
جانور غول اسا
pleophagous
چند جانور خوار
lair
محل استراحت جانور
footpad
پای جانور پهنه پا
shedder
جانور پوست انداز
orca
جانور بزرگ دریایی
female
زنانه جانور ماده
heats
طلب شدن جانور
heat
طلب شدن جانور
hilding
جانور یا اسب بی ارزش
holozoic
جانور خوراک گیر
animalcule
جانور ذره بینی
slugs
چارپاره جانور کندرو
quadruped
چهارپا
[جانور شناسی]
in rut
<adj.>
حشری
[جانور شناسی]
sacs
عضوکیسه مانند جانور
animalculum
جانور ذره بینی
amoebic
وابسته به جانور تک سلولی
amphibiotic
وابسته به جانور دوزیستی
slugged
چارپاره جانور کندرو
slug
چارپاره جانور کندرو
tentacle
موی حساس جانور
tentacles
موی حساس جانور
beast of ravin
جانور درنده یاشکاری
bestialize
جانور خوی نمودن
mollusc
جانور نرم تن حلزون
molluscs
جانور نرم تن حلزون
sac
عضوکیسه مانند جانور
rutting
<adj.>
حشری
[جانور مرد]
arthropod
جانور مفصل دار
dolphin
دولفین
[جانور شناسی]
zoological
وابسته به جانور شناسی حیوان
isopodan
جانور سخت پوست بر>=< پای
mane
یال
[حیوانات و جانور شناسی]
gast
وحشت جانور بدون اولاد
Rutilus kutum
ماهی سفید
[جانور شناسی]
Caspian kutum
ماهی سفید
[جانور شناسی]
Black Sea roach
[Rutilus frisii]
ماهی سفید
[جانور شناسی]
kutum
[Rutilus frisii]
ماهی سفید
[جانور شناسی]
ruminant
جانور پستاندار نشخوار کننده
beaver
سگ آبی
[حیوانات و جانور شناسی]
scalawag
جانور نحیف وکم ارزش
hatchling
جانور تازه متولد نوزاد
Rutilus frisii
ماهی سفید
[جانور شناسی]
unicorns
جانور افسانهای دارای یک شاخ
crest
یال
[حیوانات و جانور شناسی]
unicorn
جانور افسانهای دارای یک شاخ
Caspian White Fish
ماهی سفید
[جانور شناسی]
cyclostomatous
وابسته به جانور دهان گرد
lyncean
مانند جانور سیاه گوش
slugged
جانور تنبل گردونه کندرو
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com