Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 205 (4 milliseconds)
English
Persian
i stand to it that
جدا عقیده دارم که
Search result with all words
i insist on his innocence
جدا` عقیده دارم که او بی گناه است
i insist that he is innocent
جدا` عقیده دارم که او بی گناه است
i insist on your being present
جدا` عقیده دارم که شما بایدحضور داشته باشید
i maintain
عقیده دارم که ...
Other Matches
iam proud to know him
از شناسایی او افتخار دارم افتخار دارم که او رامیشناسم
iam p to of knowing him
از اشنایی او افتخار دارم افتخار دارم که او را می شناسم
I have a carton of cigarettes
من یک ... دارم.
I have a headache.
من سر درد دارم.
I agree.
قبول دارم.
i wish to stay here
میل دارم ...
own a house
خانهای دارم
my a is 0 years
من 04سال دارم
it is in my recollection
یاد دارم
I'm in a hurry.
من عجله دارم.
I'm in a hurry.
من عجله دارم
I have tobacco.
من یک توتون دارم.
close the door please
خواهش دارم
I want to have a word with you . I want you .
کارت دارم
I am standing by you . I am right behind you .
هوایت را دارم
I need my e
من دوست دارم
i intend to stay here
خیال دارم که ...
I'm in doubt about it.
من بهش شک دارم.
I have a question.
من یک سئوال دارم.
I feel nauseated.
حالت تهوع دارم.
I have an appointment with the dentist.
با دندانساز قرار دارم
I'm on a diet.
من رژیم غذایی دارم.
I have cigar
من یک سیگار برگ دارم.
I have a credit card.
من کارت اعتباری دارم.
iam ill bested
موقعیت بدی دارم
I owe her a grudge
حق دارم که با اولج باشم
i am famishing
از گرسنگی دارم می میرم
I am beginning to realize ( understand ) .
کم کم دارم متوجه می شوم
I am positive that ...
من اطمینان کامل دارم که ...
I am deae beat . I am tired out .
از خستگی دارم غش می کنم
I am in a great hurry . I am pressed for time .
خیلی عجله دارم
i humbly request that
خواهش عاجزانه دارم که ...
I have a pain in my chest.
سینه درد دارم
I feel like throwing up.
<idiom>
دارم بالا میارم.
I believe in God.
من به خدا ایمان دارم.
i have a hunch that
بیم یافن ان دارم که ...
i am busy at the moment
اکنون کار دارم
i have a hunch that
سخت گمان دارم که
i am reluctant to go
اکراه دارم از رفتن
i am on the wrong side of 0
من بیش از 05 سال دارم
i have a silk rug Štoo
یک قالیچه ابریشمی هم دارم
i am purposed to go
در نظر دارم بروم
i yearn for
ارزوی استراحت دارم
i have a suit to the shah
به شاه عرض دارم
I am staying at the hotel.
در هتل منزل دارم.
i am rials in pocket
سه ریال در جیب دارم
I am over 50 years old.
من ۵۰ سال بیشتر دارم.
i am purposed to go
قصد دارم بروم
i own to having done it
اقرار دارم که ان کار را کرده ام
i intend to stay here
قصد دارم اینجا بمانم
I love her with my whole being .
با تمام وجود دوستش دارم
I have a date with my fiandee.
با نامزدم قرار ملاقات دارم
please dont forget it
خواهش دارم فراموش نکنید
I have a steady monthly income.
درآمد ماهیانه ثابتی دارم
I have all kinds of problems.
هزار جور گرفتار ؟ دارم
He owes me some money.
از او پول می خواهم (طلب دارم )
i have a suit to the shah
عریضه برای شاه دارم
i have come on business
کاری دارم اینجا امدم
I am thinding of going to Europe.
خیال دارم به اروپ؟ بروم
I am going on twenty.
دارم می روم توی 20سالگی ؟
I'll need a plot of land .
یک قطعه زمین لازم دارم
do tell me
خواهش دارم بمن بگویید
i have worse to tell you
بدتر از این دارم که بشمابگویم
i heed your help
به مساعدت شما احتیاج دارم
I am very busy today .
امروز خیلی کار دارم
i am in a hurry for it
عجله دارم یا در شتاب هستم
thank tou for that book
خواهش دارم ان کتاب را به من بدهید
I'm working on it.
دارم روش کار میکنم.
It pleases me.
دوست دارم
[ آن چیز را یا کار را]
.
I like it.
دوست دارم
[ آن چیز را یا کار را]
.
much as I'd like to
<idiom>
با اینکه اینقدر دوست دارم
I have to study
من درس دارم به همین خاطر کم میمونم
I live a very regular life .
زندگی خیلی منظمی دارم
I would like to know the truth.
من دوست دارم که واقعیت رو بدونم.
I'm sure we can come to some arrangement.
من اطمینان دارم که ما می توانیم به توافقی برسیم .
i have as many books as you
کتاب شما دارید منهم دارم
i rely solely on god...
تنها به خدا تکیه ... دارم وبس
I would like to learn the truth.
