English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (17 milliseconds)
English Persian
current جریان الکتریکی با مقدار ثابت که در یک جهت جریان دارد
currents جریان الکتریکی با مقدار ثابت که در یک جهت جریان دارد
Other Matches
ampere واحد اصلی SI در جریان الکتریکی که به عنوان جریان جاری در یک مقاومت یک اهمی ولتاژ یک ولت دارد
amp واحد اصلی SI در جریان الکتریکی که به عنوان جریان جاری در یک مقاومت یک اهمی ولتاژ یک ولت دارد
amps واحد اصلی SI در جریان الکتریکی که به عنوان جریان جاری در یک مقاومت یک اهمی ولتاژ یک ولت دارد
currents جریان الکتریکی که مقدار آن به صورت سینوس تغییر میکند
current جریان الکتریکی که مقدار آن به صورت سینوس تغییر میکند
base flow مقدار جریان ابی که رودخانه در حالت غیرسیلابی دارد
room circuit جریان الکتریکی که دردستگاههای رمزکردن وکشف مورد استفاده میباشد جریان دستگاه رمز
alternating current جریان الکتریکی که مقدار آن در زمان به ترتیب تغییر میکند و به صورت سینوسی است
constant current جریان مستقیم جریان ثابت باطری
terminator مقاومتی که در انتهای کابل coaxial باس شبکه قرار دارد برای تولید جریان الکتریکی . 2-
marking current جریان نشان دهنده مسیرعبور جریان الکتریسیته جریان مشخص کننده مدار
PSU مدار الکتریکی که حاوی ولتاژ مستقیم است و نیز سطح دلتادی از منبع جریان به سایر مدارهای الکتریکی
watt واحداندازه گیری SI برای توان الکتریکی که به صورت توان تولیدشده در صورت عبور جریان یک آمپر از باری که ولتاژ یک ولت دارد تعریف میشود
watts واحداندازه گیری SI برای توان الکتریکی که به صورت توان تولیدشده در صورت عبور جریان یک آمپر از باری که ولتاژ یک ولت دارد تعریف میشود
leakage current جریان خطا جریان خزنده جریان پراکندگی
circuit جریان الکتریکی
circuits جریان الکتریکی
electric current intensity شدت جریان الکتریکی
intensity of current شدت جریان الکتریکی
electric arc current جریان قوس الکتریکی
steady current جریان ثابت
to shuntan electric current یک جریان الکتریکی رامنحرف ساختن
constant current charge شارژ با جریان ثابت
continuous flow جریان با دبی ثابت
conducting جاری شدن جریان الکتریکی در یک ماده
transformator الت تبدیل شکل جریان الکتریکی
conducts جاری شدن جریان الکتریکی در یک ماده
conduct جاری شدن جریان الکتریکی در یک ماده
conducted جاری شدن جریان الکتریکی در یک ماده
battery وسیله شیمیایی که جریان الکتریکی ایجاد میکند
milliampere اندازه جریان الکتریکی معادل یک هزارم آمپر
batteries وسیله شیمیایی که جریان الکتریکی ایجاد میکند
mas اندازه جریان الکتریکی معادل یک میلیونیوم آمپر
ma اندازه جریان الکتریکی معادل یک میلیونیوم آمپر
the work is in full swing کاربخوبی جریان دارد
the switch is on برق جریان دارد
commutation تغییر جهت پی در پی جریان در سیم پیچهای دستگاههای الکتریکی
Blood circulates in the body. خون در بدن جریان دارد
induces 1-تولید جریان الکتریکی در هستهای از سیم با تاثیر الکترومغناطیسی . 2-اثبات
inducing 1-تولید جریان الکتریکی در هستهای از سیم با تاثیر الکترومغناطیسی . 2-اثبات
induced 1-تولید جریان الکتریکی در هستهای از سیم با تاثیر الکترومغناطیسی . 2-اثبات
induce 1-تولید جریان الکتریکی در هستهای از سیم با تاثیر الکترومغناطیسی . 2-اثبات
orifice meter روزنهای که مقدار جریان اب بوسیله ان اندازه گرفته میشود
flows سرعت حرکت و جریان اب عبور و جریان خودروها یاسایر وسایل
flowed سرعت حرکت و جریان اب عبور و جریان خودروها یاسایر وسایل
all mains receiver گیرنده جریان دائم و جریان متناوب رادیوی برق و باطری
flow سرعت حرکت و جریان اب عبور و جریان خودروها یاسایر وسایل
push pull وابسته بدولوله الکترونی که جریان برق در انها دردوجهت متضاد جریان یابد
inverts جریان دائم را به جریان متناوب تبدیل کردن برگرداندن
inverting جریان دائم را به جریان متناوب تبدیل کردن برگرداندن
invert جریان دائم را به جریان متناوب تبدیل کردن برگرداندن
mainstream مسیر جویباری که دران اب جریان دارد
ephemeral stream رودی که درموقع بارندگی اب در ان جریان دارد
polarity بیان اینکه نقط های منبع یا collector جریان الکتریکی است .
