English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (11 milliseconds)
English Persian
web جزء قائم اصلی تیر یا تیرک که در طول بال یا بدنه امتدادمیابد
webs جزء قائم اصلی تیر یا تیرک که در طول بال یا بدنه امتدادمیابد
Other Matches
prime vertical circle دایره قائم اصلی
mush افزایش ناگهانی زاویه حمله بدون شتاب قائم انی متعاقب که از اندازه حرکت در امتدادمسیر اصلی ناشی میشود
ground section بدنه و پیکر اصلی فرش [که از در هم رفتگی نخ های تار و پود بدست می آید و اسکلت فرش را بوجود می آورد.]
vortex ring state حالت کاری رتور اصلی رتورکرافت که در ان جهت جریان رتور در خلاف جریان نسبی قائم خارج دیسک رتور وتراست رتور میباشد
mine casemate بدنه ماسوره و چاشنی مین بدنه کلاهک مین
buoyant mine case بدنه مین شناور بدنه مین غوطه ور
VL local bus مین کنترل مستقیم از طریق باس اصلی روی پردازنده اصلی و برقراری ارسال داده خیلی سریع بین حافظه اصلی و کارت جانبی بدون استفاده از پردازنده
VL bus مین کنترل مستقیم از طریق باس اصلی روی پردازنده اصلی و برقراری ارسال داده خیلی سریع بین حافظه اصلی و کارت جانبی بدون استفاده از پردازنده
boom تیرک
booms تیرک
beam تیرک
beams تیرک
rolling pin تیرک
rolling pins تیرک
boomed تیرک
spars تیرک
staked تیرک
secondary beam تیرک
stake تیرک
spar تیرک
sparred تیرک
stakes تیرک
joist تیرک
joists تیرک
booming تیرک
quarter boom تیرک پاشنه
sill beam تیرک استانه
false spar تیرک کاذب
stander تیرک چوبی
lazy painter ریسمان تیرک
bar frame تیرک قاب
roller تیرک دار
crown-post تیرک عمودی
real box wing بالی با سه تیرک
lower boom تیرک میانی
crossbar تیرک افقی دروازه
upright تیرک عمودی دروازه
goalpost تیرک عمودی دروازه
crossbars تیرک افقی دروازه
embaded sill beam تیرک توکار استانه
purlin لایه یا تیرک اتصال
branch [تیرک گوتیک در طاق]
goalposts تیرک عمودی دروازه
hanging-post [تیرک عمودی که در یا دروازه به آن آویزان می شود.]
mastered سیستم با کامپیوتر کنترل اصلی و یک فرعی که از اصلی دستور می گیرد
master سیستم با کامپیوتر کنترل اصلی و یک فرعی که از اصلی دستور می گیرد
master data file پرونده مشخصات اصلی امادنظامی پروند خصوصیات اصلی اماد
masters سیستم با کامپیوتر کنترل اصلی و یک فرعی که از اصلی دستور می گیرد
acciaccatura نت سریعی که نیم پرده کوتاه تر ازنت اصلی است وقبل از نت اصلی نواخته میشود
on board که در تخته اصلی یا PCB اصلی قرار دارد
stapled جزء اصلی هر چیزی قلم اصلی
generation کپی اصلی تصویر اصلی یا متن
first generation computer کپی اصلی تصویر یا متن اصلی
initial reserves ذخایر اصلی احتیاط اولیه یا اصلی
main guard نیروی جلودار اصلی حفاظ اصلی
generations کپی اصلی تصویر اصلی یا متن
prototypal وابسته به طرح اصلی یا نمونه اصلی
staple جزء اصلی هر چیزی قلم اصلی
prototypic وابسته به طرح اصلی یا نمونه اصلی
stapling جزء اصلی هر چیزی قلم اصلی
mainstay مهار اصلی که از نوک شاه دگل تا پای دگل جلو امتداد دارد تکیه گاه اصلی
mainstays مهار اصلی که از نوک شاه دگل تا پای دگل جلو امتداد دارد تکیه گاه اصلی
anastylosis [واژه ای برای ساختار دوباره سازی ساختمان با مواد اصلی و بر طبق سیستم ساختار اصلی]
vertical tail دم قائم
erects قائم
plumb lines خط قائم
perpendecular قائم
right قائم
righted قائم
righting قائم
orthogonal قائم
vertical قائم
upstanding قائم
normal قائم
upright قائم
erecting قائم
