Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (3 milliseconds)
English
Persian
table of allowance
جدول سهمیه مجاز
Other Matches
authorized allowance
سهمیه مجاز
authorized allowance supplies
سهمیه مجاز اماد
circuit allocated use
سهمیه مدارهای مجاز
authorized parts list
سهمیه مجاز قطعات
authorized allowance supplies
سهمیه اماد مجاز
consolidated table of allowance
جدول سهمیه مشترک
consolidated table of allowance
جدول سهمیه عمومی
allowance for anticipated
سهمیه مجاز تلفات پیش بینی شده اماد
personnel authorization
جدول پرسنلی مجاز
peace time establishment
جدول استعداد مجاز زمان صلح
allocation
سهمیه سهمیه دادن
allocations
سهمیه سهمیه دادن
piggybacks
دستیابی غیر مجاز به سیستم کامپیوتری که باید از طریق کلمه رمز یا ترمینال کاربر مجاز انجام شود
piggyback
دستیابی غیر مجاز به سیستم کامپیوتری که باید از طریق کلمه رمز یا ترمینال کاربر مجاز انجام شود
current operating allowance
سهمیه موجود عملیاتی سهمیه عملیاتی فعلی
manning table
جدول تعیین مشاغل جدول وفایف پرسنل
legit
نمایش مجاز تاتر مجاز
symbol table
جدول نمادها جدول نمادی
visiting correspondent
نماینده بازدید کننده مجاز نماینده مجاز رسانههای گروهی برای بازدید از صحنه عملیات یا قسمتهای ارتشی
dive schedule
جدول حداکثر زمان و عمق استخر برای شیرجه جدول نشاندهنده عمق و زمان ماندن زیر اب غواص
correction index
جدول تصحیح خطای توپ جدول تصحیح یا تصحیحات
spelling table
جدول کلمات تهجی رمزی جدول تهجی رمز
contributions
سهمیه
quotas
سهمیه
allotments
سهمیه
contribution
سهمیه
allotment
سهمیه
ration
سهمیه
allowances
سهمیه
allowance
سهمیه
rationed
سهمیه
rations
سهمیه
coupon
سهمیه
coupons
سهمیه
quota
سهمیه
scantling
سهمیه
appointment quota
سهمیه مشاغل
sale quota
سهمیه فروش
appointment quota
سهمیه ماموریت
ammunition credit
سهمیه مهمات
quotations
سهمیه بندی
quotation
سهمیه بندی
quota sample
نمونه سهمیه
import quotas
سهمیه وارداتی
quota
سهمیه بندی
export quotus
سهمیه صادرات
rationing
سهمیه بندی
quota agreement
موافقت سهمیه
quotas
سهمیه بندی
import quota
سهمیه وارداتی
to fix quota
تعیین سهمیه کردن
rations
خارج قسمت سهمیه
target allocation
سهمیه بندی هدف
quota share treaty
قرار سهمیه بندی
quota system
نظام سهمیه بندی
apportionment
واگذاری سهمیه بودجه
rationing system
نظام سهمیه بندی
general allotment
سهمیه عمومی یا کلی
ration
خارج قسمت سهمیه
ammunition credit
سهمیه مهمات ذخیره
rationed
خارج قسمت سهمیه
common table of allowance
جداول سهمیه عمومی
allotment serial number
شماره سری سهمیه واگذارشده
bulk replacement storage
سهمیه کل جایگزینی درصحنه عملیات
basic allowance
سهمیه اولیه ضریب حقوقی معاش
air transport allocations board
هیئت تعیین کننده سهمیه ترابری هوایی
authorized level of organization
سطح مجاز پرسنل سازمانی سطح مجاز سازمانی
admissible
مجاز
legal
مجاز
licensable
مجاز
at liberty
مجاز
certified
مجاز
commissioned
مجاز
lawful
مجاز
allowable
مجاز
metonymy
مجاز
rated
مجاز
admissibll
مجاز
admittable
مجاز
licensed
مجاز
permissive
مجاز
authorized
مجاز
permitted
مجاز
permissible
مجاز
authorised
مجاز
tropologic
مجاز
allowed
مجاز
toluene
حد مجاز
authorrized
مجاز
circuit allocated use
مدارچانلهای مجاز
