Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
English
Persian
subornation
جرم تهیه شهود کاذب
Other Matches
cross examination
بازجویی استنطاق بازجویی از شهود مواجهه دادن شهود
mysticism
شهود
intuitions
شهود
intuition
شهود
trustable witnesses
شهود عادل
intuitionalism
شهود گرایی
just witnesses
شهود عادل
intuitionism
شهود گرایی
laying up
تهیه کردن سر پل دریایی تهیه سرپل ساحلی
witness box
جایگاه شهود گواه جای
redirect
بازپرسی از شهود بعد ازبازجویی متهم
redirecting
بازپرسی از شهود بعد ازبازجویی متهم
redirects
بازپرسی از شهود بعد ازبازجویی متهم
redirected
بازپرسی از شهود بعد ازبازجویی متهم
impeached
هدی به علت شهود معارض تردید کردن
impeaching
هدی به علت شهود معارض تردید کردن
impeach
هدی به علت شهود معارض تردید کردن
impeaches
هدی به علت شهود معارض تردید کردن
purveyed
تهیه اذوقه تهیه سورسات
purvey
تهیه اذوقه تهیه سورسات
purveying
تهیه اذوقه تهیه سورسات
purveys
تهیه اذوقه تهیه سورسات
skeletonizer
تهیه کننده استخوان بندی یا کالبد چیزی تهیه کننده رئوس مطالب
faise
کاذب
rose rash
کاذب
false floor
کف کاذب
pseudo
کاذب
false fcoor
کف کاذب
false
کاذب
pseudotuberculosis
سل کاذب
lairs
کاذب
lair
کاذب
mendacious
کاذب
liar
کاذب
liars
کاذب
serosa
مشیمه کاذب
false or asternal ribs
دندههای کاذب
false reaction
واکنش کاذب
false spar
تیرک کاذب
form work
کاذب سازی
friars lantern
نور کاذب
pseudoclassic
کلاسیک کاذب
non sequiturs
نتیجه کاذب
false ribs
ریبهای کاذب
false positive
مثبت کاذب
false starts
استارت کاذب
non sequitur
نتیجه کاذب
false start
استارت کاذب
false recognition
بازشناسی کاذب
spurious correlation
همبستگی کاذب
false resistance
مقاومت کاذب
false retrieval
بازیابی کاذب
lethargy
موت کاذب
lethargy
مرگ کاذب
false negative
منفی کاذب
false lift
برای کاذب
scarlet rash
سرخچه کاذب
mock moon
قمر کاذب
mola
جنین کاذب
pseudopregnancy
ابستنی کاذب
paralogism
قیاس کاذب
pseudopodium
پای کاذب
pseudomembrance
غشای کاذب
pseudomorphism
شکل کاذب
pseudomorphism
نمود کاذب
parhelion
خورشید کاذب
pseudomorph
شکل کاذب
pseudoaggression
پرخاشگری کاذب
pseudohallucination
توهم کاذب
psedoparalysis
فلج کاذب
corbel-arch
طاق کاذب
false dawn
صبح کاذب
false ceiling
سقف کاذب
pseudomemory
خاطره کاذب
pseudocarp
میوه کاذب
pseudodepression
افسردگی کاذب
fausse reconnaissance
بازشناسی کاذب
pseudocyesis
ابستنی کاذب
jack o' lantern
نور کاذب
pseudomnesia
یاداوری کاذب مرضی
pseudopsychopathic
جامعه ستیز کاذب
pseudodementia
زوال عقل کاذب
pseudomorphism
تحول بشکل کاذب
pseudomorphous
دارای نمود کاذب
pseudopod
شبه پا پای کاذب
pseudoneurosis
روان رنجوری کاذب
zodiacal light
روشنایی صبح کاذب
pseudo isochromatic charts
تصورهای هم فام کاذب
double jointed
دارای مفصل کاذب
pseudomyopia
نزدیک بینی کاذب
double-jointed
دارای مفصل کاذب
pseudo christ
مسیح کاذب دجال
pseudochromia
رنگ بینی کاذب
map compilation
تهیه نقشه جدید یا جمع اوری اطلاعات جدید برای تهیه نقشه
parheliacal
وابسته بعکس خورشیدیاشمس کاذب
will o the wisp
روشنایی کاذب درباغ سبز
