Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 117 (6 milliseconds)
English
Persian
corn parsley
جعفری صحرایی
Other Matches
bleacher
صندلیهای چند ردیفی صحرایی نیمکتهای اموزشی صحرایی
french marigold
گل جعفری
marigold
گل جعفری
marigolds
گل جعفری
parsley
جعفری
adders
مار جعفری
adder
مار جعفری
chervil
جعفری فرنگی
apium
جنس کرفس و جعفری
fool's parsley
جعفری زهری شوکران صغیر
school of jurisprudence
مذهب جعفری Ashari Ithna of Imam sixthshii the Sadiq al Imamafar after named uslims
campestral
صحرایی
outdoor
صحرایی
field exercise
تمرین صحرایی
field exercise
خدمات صحرایی
field stockade
ذخایر صحرایی
field wire
سیم صحرایی
field work
کار صحرایی
fieldartillery
توپخانه صحرایی
orienteering
مسابقهی دو صحرایی
field atrillery
توپخانه صحرایی
field radio
بی سیم صحرایی
field glass
دوربین صحرایی
field ration
جیره صحرایی
field notes
یادداشتهای صحرایی
field maintenance
نگهداری صحرایی
field laboratory
ازمایشگاه صحرایی
field shop
کارگاه صحرایی
field kitchen
اشپزخانه صحرایی
field shop
تعمیرگاه صحرایی
field gun
توپ صحرایی
field army
ارتش صحرایی
gerbille
موش صحرایی
landrail
ابچلیک صحرایی
prison camps
زندان صحرایی
prison camp
زندان صحرایی
mentha piperita
نعناع صحرایی
out guard
گشتی صحرایی
outsentry
پاسدار صحرایی
ratton
موش صحرایی
scabiosa
مامیثای صحرایی
call box
تلفن صحرایی
call boxes
تلفن صحرایی
field hospital
بیمارستان صحرایی
field hospitals
بیمارستان صحرایی
fieldmice
موش صحرایی
fieldmouse
موش صحرایی
canning
مستراح صحرایی
caracal
گربه صحرایی
gerbils
موش صحرایی
bindweed
نیلوفر صحرایی
abutilon
خطمی صحرایی
pavilion
چادر صحرایی
crab apples
سیب صحرایی
pavilions
چادر صحرایی
voles
موش صحرایی
vole
موش صحرایی
cans
مستراح صحرایی
crab apple
سیب صحرایی
field glasses
عینک صحرایی
oat
جو صحرایی یولاف
can
مستراح صحرایی
gerbil
موش صحرایی
artillery
توپخانه صحرایی
good king
اسفناج صحرایی
good henry
اسفناج صحرایی
english mercury
اسفناج صحرایی
drumhead court martial
محاکمه صحرایی
rat
موش صحرایی
latrine
توالت صحرایی
corn mayweed
بابونه صحرایی
fiedl fortifications
استحکامات صحرایی
field archery
تیراندازی صحرایی
dodder
کتان صحرایی لرزیدن
dodders
کتان صحرایی لرزیدن
tare
ویسیای صحرایی ماشک
fielded
زمینه رزمی صحرایی
field arrow
تیرهای تیراندازی صحرایی
field
زمینه رزمی صحرایی
hunter's round
نوعی مسابقه صحرایی
hudson seal
خز موش صحرایی امریکا
field officer
افسر عملیات صحرایی
convertible table
میز صحرایی تا شونده
field manual
ائین نامه صحرایی
field round
یک دور تیراندازی صحرایی
fieldpiece
تفنگ یا توپ صحرایی
fields
زمینه رزمی صحرایی
lemmings
موش صحرایی قطب شمال
lemming
موش صحرایی قطب شمال
hock
گیاهان پنیرک شاهدانه صحرایی
field radio
رادیوی قابل حمل صحرایی
field operating
فعال درصحرا رده صحرایی
land girl n
دختری که کارهای صحرایی میکرد
coyote
گرگ صحرایی امریکای شمالی
coyotes
گرگ صحرایی امریکای شمالی
field commands
یکانهای صحرایی فرماندهیهای رزمی
field event
ورزش قهرمانی میدانی مسابقات صحرایی
fieldwork
کارهای صحرایی :زمین پیمایی ومانندان
field events
ورزش قهرمانی میدانی مسابقات صحرایی
ess
دو پیچ در سمت مخالف درمسیر صحرایی
out door
صحرایی در هوای ازاد انجام شده
peafowl
قوقاول بزرگ صحرایی جنوب اسیا
steeplechases
اسب دوانی باپرش از مانع اسبدوانی صحرایی
field expedient
روشهای اضطراری اخراجات در صحرا تدابیر صحرایی
steeplechase
اسب دوانی باپرش از مانع اسبدوانی صحرایی
equestrian events
مسابقه کنترل اسب و پرش درمسافت صحرایی
cross country
خارج از جاده وشارع اصلی در فضاهای بازدهات صحرایی
green
چمن صاف و نرم و کوتاه اطراف سوراخ اسبی که هنوزدر مسابقه ازموده نشده میدان تیراندازی صحرایی
greenest
چمن صاف و نرم و کوتاه اطراف سوراخ اسبی که هنوزدر مسابقه ازموده نشده میدان تیراندازی صحرایی
out post
پاسدار پست نگهبانی پاسداری دادن پاسدار صحرایی
central pastry kitchen
اشپزخانه ثابت پادگانی اشپزخانه غیر صحرایی
pioneer heliport
فرودگاه هلی کوپتر صحرایی فرودگاه موقت
hare
خرگوش صحرایی گوشت خرگوش
hares
خرگوش صحرایی گوشت خرگوش
camp chair
صندلی سفری صندلی صحرایی
field work
استحکامات صحرایی استحکامات
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com