Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (5 milliseconds)
English
Persian
magnetizing current
جریان مغناطیس گردانی
Other Matches
magnetization
مغناطیس گردانی
magnetic biasing
مغناطیس گردانی مقدماتی
induced magnetization
مغناطیس گردانی القائی
magnetizing field
میدان مغناطیس گردانی
magnetization characteristic
منحنی مغناطیس گردانی
magnetizing current
جریان مغناطیس گر
alternating current magnet
مغناطیس جریان متناوب
direct current magnet
مغناطیس جریان مستقیم
electromagnet
اهنی که بوسیله جریان برق خاصیت مغناطیسی پیدا میکند اهن ربای الکتریکی مغناطیس برقی
magnetometer
مغناطیس سنج دریایی دستگاه ولت سنج دستگاه تعیین ولتاژ جریان
strain hardenability
قابلیت سخت گردانی کششی قابلیت سخت گردانی تغییربعدی قابلیت سخت گردانی سرد
strain hadening
سخت گردانی کششی سخت گردانی تغییر بعدی
marking current
جریان نشان دهنده مسیرعبور جریان الکتریسیته جریان مشخص کننده مدار
nuclear magnetic resonance
تشدید مغناطیس هسته رزونانس مغناطیس هسته
short cycle annealing
سخت گردانی در زمان کم سخت گردانی در مدت زمان کوتاه
leakage current
جریان خطا جریان خزنده جریان پراکندگی
all mains receiver
گیرنده جریان دائم و جریان متناوب رادیوی برق و باطری
flows
سرعت حرکت و جریان اب عبور و جریان خودروها یاسایر وسایل
flowed
سرعت حرکت و جریان اب عبور و جریان خودروها یاسایر وسایل
flow
سرعت حرکت و جریان اب عبور و جریان خودروها یاسایر وسایل
push pull
وابسته بدولوله الکترونی که جریان برق در انها دردوجهت متضاد جریان یابد
room circuit
جریان الکتریکی که دردستگاههای رمزکردن وکشف مورد استفاده میباشد جریان دستگاه رمز
currents
جریان الکتریکی با مقدار ثابت که در یک جهت جریان دارد
inverts
جریان دائم را به جریان متناوب تبدیل کردن برگرداندن
current
جریان الکتریکی با مقدار ثابت که در یک جهت جریان دارد
invert
جریان دائم را به جریان متناوب تبدیل کردن برگرداندن
inverting
جریان دائم را به جریان متناوب تبدیل کردن برگرداندن
amps
واحد اصلی SI در جریان الکتریکی که به عنوان جریان جاری در یک مقاومت یک اهمی ولتاژ یک ولت دارد
amp
واحد اصلی SI در جریان الکتریکی که به عنوان جریان جاری در یک مقاومت یک اهمی ولتاژ یک ولت دارد
ampere
واحد اصلی SI در جریان الکتریکی که به عنوان جریان جاری در یک مقاومت یک اهمی ولتاژ یک ولت دارد
heterodyne
ترکیب دو جریان متناوب برای تولید جریانی با فرکانسی برابر مجموع یا تفاضل فرکانس دو جریان مزبور
genemotor
مبدل جریان دائم به جریان دوار دیناموتور
rambles
سر گردانی
regimental
گردانی
ramble
سر گردانی
rambled
سر گردانی
constrictor
گرفتگی در یک لوله یا جریان سیال که دارای سوراخ کوچکی میباشد و جریان معینی را در ازای هر واحداختلاف فشاراز خود عبورمیدهد
repeals
باز گردانی
thinning
رقیق گردانی
revolvable
دور گردانی
rectification
راست گردانی
rim drive
لبه گردانی
data handling
داده گردانی
hardening
سخت گردانی
repeal
باز گردانی
runaround
دور سر گردانی
exception handling
استثنا گردانی
file handling
پرونده گردانی
transliteration
نویسه گردانی
induction current
جریان القاء شده جریان تحریک
counter current
جریان مخالف دریایی جریان متضاد اب
constant current
جریان مستقیم جریان ثابت باطری
curing vessel
فرف سخت گردانی
nitrogen hardening
سخت گردانی ازتی
strain hadening
سخت گردانی کرنشی
austemper
سخت گردانی حرارتی
selective hardening
سخت گردانی انتخابی
strain hadening
سخت گردانی سرد
hardening room
اطاق سخت گردانی
hot tempering
سخت گردانی درجهای
direct quenching
سخت گردانی مستقیم
partial jurisdiction
حق خود گردانی محدود
double hardening
سخت گردانی مضاعف
hardening furnace
کوره سخت گردانی
temper hardening
سخت گردانی بازپخت
curing oven
کوره سخت گردانی
cure rate
سرعت سخت گردانی
toughen by sparks
سخت گردانی با جرقه
work hardening
سخت گردانی سرد
hardening distortion
شکستگی سخت گردانی
hardening crake
ترک سخت گردانی
cementation
سیمانکاری سخت گردانی
induction harening
سخت گردانی القائی
hard surfacing
سخت گردانی سطحی
radiation hardening
سخت گردانی تابشی
case harden
سخت گردانی سطحی
quenching and tempering
ترساندن و سخت گردانی
electrolytic deposition
متالیزه گردانی گالوانیکی
precipitation hardening
سخت گردانی رسوبی
softening point
نقطه نرم گردانی
quench age hardening
سخت گردانی و ترساندن
austemper
سخت گردانی باینیت
softening furnace
کوره نرم گردانی
ausformig
سخت گردانی اوستینیتی
age hardening
سخت گردانی زمانی
aging
سخت گردانی زمانی
broken hardening