diphtheria
گلو درد به اغشاء کاذب
pseudochromesth
رنگ بینی کاذب واژهای
flying facade
[ساخت نیمه چوبی کاذب]
pad the bill
<idiom>
اضافه شدن هزینههای کاذب
pseudo
پیشوند بمعنی " کاذب " و "ساختگی " و " دروغ "
pseuds
پیشوند بمعنی "کاذب " و " ساختگی " و "دروغ "
pseud
پیشوند بمعنی "کاذب " و " ساختگی " و "دروغ "
parhelic
وابسته به عکس خورشیدیاشمس کاذب مانندعکس خورشید
doping
نیروی کاذب حاصل از داروهای غیر مجاز
cross examination
به طور کلی در CL کلیه شهود وکارشناسان و مامورین کشف جرم در موقع محاکمه بایدعلنا" و حضورا" اطلاعات خودرا بیان دارند و دادستان ووکیل متهم حق سوال کردن از ایشان را دارند
projections
سیستم تصویر در تهیه نقشه سیستم تهیه نقشه جات
projection
سیستم تصویر در تهیه نقشه سیستم تهیه نقشه جات
purveys
تهیه کردن سورسات تهیه کردن
purvey
تهیه کردن سورسات تهیه کردن
purveyed
تهیه کردن سورسات تهیه کردن
purveying
تهیه کردن سورسات تهیه کردن
purveying
تهیه
purveys
تهیه
purveyed
تهیه
provision
تهیه
purvey
تهیه
off hand
بی تهیه
ministration
تهیه
supply
تهیه
preparations
تهیه
preparation
تهیه
counter preparation
ضد تهیه
supplied
تهیه
housing
تهیه جا
procurement
تهیه
supplying
تهیه
seating
تهیه جا
antichrst
مسیح دروغی مسیح کاذب
pseudocode
نمونه رمز رمز یا کد کاذب
process
تهیه کردن
base development
تهیه پایگاه
placements
تهیه کار
processes
تهیه کردن
supplier
تهیه کننده
procures
تهیه کردن
pitched
تهیه دیده
procuring
تهیه کردن
afforded
تهیه کردن
suppliers
تهیه کننده
parasceve
روز تهیه
placements
تهیه شغل
placement
تهیه شغل
placement
تهیه کار
affords
تهیه کردن
afford
تهیه کردن
provides
تهیه کردن
affording
تهیه کردن
provide
تهیه کردن
fabricator
تهیه کننده
administers
تهیه کردن
administering
تهیه کردن
on the stocks
د رشرف تهیه
administered
تهیه کردن
administer
تهیه کردن
lighting feeder
تهیه روشنایی
counter preparation
تیر ضد تهیه
provide
تهیه دیدن
provides
تهیه دیدن
preparations
تهیه و ارایش
preparations
اتش تهیه
preparations
تهیه مقدمات
preparation
تهیه و ارایش
preparation
اتش تهیه
preparation
تهیه مقدمات
furtherance
تهیه وسایل
vacuum-packed
تهیه شده
victualage
تهیه اذوقه
the preparation day
روز تهیه
the water supply of tehran
تهیه اب تهران
to bargain for
تهیه دیدن
to find in
تهیه کردن
to make provision
تهیه دیدن
triplication
تهیه در سه نسخه
triplicity
تهیه در سه نسخه
victual
تهیه اذوقه
provided
[that]
<conj.>
تهیه شده
appropriated
<adj.>
<past-p.>
تهیه شده
provided
<adj.>
<past-p.>
تهیه شده
laid on
<past-p.>
تهیه شده
supplied
تهیه کردن
supplying
تهیه کردن
supply
تهیه کردن
preparation time
زمان تهیه
blend
تهیه کردن
blends
تهیه کردن
provisionment
تهیه خواربار
preparation of food
تهیه خوراک
cater
تهیه کردن
catered
تهیه کردن
catering
تهیه کردن
caters
تهیه کردن
preparator
تهیه کننده
prepare mortar
تهیه ملات
preparation fire
تیر تهیه
preparation fire
اتش تهیه
prepare
تهیه کردن
prepares
تهیه کردن
preparing
تهیه کردن
preparatorily
بعنوان تهیه
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com