polarities بیان اینکه نقط های منبع یا collector جریان الکتریکی است .
heterodyne ترکیب دو جریان متناوب برای تولید جریانی با فرکانسی برابر مجموع یا تفاضل فرکانس دو جریان مزبور
genemotor مبدل جریان دائم به جریان دوار دیناموتور
regulating منبع ولتاژیا جریان ثابت که خروجی آن با تغییرمنبع ورودی تغییرنمی کند
regulates منبع ولتاژیا جریان ثابت که خروجی آن با تغییرمنبع ورودی تغییرنمی کند
regulated منبع ولتاژیا جریان ثابت که خروجی آن با تغییرمنبع ورودی تغییرنمی کند
regulate منبع ولتاژیا جریان ثابت که خروجی آن با تغییرمنبع ورودی تغییرنمی کند
constrictor گرفتگی در یک لوله یا جریان سیال که دارای سوراخ کوچکی میباشد و جریان معینی را در ازای هر واحداختلاف فشاراز خود عبورمیدهد
counter current جریان مخالف دریایی جریان متضاد اب
induction current جریان القاء شده جریان تحریک
acoustic تاخیر ایجاد میکند و داده نیز در رسانه جریان دارد
volt واحد SI توان الکتریکی که به عنوان ولتاژ یک مقاومت یک اهمی که جریان یک آمپر از آن می گذرد و تعریف میشود
positive اتصال به منبع تغذیه که در فرفیت الکتریکی بیشتری از زمین است و جریان را به یک قطعه تامین میکند
volts واحد SI توان الکتریکی که به عنوان ولتاژ یک مقاومت یک اهمی که جریان یک آمپر از آن می گذرد و تعریف میشود
electromagnet اهنی که بوسیله جریان برق خاصیت مغناطیسی پیدا میکند اهن ربای الکتریکی مغناطیس برقی
quady رودی که فقط در فصل بارندگی جریان دارد و دربقیه فصول خشک میباشد
runoff coefficient ضریب جریان که برابراست باارتفاع اب جریان یافته درزمین به ارتفاع بارندگی این ضریب کوچکتر از واحدمیباشد
reynold's number این عددنشاندهنده رژیم جریان است یعنی اگر این عدد کمتراز 032باشد جریان متلاطم میباشد
current flow سیلان جریان فلوی جریان
three phase current جریان سه فاز جریان دوار
parasitic current جریان نشتی جریان خارجی
current compensation کمپنزاسیون جریان تعدیل جریان
electrodynamics شاخهای از علم فیزیک که درباره اثرات جریان برق برمعناطیس یا روی جریانهای الکتریکی دیگر یاروی خودشان بحث میکند
electronic مراجعه به چیزی که توسط جریان الکتریکی کنترل میشود یا کنترل میکند
gresham's law پول بد پول خوب را از جریان خارج میکند از دو نوع پول با ارزش قانونی یکسان انکه پشتوانه اش طلاست در جریان می ماند
unstart انفجاری جریان صحیح هوا داخل ورودی مافوق صوت موتورمکنده هوا که بطور بارزی باپیدایش ناگهانی موجهای ضربهای و معکوس شدن انی جریان همراه است
idle current meter دستگاه اندازه گیری جریان کور امپرمتر جریان کور
circuitry شدت جریان برق اجزاء ترکیب کننده جریان برق
constant displacement pump پمپی با خروجی ثابت که درهر دور گردش مقدار ثابتی سیال جابجا میکند و مقدارجریان تنها بستگی به سرعت گردش ان دارد
vortex ring state حالت کاری رتور اصلی رتورکرافت که در ان جهت جریان رتور در خلاف جریان نسبی قائم خارج دیسک رتور وتراست رتور میباشد
ohm's law جریان در یک مدار با ولتاژ نسبت مستقیم وبا مقاومت نسبت عکس دارد
fet وسیله الکترونیکی که به عنوان کنترل جریان متغییر بکار می رود : یک سیگنال خارجی مقاومت وسیله و جریان جاری را تغییر میدهد به وسیله تغییر پهنای کانال هدایت
alternator ماشین جریان متناوب ژنراتور جریان متناوب
d.c. machine ماشین جریان مستقیم ماشین جریان دائم
alternators ماشین جریان متناوب ژنراتور جریان متناوب
d.c. transformer ترانسفورماتور جریان دائم مبدل جریان دائم
electromagnetism پدیده ایجاد قوه اهن ربایی بوسیله جریان الکتریسته وهمچنین تاثیر قوه اهن ربایی بر جریان برق
