English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (11 milliseconds)
English Persian
corona discharge current جریان تخلیه کورونا
Other Matches
corona discharge تخلیه کورونا
lightning discharge current جریان تخلیه
discharge currect جریان تخلیه
corona losses گمگشتگی کورونا
corona effect اثر کورونا
corona losses تلفات کورونا
cargo outturn message پیام تخلیه محمولات ناو گزارش خاتمه تخلیه بارکشتی
evacuation تخلیه یک نقطه ازاهالی یا نیرو تخلیه پزشکی
marking current جریان نشان دهنده مسیرعبور جریان الکتریسیته جریان مشخص کننده مدار
clearings تخلیه محل تخلیه بیماران
clearing تخلیه محل تخلیه بیماران
leakage current جریان خطا جریان خزنده جریان پراکندگی
flowed سرعت حرکت و جریان اب عبور و جریان خودروها یاسایر وسایل
flow سرعت حرکت و جریان اب عبور و جریان خودروها یاسایر وسایل
flows سرعت حرکت و جریان اب عبور و جریان خودروها یاسایر وسایل
all mains receiver گیرنده جریان دائم و جریان متناوب رادیوی برق و باطری
push pull وابسته بدولوله الکترونی که جریان برق در انها دردوجهت متضاد جریان یابد
room circuit جریان الکتریکی که دردستگاههای رمزکردن وکشف مورد استفاده میباشد جریان دستگاه رمز
invert جریان دائم را به جریان متناوب تبدیل کردن برگرداندن
inverting جریان دائم را به جریان متناوب تبدیل کردن برگرداندن
inverts جریان دائم را به جریان متناوب تبدیل کردن برگرداندن
current جریان الکتریکی با مقدار ثابت که در یک جهت جریان دارد
currents جریان الکتریکی با مقدار ثابت که در یک جهت جریان دارد
ampere واحد اصلی SI در جریان الکتریکی که به عنوان جریان جاری در یک مقاومت یک اهمی ولتاژ یک ولت دارد
amps واحد اصلی SI در جریان الکتریکی که به عنوان جریان جاری در یک مقاومت یک اهمی ولتاژ یک ولت دارد
amp واحد اصلی SI در جریان الکتریکی که به عنوان جریان جاری در یک مقاومت یک اهمی ولتاژ یک ولت دارد
heterodyne ترکیب دو جریان متناوب برای تولید جریانی با فرکانسی برابر مجموع یا تفاضل فرکانس دو جریان مزبور
genemotor مبدل جریان دائم به جریان دوار دیناموتور
constrictor گرفتگی در یک لوله یا جریان سیال که دارای سوراخ کوچکی میباشد و جریان معینی را در ازای هر واحداختلاف فشاراز خود عبورمیدهد
counter current جریان مخالف دریایی جریان متضاد اب
constant current جریان مستقیم جریان ثابت باطری
induction current جریان القاء شده جریان تحریک
aeromedical unit یکان تخلیه پزشکی هوایی یکان مسئول تخلیه پزشکی
runoff coefficient ضریب جریان که برابراست باارتفاع اب جریان یافته درزمین به ارتفاع بارندگی این ضریب کوچکتر از واحدمیباشد
reynold's number این عددنشاندهنده رژیم جریان است یعنی اگر این عدد کمتراز 032باشد جریان متلاطم میباشد
current compensation کمپنزاسیون جریان تعدیل جریان
current flow سیلان جریان فلوی جریان
parasitic current جریان نشتی جریان خارجی
three phase current جریان سه فاز جریان دوار
gresham's law پول بد پول خوب را از جریان خارج میکند از دو نوع پول با ارزش قانونی یکسان انکه پشتوانه اش طلاست در جریان می ماند
unstart انفجاری جریان صحیح هوا داخل ورودی مافوق صوت موتورمکنده هوا که بطور بارزی باپیدایش ناگهانی موجهای ضربهای و معکوس شدن انی جریان همراه است
circuitry شدت جریان برق اجزاء ترکیب کننده جریان برق
idle current meter دستگاه اندازه گیری جریان کور امپرمتر جریان کور
cargo outturn report گزارش تخلیه محمولات ناو گزارش تخلیه ناو
vortex ring state حالت کاری رتور اصلی رتورکرافت که در ان جهت جریان رتور در خلاف جریان نسبی قائم خارج دیسک رتور وتراست رتور میباشد
fet وسیله الکترونیکی که به عنوان کنترل جریان متغییر بکار می رود : یک سیگنال خارجی مقاومت وسیله و جریان جاری را تغییر میدهد به وسیله تغییر پهنای کانال هدایت
d.c. transformer ترانسفورماتور جریان دائم مبدل جریان دائم
alternators ماشین جریان متناوب ژنراتور جریان متناوب
d.c. machine ماشین جریان مستقیم ماشین جریان دائم
alternator ماشین جریان متناوب ژنراتور جریان متناوب
electromagnetism پدیده ایجاد قوه اهن ربایی بوسیله جریان الکتریسته وهمچنین تاثیر قوه اهن ربایی بر جریان برق
exhaust تخلیه
evacuated تخلیه
discharges تخلیه
landing, storage, delivery تخلیه
depletion تخلیه
unstuffing تخلیه
evacuation تخلیه
discharge تخلیه
evacuate تخلیه
