Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 94 (5 milliseconds)
English
Persian
penalties
جریمه
penalty
جریمه
fine
جریمه
fined
جریمه
finest
جریمه
forfeit
جریمه
forfeited
جریمه
forfeiting
جریمه
forfeits
جریمه
forfeiture
جریمه
amercement
جریمه
mulct
جریمه
response cost
جریمه
sconce
جریمه
Other Matches
finable
جریمه دار محکوم بدادن جریمه سزاوارجریمه
penalising
جریمه کردن
penalizing
جریمه کردن
penalize
جریمه کردن
penalizes
جریمه کردن
penalized
جریمه کردن
pecuniary
جریمه دار
surtax
جریمه مالیاتی
they mulcted him
او را جریمه کردند
sconce
جریمه کردن
mulct
جریمه دادن
liable to fine
مشمول جریمه
forfeitable
مستوجب جریمه
finable
جریمه بردار
demurrage
جریمه تاخیر
backwardation
جریمه دیرکرد
amerceable
قابل جریمه
forfoitable
جریمه بردار
forfeits
جریمه کردن
penalises
جریمه کردن
forfeiting
جریمه کردن
penalties
تاوان جریمه
penalty
تاوان جریمه
forfeiting
جریمه دادن
forfeited
جریمه کردن
fine
جریمه کردن
forfeited
جریمه دادن
forfeit
جریمه کردن
finest
جریمه کردن
fined
جریمه کردن
forfeit
جریمه دادن
penalised
جریمه کردن
forfeits
جریمه دادن
penalty clause
ماده یا بند جریمه
assesses
جریمه کردن ارزیابی
assessing
جریمه کردن ارزیابی
mulct
عیب جریمه کردن
misconduct penalty
جریمه 01 دقیقه اخراج
assessed
جریمه کردن ارزیابی
assess
جریمه کردن ارزیابی
surcharge
بعنوان جریمه گرفتن
surcharges
بعنوان جریمه گرفتن
penalty clauses
ماده یا بند جریمه
part
[ial]
payment of a fine
پرداخت قسمتی از جریمه
fine
جریمه گرفتن از صاف کردن
scot ant lot
جریمه یامالیات دسته جمعی
sanction
مجوز جریمه ضمانت اجرا
fined
جریمه گرفتن از صاف کردن
forfeits
بطور جریمه یاتاوان گرفتن
sanctioned
مجوز جریمه ضمانت اجرا
sanctioning
مجوز جریمه ضمانت اجرا
sanctions
مجوز جریمه ضمانت اجرا
forfeited
بطور جریمه یاتاوان گرفتن
forfeit
بطور جریمه یاتاوان گرفتن
surcharges
مبلغ جریمه نرخ اضافی
surcharge
مبلغ جریمه نرخ اضافی
finest
جریمه گرفتن از صاف کردن
forfeiting
بطور جریمه یاتاوان گرفتن
to get off lightly
بدون جریمه سنگین رها یافتن
to get off easy
بدون جریمه سنگین رها یافتن
to get off cheaply
بدون جریمه سنگین رها یافتن
to lose something
چیزی را بعنوان جریمه از دست دادن
to forfeit something
چیزی را بعنوان جریمه از دست دادن
liquidated damages
پرداختن جریمه جهت فسخ قرارداد
to lose something
مال کسی را بعنوان جریمه ضبط کردن
I went scot - free .
خیلی مفت دررفتم ( بدون جریمه یا تنبیه)
to forfeit something
مال کسی را بعنوان جریمه ضبط کردن
court of record
در CL فقط اینگونه محاکم حق صدور حکم جریمه و زندان را دارند
contempt
در CLممکن است این جرم به وسیله جریمه یا زندان یا هردو کیفر داده شود اهانت
penalize
کیفری یا جزایی قلمداد کردن جریمه کردن
penalizes
کیفری یا جزایی قلمداد کردن جریمه کردن
penalising
کیفری یا جزایی قلمداد کردن جریمه کردن
penalises
کیفری یا جزایی قلمداد کردن جریمه کردن
penalizing
کیفری یا جزایی قلمداد کردن جریمه کردن
penalised
کیفری یا جزایی قلمداد کردن جریمه کردن
penalized
کیفری یا جزایی قلمداد کردن جریمه کردن
purging a contempt of court
جریمه اهانت به دادگاه غرامت توهین به دادگاه
surcharge
نرخ اضافی مالیات اضافی جریمه
surcharges
نرخ اضافی مالیات اضافی جریمه
purging
غرامت دادن جریمه دادن
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com