من دوست دارم از واقعیت مطلع بشوم.
i life that better
انرا بیشتر از همه دوست دارم
i p to arrange an intrriew
قصد دارم که مصاحبهای ترتیب دهم
i please to do it
خوش دارم که این کار را بکنم
I'm starving
[to death]
.
از گرسنگی دارم میمیرم.
[اصطلاح مجازی]
I am looking for work ( ajob).
دارم دنبال کار( شغل ) می گردم
I intend to buy a car .
خیال دارم یک ماشین ( اتوموبیل ) بخرم
I have a son your age.
پسری دارم بسن ( وسال) شما
I have a position ( post ) of great responsibility in this company .
دراین شرکت شغل پرمسئولیتی دارم
pray consider my case
خواهش دارم بکار من رسیدگی کنید
I am working here non-stop.
یک بند دارم اینجا کار می کنم
ideas
عقیده ها
concepts
عقیده ها
conception
عقیده
internal conception
عقیده
brainchild
عقیده
advice
عقیده
ism
عقیده
idea
عقیده
opinions
عقیده
impression
عقیده
thought
عقیده
creedless
بی عقیده
faith
عقیده
belief
عقیده
credos
عقیده
tenet
عقیده
credo
عقیده
opinion
عقیده
thoughts
عقیده
doctrine
عقیده
doctrines
عقیده
viewpoints
عقیده
concepts
عقیده
concept
عقیده
creed
عقیده
creeds
عقیده
i am not of his mind
با او هم عقیده
faiths
عقیده
impressions
عقیده
viewpoint
عقیده
Can I go earlier today, just as a special exception?
اجازه دارم امروز استثنأ زودتر بروم؟
My clothes are a witness to my poverty.
لباسی که بتن دارم شاهد فقر است
I have a free hand in this matter.
دراینکار دستم باز است ( اختیارات دارم )
Could I have a word with you ?
عرضی داشتم (چند کلمه صحبت دارم )
i intend my son for the bar
خیال دارم پسرم را بگذارم وکالت کند
the belief that
با این عقیده که
freedom of belief
ازادی عقیده
turnabout
تغییر عقیده
theosophism
عقیده به عرفان
turnabouts
تغییر عقیده
having
عقیده داشتن
have
عقیده داشتن
dissension
اختلاف عقیده
dogma
عقیده دینی
dogmas
عقیده دینی
espouses
عقیده داشتن به
espoused
عقیده داشتن به
espouse
عقیده داشتن به
Marxism
عقیده مارکس
impression
عقیده خیال
impressions
عقیده خیال
abjuration
ترک عقیده
coniviction
عقیده اطمینان
divarication
اختلاف عقیده
to be of
[or share]
the same view
[or opinion]
هم عقیده بودن
folkway
عقیده عامه
fortuitism
عقیده به اتفاق
cogency
قدرت عقیده
espousing
عقیده داشتن به
error
عقیده نادرست
outside opinion
عقیده مردم
viewing
نظریه عقیده
views
نظریه عقیده
my sentiment toward him
عقیده من درباره او
suggestions
افهار عقیده
suggestion
افهار عقیده
conviction
عقیده محکم
convictions
عقیده محکم
to agree in opinion
هم عقیده بودن
errors
عقیده نادرست
view
نظریه عقیده
hit off
هم عقیده شدن
counterview
عقیده مخالف
swear by
عقیده زیادداشتن به
iam of the opinion that
من براین عقیده ام که
to think
[of]
عقیده داشتن
so many menŠso many minds
عقیده بیشتر
i maintain
بر این عقیده ام که ...
viewed
نظریه عقیده
tradition
عقیده رایج
irreconcilableness
سختی در عقیده
irreconcilability
سختی در عقیده
pythagoreanism
عقیده به تناسخ
Is there enough time to change trains?
آیا برای تعویض قطار وقت کافی دارم؟
iam impatient to go
دلم شور میزند که بروم شتاب دارم برفتن
From your lips to God's ears!
<idiom>
امیدوارم که حق با شما باشد، اما من کمی شک و تردید دارم.
I have got into a jam . Iam in a tight corner . I am in a bad fix.
بد طوری گیر کرده ام ( دروضع سختی قرار دارم )
suggesting
افهار عقیده کردن
suggested
افهار عقیده کردن
I think it's ...
به نظر
[عقیده]
من این ...
I find it's ...
به نظر
[عقیده]
من این ...
suggests
افهار عقیده کردن
observed
افهار عقیده کردن
persuasions
اطمینان عقیده دینی
persuasion
اطمینان عقیده دینی
veers
تغییر عقیده دادن
to make a suggestion
افهار عقیده کردن
veered
تغییر عقیده دادن
tradition
عقیده موروثی عرف
differences of opinion
اختلاف عقیده
[نظر]
observes
افهار عقیده کردن
observing
افهار عقیده کردن
suggestion
افهار عقیده پیشنهاد
pronounce
افهار عقیده کردن
pronounces
افهار عقیده کردن
epicures
پیرو عقیده اپیکور
suggestions
افهار عقیده پیشنهاد
suggest
افهار عقیده کردن
epicure
پیرو عقیده اپیکور
to be of the opinion that ...
به این عقیده باشند که ...
express an opinion
افهار عقیده کردن
orthodox
دارای عقیده درست
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com