erected قائم
erect قائم
plumb line خط قائم
base camp پایگاه اصلی کمپ اصلی
master file فایل اصلی پرونده اصلی
base unit یکای اصلی واحد اصلی
fundamental unit یکای اصلی واحد اصلی
bodies بدنه
shafts بدنه
contour بدنه
fuselages بدنه
shaft بدنه
frameworks بدنه
framework بدنه
compartment بدنه
trunk بدنه
casings بدنه
casing بدنه
bridge deck بدنه پل
trunks بدنه
fuselage بدنه
hulls بدنه
hull بدنه
compartments بدنه
housing بدنه
body بدنه
expansion slots شکاف ها یا فضاهای خالی درون کامپیوتر اصلی برای اتصال تخته مدارهای کوچک به تخته مدار اصلی بکار می روند
angle-post [تیرک عمودی در گوشه ساختمان اسکلت چوبی، واقع در کنج ساختمان]
surrogate قائم مقام
righting قائم نگاهداشتن
surrogates قائم مقام
enveloping احاطه قائم
abeam قائم بر مسیرحرکت
right قائم نگاهداشتن
envelops احاطه قائم
enveloped احاطه قائم
stakes قائم کردن
apeak عمودی قائم
envelop احاطه قائم
quadratic منشور قائم
successor قائم مقام
perpendecular خط عمودی یا قائم
substitute قائم مقام
substituted قائم مقام
surreptitiously قائم مقام
local vertical قائم محلی
locumtenens قائم مقام
vice chancellor قائم مقام
vice-chancellor قائم مقام
vice-chancellors قائم مقام
locum قائم مقام
locums قائم مقام
vicar قائم مقام
substantive قائم بذات
vicars قائم مقام
deputies قائم مقام
deputy قائم مقام
increate قائم بالذات
right-angled قائم الزاویه
substituting قائم مقام
envelopment احاطه قائم
ordinate بعد قائم
staked قائم کردن
normal vector بردار قائم
normal plane صفحه قائم
normal axis محور قائم
normal acceleration شتاب قائم
stake قائم کردن
propping تقویت قائم
righted قائم نگاهداشتن
propped تقویت قائم
prop تقویت قائم
rectangular قائم الزاویه
high angle تیر قائم
vertical force نیروی قائم
self perpetuation قائم بذات
vertical cut برش قائم
vertical drop ابشار قائم
semierect نیمه قائم
vertical envelopement احاطه قائم
vertical photograph عکس قائم
subsitute قائم مقام
subrogation قائم مقامی
self consistent قائم بالذات
vertical axis محور قائم
vertical bulking کمانش قائم
vertical speed سرعت قائم
vertical circle دایره قائم
vertical creep وارفتگی قائم
true vertical قائم واقعی
nose ribs تیغه هایی در امتداد وتر که در تمام طول بال و تا تیرک جلویی امتداد میابند
keel area ناحیه برجسته جانبی تیرک زیر هواپیماهای دریایی که اغلب زیر سطح اب قرارمیگیرد
magnet housing بدنه اهنربا
box type van body بدنه صندوق
elevator casing بدنه بالابر
automobile body sheet بدنه اتومبیل
buffer body بدنه دافع
auto body sheet بدنه اتومبیل
to connect to frame اتصال به بدنه
die stock بدنه رنده
pump casting بدنه پمپ
costa تیغه در بدنه
loop body بدنه حلقه
magnet case بدنه اهنربا
trunks بدنه ستون
stock بدنه رنده
pressure hull بدنه ضد فشار
gate leaf بدنه دریچه سد
fuselage refrence line خط مبنای بدنه
furnace body بدنه کوره
hull insurance بیمه بدنه
tige بدنه ساقه
the body of a carriage بدنه یک کالسکه
monohull قایق با یک بدنه
stocked بدنه رنده
hull column پایه بدنه
motor casing بدنه موتور
turbin casing بدنه توربین
side wall of a lock بدنه سد دریچهای
hull بدنه قایق
shells بدنه ساختمان
white body بدنه سفید
revetment پوشش بدنه
cartridge shell بدنه پوکه
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com