isotach خطوط میزان منحنی سرعت جریان اب خطوط جریان هم سرعت
heavy current engineering مهندسی جریان قوی مهندسی قدرت تکنولوژی جریان قوی
electric constant ثابت الکتریکی
dielectric resistance مقدار مقاومت دی الکتریکی
constant voltage فشار الکتریکی ثابت
sampled مداری که سیگنال ورودی آنالوگ را برای مدت طولانی برای مبدل آنالوگ به دیجیتال ثابت نگه می دارد تا خروجی ثابت تولید شود
sample مداری که سیگنال ورودی آنالوگ را برای مدت طولانی برای مبدل آنالوگ به دیجیتال ثابت نگه می دارد تا خروجی ثابت تولید شود
instantaneous voltage مقدار لحظهای فشار الکتریکی
constant مقدار ثابت
parameter مقدار ثابت
constants مقدار ثابت
parameters مقدار ثابت
constatnt مقدار ثابت
law of demand براساس قانون تقاضا مقدار تقاضای کالا باقیمت ان کالا رابطه معکوس دارد . هر چه قیمت کالا بالاتررود مقدار تقاضا برای کالاکمتر میشود
inductivity ثابت دی الکتریسیته قابلیت هدایت دی الکتریکی
toggle یچ الکتریکی که فقط دو وضعیت دارد
toggles یچ الکتریکی که فقط دو وضعیت دارد
He has a good permanent job. شغل ثابت خوبی دارد
affluxion جریان
afflux جریان
rheostome جریان بر
in hand در جریان
against the stream بر ضد جریان اب
tide جریان
streams جریان اب
processes جریان
course جریان
coursed جریان
courses جریان
process جریان
flushing جریان
flow جریان
in the air <idiom> جریان
rede جریان
flowed جریان
flushes جریان
flows جریان
flush جریان
runoff جریان
fluor جریان
currents جریان
proceeding جریان
total current جریان کل
conducts جریان
conducting جریان
income جریان
action جریان
afoot در جریان
going جریان
line of flow خط جریان
conducted جریان
streamed جریان اب
flowline خط جریان
circulation جریان
gush جریان
gushed جریان
gushes جریان
actions جریان
circulations جریان
conduct جریان
current جریان
streams جریان
insets جریان
effluvium جریان
twayblade جریان
flow line خط جریان
flow limit حد جریان
stream جریان
streamed جریان
inset جریان
stream جریان اب
switch وسیله مکانیکی یا با وضعیت ثابت که به صورت الکتریکی دو یا چند خط را بهم وصل یا قط ع میکند
switched وسیله مکانیکی یا با وضعیت ثابت که به صورت الکتریکی دو یا چند خط را بهم وصل یا قط ع میکند
switches وسیله مکانیکی یا با وضعیت ثابت که به صورت الکتریکی دو یا چند خط را بهم وصل یا قط ع میکند
current meter جریان سنج
current files پروندههای در جریان
current passage عبور جریان
fault current جریان عیب
progressing ترقی جریان
crosscurrent جریان مخالف
cutoff قطع جریان
fault current جریان خطا
reversal process جریان معکوس
exciting current جریان تحریک
faradic current جریان فارادی
fair tide جریان اب موافق
current intensity شدت جریان
current loss گمگشتگی جریان
current flow شار جریان
current capacity فرفیت جریان
extra current جریان اضافی
current loss تلف جریان
current compensation جبران جریان
flow control کنترل جریان
current density تکائف جریان
field current جریان میدان
progress ترقی جریان
current divider مقسم جریان
current distortion اعوجاج جریان
current density غلظت جریان
progressed ترقی جریان
current detector اشکارساز جریان
progresses ترقی جریان
stray جریان همهمه گر
effective value جریان موثر
flood currents جریان سیلابی
current density چگالی جریان
strays جریان همهمه گر
flood current جریان مدی
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com