evacuating تخلیه
stripping تخلیه
emptying تخلیه
exhausts تخلیه
evacuates تخلیه
unloading تخلیه
LSD تخلیه
discharged تخلیه
disembarkation تخلیه
air evacuation تخلیه هوایی
unload تخلیه کردن
medical evacuation تخلیه بیماران
medical recovery تخلیه پزشکی
bank sluice دریچه تخلیه
road clearance تخلیه جاده
medical evacuation تخلیه پزشکی
disembarkation تخلیه کردن
tipper تخلیه کننده
area evacuation تخلیه منطقهای
roll-on/roll-off بارگیری- تخلیه
drain cock لوله تخلیه
discahrge pipe لوله تخلیه
medical evacuation تخلیه بهداری
discharge chute سرسره تخلیه
depopulation تخلیه جمعیت
battlefield evacuation تخلیه پزشکی
sluices دریچه تخلیه
debarkation net تور تخلیه
neural discharge تخلیه عصبی
non self maintained discharge تخلیه وابسته
oscillating discharge تخلیه مواج
undulatory discharge تخلیه مواج
ozone depletion تخلیه اوزون
point discharge تخلیه نقطهای
drain تخلیه کردن
drained تخلیه کردن
draining تخلیه کردن
drains تخلیه کردن
coefficient of discharge ضریب تخلیه
corona discharge تخلیه الکتریکی
corollary discharge تخلیه تبعی
cooling water discharge تخلیه اب سرد
sluiced دریچه تخلیه
sluice دریچه تخلیه
blow off شیر تخلیه
depletion layer ناحیه تخلیه
depletion zone ناحیه تخلیه
depletion barrier ناحیه تخلیه
depletion area ناحیه تخلیه
residual discharge تخلیه مانده
brush discharge تخلیه جارویی
dejecta تخلیه مدفوع
discharge تخلیه الکتریکی
discharge تخلیه بار
quitting تخلیه خانه
discharges تخلیه الکتریکی
quit تخلیه خانه
discharges تخلیه بار
chain of evacuation سیستم تخلیه
defecation تخلیه شکم
relief well چاه تخلیه
evacuate تخلیه کردن
evacuant تخلیه کننده
evacuates تخلیه کردن
exhaust chute ناودان تخلیه
exhaust stroke مرحله تخلیه
escape channel مجرای تخلیه اب
electrostatic discharge تخلیه الکتروستاتیکی
electron discharge تخلیه الکترونها
evacuated تخلیه کردن
electrical discharge تخلیه برقی
main discharge تخلیه اصلی
clearing out [of a place] تخلیه [فضایی]
flaming discharge تخلیه مشتعل
evacuating تخلیه کردن
sluiceway دهانه تخلیه
unloads تخلیه کردن
internal discharge تخلیه داخلی
high rate discharge تخلیه شدید
unloaded تخلیه کردن
impulse discharge تخلیه ضربهای
site clearance تخلیه کارگاه
glow discharge تخلیه تابنده
glow discharge تخلیه تابناک
self maintained discharge تخلیه ناوابسته
vacate تخلیه کردن
vacated تخلیه کردن
vacates تخلیه کردن
vacating تخلیه کردن
surging discharge تخلیه نوشی
catharsis تخلیه هیجانی
lightning discharge تخلیه اتمسفری
roll on/roll off بارگیری- تخلیه
discharge recorder تخلیه نگار
discharge resistance مقاومت تخلیه
discharge spout ناودانه ی تخلیه
discharge valve سوپاپ تخلیه
discharge velocity سرعت تخلیه
discharge voltage ولتاژ تخلیه
discharge pressure فشار تخلیه
discharger of a capacitor تخلیه خازن
discharge opening مجرای تخلیه
discharge opening راهگاه تخلیه
rotary discharger تخلیه گر گردان
discharge cock شیر تخلیه
discharge conveyor نوار تخلیه
discharge end سمت تخلیه
discharge end محل تخلیه
discharge gate دریچه تخلیه
discharge head ارتفاع تخلیه
abreaction تخلیه هیجانی
discharge nozzle فواره تخلیه
discharge of chips تخلیه براده ها
to offload تخلیه کردن
disruptive discharge تخلیه جرقهای
disembarked تخلیه کردن
disembarking تخلیه کردن
education pipe لوله تخلیه
drain plug پیچ تخلیه
disembarks تخلیه کردن
discharging wharf اسکله تخلیه
electric discharge تخلیه الکتریکی
discharging berth اسکله تخلیه
disembark تخلیه کردن
second townsend discharge تخلیه دوم تاونزند
exhausts تخلیه کردن خروج
exhaust تخلیه کردن خروج
silt ejector تخلیه کننده رسوب
evacuee پرسنل تخلیه شده
evacuate تخلیه مزاج کردن
evacuated تخلیه مزاج کردن
aeromedical evacuation تخلیه پزشکی هوایی
road clearance تخلیه کردن جاده
evacuees پرسنل تخلیه شده
to discharge goods کالا را تخلیه کردن
sediment escape ساختمانهای تخلیه و شستشو
defecating تخلیه کردن شکم
defecates تخلیه کردن شکم
defecated تخلیه کردن شکم
defecate تخلیه کردن شکم
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com