Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 21 (4 milliseconds)
English
Persian
parasitic element
جزء غیرفعال
passive element
جزء غیرفعال
Search result with all words
inactive
غیرفعال
silent
مشی غیرفعال
microchip
مداری ه تمام قط عات فعال و غیرفعال آن روی یک قطعه نیمه هادی قرار دارند با روشهای حکاکی و فرآیندهای شیمیایی
microchips
مداری ه تمام قط عات فعال و غیرفعال آن روی یک قطعه نیمه هادی قرار دارند با روشهای حکاکی و فرآیندهای شیمیایی
cut out switch
مدار یا زیردستگاه ناکنش ورساز یا غیرفعال کننده
hidden momentum of population growth
نیروی محرکه پنهان رشدجمعیت فرایندی پویا ولی غیرفعال ازافزایش جمعیت که حتی پس ازکاهش نرخهای زاد و ولد ادامه مییابد
idle balance
مانده راکد مانده غیرفعال
inactive status
وضعیت غیرفعال اتشبارغیرفعال
inactive time
زمان غیرفعال
inactive window
پنجره غیرفعال
integrated circuit
مداری که همه قط عات فعال و غیرفعال آن روی یک نیمه هادی کوچک قرار دارند به وسیله روشهای حکاکی و شیمیایی
maskable
سیگنال وقفه با تقدم بالا که نمیشود غیرفعال میشود
move list
فهرست بازیگران غیرفعال
nonoperating strength
جمعی غیرفعال در یکان
passive absorption
جذب غیرفعال
passive play
بازی غیرفعال
wait condition
1-وضعیت غیرفعال پردازنده که منتظر ورودی از وسیله جانبی است . 2-دستور خالی برای کاهش سرعت پردازنده تا حافظه یا رسانه جانبی کندتر به آن برسد
wait state
1-وضعیت غیرفعال پردازنده که منتظر ورودی از وسیله جانبی است . 2-دستور خالی برای کاهش سرعت پردازنده تا حافظه یا رسانه جانبی کندتر به آن برسد
out of circulation
<idiom>
غیرفعال
Partial phrase not found.
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com