dose
مقدار مجاز
complementing
حد مجاز مکمل
doses
مقدار مجاز
setting
شدت مجاز
dosed
مقدار مجاز
licensing hours
زمان مجاز
complements
حد مجاز مکمل
legitimizing
مجاز کردن
permissible deviation
تفاوت مجاز
legitimizes
مجاز کردن
permissibly
بطور مجاز
metonym
مجاز مرسل
maximum prr ermissible
مجاز حداکثر
complemented
حد مجاز مکمل
complement
حد مجاز مکمل
permissible load
بار مجاز
delegation of authority
مجاز شمردن
permissible velocity
سرعت مجاز
safe load
بار مجاز
permissible velocity
تندی مجاز
freed
مجاز منفصل
contraband
غیر مجاز
revocable contract
عقد مجاز
settings
شدت مجاز
dosing
مقدار مجاز
not allowed
غیر مجاز
on the house
<idiom>
مجاز درکاری
justifiability
مجاز بودنی
impermissible
غیر مجاز
frees
مجاز منفصل
freeing
مجاز منفصل
free
مجاز منفصل
idiographic
وابسته به مجاز
height clearance
ارتفاع مجاز
permissible dosage
دوز مجاز
prescribed load
بار مجاز
lawfully
به طور مجاز
authorized bank
بانک مجاز
unauthorized
غیر مجاز
authorise
مجاز نمودن
licit
روا مجاز
allowances
میزان مجاز
allowance
میزان مجاز
working load
بار مجاز
authorised clerk
واسطه مجاز
allowed vibrations
ارتعاشهای مجاز
fair game
شکار مجاز
authorized manpower
استعدادپرسنلی مجاز
authorized program
برنامه مجاز
bona fide holder
دارنده مجاز
permit
مجاز کردن
permits
مجاز کردن
permitting
مجاز کردن
ban item
غیر مجاز
troplogy
مجاز گوئی
trope
مجاز استعاره
tolerance limit
خطای مجاز
bag limit
حد مجاز صید
authorized strength
استعداد مجاز
accredited
مجاز معتبر
working stress
تنش مجاز
tolerance
خطای مجاز
tolerance
تفاوت مجاز
allowable cargo load
بار مجاز
speed limits
سرعت مجاز
figuratively
بطور مجاز
legitimize
مجاز کردن
admitance
روا مجاز
legitimization
مجاز کردن
legitimising
مجاز کردن
legitimises
مجاز کردن
allowable cargo load
حداکثربار مجاز
allowable level
تراز مجاز
legitimised
مجاز کردن
allowable stress
تنش مجاز
legitimized
مجاز کردن
speed limit
سرعت مجاز
tolerances
خطای مجاز
tolerances
تفاوت مجاز
allowable load
بار مجاز
security
مشخصات کاربران مجاز
acceptance tolerance
حد مجاز قابل قبول
maximum permissible voltage
ولتاژ مجاز حداکثر
prescribed load
بار مهمات مجاز
maximum allowable concentration
حداکثر غلظت مجاز
authorized parts list
لیست قطعات مجاز
peak strenght
حداکثر استعداد مجاز
illigal character
کاراکتر غیر مجاز
allowed energy levels
ترازهای انرژی مجاز
allowed quantum state
حالت کوانتومی مجاز
illicit advertising
تبلیغ غیر مجاز
allowable cabin load
بار مجاز هواپیما
forbidden band
نوار غیر مجاز
illigal character
دخشه غیر مجاز
licitly
بطور مجاز یا مشروع
maximum permissible load
بار مجاز حداکثر
manpower cieling
حداکثرنیروی انسانی مجاز
eligible traffic
عبور و مرور مجاز
personnel authorization
سطح پرسنلی مجاز
authorized manpower
نیروی انسانی مجاز
permissible dosage
میزان داروی مجاز
ranged
مجموعه مقادیر مجاز
number
مجموعه مقادیر مجاز
twenty four hour charge rate
امپر مجاز باتری
ratings
نحوه عملکرد مجاز
taxi stand
ماندگاه مجاز تاکسی
tare
وزن مجاز یک فرف
ranges
مجموعه مقادیر مجاز
rating
نحوه عملکرد مجاز
tensile stress
تنش کششی مجاز
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com