Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 196 (11 milliseconds)
English
Persian
sparkle
جرقه زدن چشمک زدن
sparkled
جرقه زدن چشمک زدن
sparkles
جرقه زدن چشمک زدن
Other Matches
twinkled
چشمک
blinker
چشمک زن
simperer
چشمک زن
ocellus
چشمک
palpebrate
چشمک زن
eyewink
چشمک
twinkler
چشمک زن
twinkles
چشمک
twinkle
چشمک
flickers
چشمک زن
flicker
چشمک زن
blink
چشمک
blinked
چشمک
blinks
چشمک
twinkling
چشمک
sign flasher
چشمک زن
flashers
چشمک زن
winker
چشمک زن
flasher
چشمک زن
flickered
چشمک زن
the stars twinkle
چشمک میزنند
blinker
علامت چشمک زن
winkles
چشمک زدن
blink microscope
میکروسکوپ چشمک زن
twinkles
چشمک زدن
blinking
چشمک زنی
strobotron
لامپ چشمک زن
winks
چشمک زدن
winkle
چشمک زدن
stroboscopic tube
لامپ چشمک زن
quick flashing light
چشمک زن تند
blinker
چراغ چشمک زن
wink
چشمک زدن
winked
چشمک زدن
twinkled
چشمک زدن
blinded
چراغ چشمک زن
flashing light
نور چشمک زن
flashing light
چراغ چشمک زن
blinds
چراغ چشمک زن
blind
چراغ چشمک زن
group flashing light
چشمک زن دستهای
twinkle
چشمک زدن
nictitate
چشمک زدن
blink
چشمک زدن
nict
چشمک زدن
winking
چشمک زدن
blinked
چشمک زدن
blinks
چشمک زدن
alternating light
چراغ چشمک زن متغیر
twinkling
چشمک زدن ستاره
scintillation
چشمک زدن ستارگان
winking
چشمک اغماض کردن
interrupted quick flashing light
چشمک زن تند مقطع
wink
چشمک اغماض کردن
winked
چشمک اغماض کردن
interrupted flashing light
چراغ چشمک زن منقطع
winks
چشمک اغماض کردن
blinds
چشمک زدن علامت دادن
blinded
چشمک زدن علامت دادن
blind
چشمک زدن علامت دادن
batted
چشمک زدن مژگان راتکان دادن
bats
چشمک زدن مژگان راتکان دادن
bat
چشمک زدن مژگان راتکان دادن
coughs
جرقه
scintilla
جرقه
coughing
جرقه
coughed
جرقه
cough
جرقه
ignescent
جرقه زن
nonsparking
ضد جرقه
twinkler
جرقه زن
sparklers
جرقه زن
sparkler
جرقه زن
ignition spark
جرقه
sparker
جرقه زن
spark
جرقه
sparks
جرقه
sparking
جرقه
sparked
جرقه
blinker
چراغ چشمک زن علایم خط و نقطه مرس و ارسال پیام
The lights of the aircraft were blinking.
چراغهای هواپیما خاموش ؟ روشن می شدند ( چشمک می زدند )
wipe spark
جرقه لغزشی
jump spark
جرقه جهنده
ignition spark gap
فاصله جرقه
inductive spark
جرقه القائی
spark gap
دهانه جرقه
spark intensifier
جرقه افزا
induction spark
جرقه القائی
non arcing lightning arrester
برقگیر بی جرقه
non arcing metal
فلز بی جرقه
solar flare
جرقه خورشیدی
sparkish
جرقه وار
spark voltage
ولتاژ جرقه
spark setting
تنظیم جرقه
scintillation
جرقه برق
scintillate
جرقه زدن
scintillant
جرقه زننده
spark arrester
جرقه خاموش کن
spark condenser
خازن ضد جرقه
sparklet
جرقه کوچک
scintillator
جرقه زننده
spunkie
جرقه اتش
spark control
نافم جرقه
ignition gap
فاصله جرقه
arc back
پس زدن جرقه
flaming of arc
اشتعال جرقه
misfires
جرقه ناگیری
sparkle
تلالو جرقه
sparkled
تلالو جرقه
sparkles
تلالو جرقه
contact sparking
جرقه کنتاکت
scintillating
جرقه زننده
ignition
جرقه زنی
ignition spark
جرقه احتراق
sparkling
جرقه دار
blow out magnet
مغناطیس جرقه
spark