سخت گردانی شکسته
hardening constituent
جزء سخت گردانی
case hardening
سخت گردانی سطحی
hard facing alloy
الیاژ سخت گردانی سطحی
strain age hardening
سخت گردانی کرنشی زمانی
self hardening steel
فولاد خود سخت گردانی
simplifcation
ساده گردانی مختصر سازی
gas case hardening
سخت گردانی پوسته گازی
simplifications
ساده گردانی مختصر سازی
salt bath hardening
سخت گردانی حمام نمک
reinstatement of revolving credit
اعتبار گردانی را تجدید کردن
mold drying oven
کوره خشک گردانی قالبی
battalion landing team
تیم پیاده شونده گردانی
hardening strain
تغییر طول سخت گردانی
cold upsetting die
حدیده چاق گردانی سرد
oil hardening steel
فولاد سخت گردانی روغنی
age hardening susceptibility
تقبل سخت گردانی زمانی
depth of hardening zone
عمق ناحیه سخت گردانی
quenched and tempered condition
حالت ترساندن و سخت گردانی
carburizer
ماده ویژه سخت گردانی
simplification
ساده گردانی مختصر سازی
magnetzation
مغناطیس
magnetic
مغناطیس
remagnetizer
مغناطیس گر
magnetism
مغناطیس
magnets
مغناطیس
magnet
مغناطیس
magneto
مغناطیس
salt bath case hardening
سخت گردانی سطحی حمام نمک
quenching and tempering furnace
کوره ویژه سخت گردانی و ترساندن
high frequency induction hardening
سخت گردانی القایی فرکانس بالا
gas fired hardening tempering furnace
کوره سخت گردانی و بازپخت گازسوز
air hardening
سخت گردانی زمانی در دمای معمولی
magnetic explorer
مغناطیس یاب
permeance
مغناطیس رسانایی
mags
مغناطیس agnetic
permeability curve
خم مغناطیس پذیری
natural magnet
مغناطیس طبیعی
focusing magnet
مغناطیس تمرکز ده
magnetic susceptibility
مغناطیس پذیری
magnetics
علم مغناطیس
elelctromagnetic
الکترو مغناطیس
susceptibility
مغناطیس پذیری
permanent magnet
مغناطیس پایدار
mag
مغناطیس agnetic
organic magnet
مغناطیس الی
p.m.
مغناطیس پایدار
magnets
مغناطیس پایدار
magnet
مغناطیس پایدار
magnetism
علم مغناطیس
magnetism
مغناطیس شناسی
magnetism
درس مغناطیس
field coil
پیچک مغناطیس گر
thermomagnetic
گرما مغناطیس
ferrimagnetism
فری مغناطیس
compound magnet
مغناطیس مرکب
magnet coil
پیچک مغناطیس
magnetic compensatory
مغناطیس تصحیح
magnetic battery
مغناطیس مرکب
compensating magnet
مغناطیس تصحیح
induced magnetism
مغناطیس القایی
plunger magnet
مغناطیس پیستونی
magnetosphere
مغناطیس کره
magnetizing field
میدان مغناطیس گر
demagnetization
مغناطیس زدایی
demagnetization
مغناطیس زدائی
magnetosphere
کره مغناطیس
remanence
مغناطیس مانده
demagnetize
زدودن مغناطیس
residual magnetic induction
مغناطیس مانده
residual magnetization
مغناطیس مانده
residual magnetism
مغناطیس پس ماند
residual magnetism
مغناطیس مانده
magnetosphere
مغناطیس- کره
magneto
دارای مغناطیس
magnetometer
مغناطیس سنج
magnetosphere
مغناطیس- سپهر
simple magnet
مغناطیس ساده
magnotropism
مغناطیس گرایی
animal magnetism
مغناطیس حیوانی
magnetizable
مغناطیس پذیر
inductometer
مغناطیس سنج
magnetization
مغناطیس پذیری
blow out magnet
مغناطیس جرقه
magnetization
مغناطیس گری
magnetization
مغناطیس کنندگی
bar magnet
مغناطیس میلهای
magnetization curve
خم مغناطیس پذیری
magnetization work
مغناطیس کنندگی
artificial magnet
مغناطیس صنعتی
pyromagnetic
گرما- مغناطیس
purity magnet
مغناطیس خلوص
b h cure
خم مغناطیس پذیری
runoff coefficient
ضریب جریان که برابراست باارتفاع اب جریان یافته درزمین به ارتفاع بارندگی این ضریب کوچکتر از واحدمیباشد
reynold's number
این عددنشاندهنده رژیم جریان است یعنی اگر این عدد کمتراز 032باشد جریان متلاطم میباشد
current compensation
کمپنزاسیون جریان تعدیل جریان
current flow
سیلان جریان فلوی جریان
parasitic current
جریان نشتی جریان خارجی
three phase current
جریان سه فاز جریان دوار
flame hardening
سخت گردانی سطح فلز توسط شعله
ion trap magnet
مغناطیس یون ربا
negative pole
قطب منفی مغناطیس
air magnetic circuit
مدار هوایی مغناطیس
demagnetizing field
میدان مغناطیس زدا
demagnetization factor
ضریب مغناطیس زدایی
magnetizability
قابلیت مغناطیس شوندگی
blue beam magnet
مغناطیس اشعه ابی
magnet winding
سیم پیچ مغناطیس
magnezation intensity
شدت مغناطیس کنندگی
intensity of magnetization
شدت مغناطیس کنندگی
coercive force
نیروی مغناطیس زدا
impedance magnetometer
مغناطیس سنج با تغییرامپدانس
intensity of magnetization
شدت مغناطیس گری
magnetic potential
نیروی مغناطیس رانی
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com