جرقه زدن
sparked
جرقه زدن
sparking
تولید جرقه
arcing
جرقه زدن
back fire
پس زدن جرقه
misfired
جرقه ناگیری
flashing over
جهش جرقه
strikingly
جرقه گیری
striking
جرقه گیری
puncturing
خلش جرقه
sparks
جرقه زدن
igniting spark
جرقه احتراق
punctured
خلش جرقه
puncture
خلش جرقه
arc
هلال جرقه
punctures
خلش جرقه
arcs
هلال جرقه
misfire
جرقه ناگیری
frying of arc
صدای جرقه
helium flash
جرقه هلیومی
aldis lmap
چراغ چشمک زن مخصوص اعلام خطرناک بودن باند فرود
spark
بارقه جرقه زدن
variable spark
جرقه تنظیم پذیر
sparklers
اتشبازی جرقه دار
snappy
باروح جرقه دار
spark quenching condenser
خازن جرقه گیر
sparkler
اتشبازی جرقه دار
sparks
بارقه جرقه زدن
snappiest
باروح جرقه دار
sparked
بارقه جرقه زدن
toughen by sparks
سخت گردانی با جرقه
snappier
باروح جرقه دار
sphere gap
دهانه جرقه کروی
sparkless commutation
جابجاگری بدون جرقه
ignition timing
میزان کردن جرقه
breakdown voltage
ولتاژ جرقه زنی
spark timing
میزان کردن جرقه
inductance component of spark
پخش القایی جرقه
carbon arc welding
جوشکاری با جرقه کربن
jump spark distributor
دلکو با جرقه جهنده
ignition distributer
دلکو مقسم جرقه
magnetic coil
بوبین میراکننده جرقه
disruptive voltage
ولتاژ جرقه زنی
spark advance & retard
میزان کردن جرقه
jump spark ignition
احتراق با جرقه جهنده
capacity component of spark
بخش فرفیتی جرقه
quenching condenser
خازن جرقه گیر
arcing of brusher
جرقه زدن زغالها
sparking of brushes
جرقه زدن زغالها
rotary spark gap
دهانه جرقه گردان
ignescent
جرقه دار اتشی
re striking voltage
ولتاژ بازگیری جرقه
interrupter timing
میزان کردن جرقه
auxiliary spark gap
دهانه جرقه یدکی
ignition switch
کلید سیستم جرقه زنی
ignition battery
باطری سیستم جرقه زنی
anode breakdown voltage
ولتاژ جرقه زنی اند
triggered spark gap
دهانه جرقه ماشه دار
magneto
دستگاه ایجاد جرقه اتومبیل
ignition circuit
مدار سیستم جرقه زنی
carbon arc lead burning
جوش سرب با جرقه کربن
quenched spark gap
دهانه جرقه سرد شده
ignition cable
سیم سیستم جرقه زنی
dynamo battery ignition unit
سیستم جرقه زنی دینام -باطری
nonsparking
ضد تولید جرقه غیر هادی الکتریسیته
incendivity
خاصیت اتش زنی که در جرقه الکتریکی هست
ignition over voltage
فشار قوی برای سیستم جرقه زنی
to strike a spark out of
جرقه یابرق دراوردن از واداربه گفتن سخنان یکرکردن
refresh rate
تعداد دفعات در ثانیه که یک تصویر بر روی CRT بایدمجددا" ترسیم شود تا چشمک نزند میزان دوباره سازی
anti collision light
چراغ یا لامپ چشمک زنی که در بالای سکان عمودی یا زیرهواپیما به منظور افزایش قابلیت دیده شدن نصب میگردد
coming in speed
حداقل سرعت گردش مگنتوبرای تامین ولتاژ لازم جهت جرقه زدن همزمان تمام شمع ها
spark printer
چاپگر حرارتی که حروف را روی کاغذ حرارتی با جرقه الکتریکی تولید میکند
starlight
نور ضعیف نور چشمک زن
flaked
جرقه پوسته پوسته شدن
flake
جرقه پوسته پوسته شدن
flaking
جرقه پوسته پوسته شدن
flash tube
لوله حامل جرقه چاشنی لوله رابط چاشنی با خرج انفجار
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com