Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 292 (14 milliseconds)
English
Persian
Full phrase not found.
Full phrase Google translation result
Search result with all words
base metal
فلز پایه
base metal
فلزات بنیانی
base metal
فلزات اصلی فلزات کم بها
base metal
فلز پست
base metals
فلز پایه
base metals
فلزات بنیانی
base metals
فلزات اصلی فلزات کم بها
base metals
فلز پست
base rate
اهنگ پایه
base rate
نرخ پایه
base rate
تعرفه مبنا
base rate
نرخ مبنا
base rate
ارزش اولیه
base rates
اهنگ پایه
base rates
نرخ پایه
base rates
تعرفه مبنا
base rates
نرخ مبنا
base rates
ارزش اولیه
air base
پایگاه هوایی
acid base balance
توان اسیدی- بازی
acid base behavior
خاصیت اسیدی- بازی
acid base catalysis
خاصیت اسیدی- بازی
acid base equilibrium
تعادل اسید- باز
acid base indicator
شناساگر اسید- باز
acid base metabolism
متابولیسم اسید- باز
acid base metabolism
سوخت ساز اسید- باز
acid base pair
زوج اسید- باز
acid base reactions
واکنشهای اسید- باز
advance base
پایگاه جلو
advance base
پایگاه مقدم صحنه عملیات
air force base
پایگاه هوایی
air force base
پایگاه نیروی هوایی
alternate escort operating base
پایگاه عملیاتی یدکی یگانهای پاسور
army base
پایگاه نیروی زمینی
army base
پادگان نیروی زمینی
auxiliary base line
باز کمکی
bare base
پایگاه اشغال نشده
bare base
پایگاه اماده نشده
bare base
فرودگاهی دارای خط اتومبیل و تاکسی و منبع اب اشامیدنی
base 0
پایه 01
base 0
decimal
base address
نشانی پایه
base address
آدرس مبنا
base band
ارسال داده با تغییر مسط ح ولتاژ در مسیر اتصال
base band
روش ارسال که در آن کل پهنای باند کابل استفاده میشود و سیگنال داده تقسیم نمیشود. مثل اینترنت
base band
مدار ارتباطی که سیگنالهای محدود را در باند پایه ارسال کند
base band
1-محدوده فرکانس سیگنال پیش از پردازش یا ارسال 2-سیگنالهای دیجیتالی ارسالی بدون تقسیم 3-اطلاعات تقسیم شده با یک فرکانس
base born
حرامزاده
base camp
پایگاه مبنا
base camp
پایگاه اصلی کمپ اصلی
base circle
هر قسمت اریب از یک سیلندر دایره مبنا
base command
فرماندهی پایگاه
base complex
مجتمع پایگاه هوایی یا دریایی یا زمینی و غیره
base course
لایه شالوده
base course
لایه اساس قشر اساس
base course
قشر پی راه
base course
قشر لعاب
base court
حیاط بیرونی یاعقبی
base cover
عکس برداری اولیه
base defense
پدافند از پایگاه
base defense
پدافند پایگاه
base depot
امادگاه واقع در پایگاه امادگاه مبنا
base development
تهیه پایگاه
base development
ساختن پایگاه
base ejection
ته پران
base ejection
پرتاب شونده از ته
base end station
ایستگاه عقب
base flow
جریان پایه
base flow
مقدار جریان ابی که رودخانه در حالت غیرسیلابی دارد
base font
فونت پایه
base font
فونت پیش فرض
base frame
چهارچوب زیر دستگاهها
base fuze
ماسوره ته گلوله
base fuze
ماسوره ته
base fuze
ماسوره ته پران
base hit
ضربه به داخل محوطه باامتیاز
base ignition
احتراق تحتانی
base level
تهتراز
base line
خط پایه
base line
خط مبنا
base line
خط کور
base line
خط توجیه
base line end station
ایستگاه انتهایی خط مبنا
base loading
بارگیری انجام شده در پایگاه
base loading
بار اولیه
base logistical command
یکان مبنای لوجستیکی فرماندهی لجستیکی پایگاه
base map
نقشه مادر
base map
نقشه پایگاه
base map
نقشه مبنا
base memory
حافظه پایه
base mortar
خمپاره مبنا
base mortar
قبضه مبنا
base number
عدد مبنا
base number
عدد پایه
base of fire
مبنای اتش
fire base
مبنای اتش
base of operations
پایگاه عملیات
base of operations
پایگاه عملیاتی مبنای عملیات
base of origin
مبداء اصلی
base of origin
پایگاه مبداء منبع اصلی مبداء ارسال
Other Matches
third base
موضع بازیکن برای دفاع منطقه دورپایگاه سوم دربازی بیس بال
second base
دومینپایگاه
sub base
زیر قشر
to base one self
تکیه کردن
r base
ار- بیس
first base
اولینپایگاه
sub base
زیر بستر
get to first base
<idiom>
موفق بودن ،شروع خوبی راداشتند
off base
<idiom>
غیر دقیق ،نادرست
to base one self
اعتماد کردن
data base
پایگاه داده ها
chart base
چارت مادر
coupling base
وسیلهای که چاشنی را به کلاهک یا خرج مشتعل کننده وصل میکند
column base
پایه ستون
coupling base
اتصال دهنده چاشنی به کلاهک
column base
زیرستون
conjugate base
باز مزدوج
column base
ته ستون
data base
مبنای اطلاعات
floating base
ناولجستیکی شناور یا کاروان لجستیکی شناور دریایی
knowledge base
پایگاه دانش
inorganic base
باز غیر الی
inorganic base
باز معدنی
hard base
باز سختbaseball
hard base
سکوی پرتاب موشک ضد ترکش اتمی
hard base
سکوی پرتاب مستحکم
fuse base
پایه ی فیوز
fox base+
فاکس بیس پلاس
floating base
پایگاه شناور دریایی
filbert base
پایگاه دروغین
filbert base
پایگاه فریبنده
defense base
پایگاه پدافندی
defense base
پایگاه دفاعی
knowledge base
پایگاه معلومات
chart base
چارت مبنا
center base
میدان مرکزی
base shop
تعمیرگاه پادگانی
base shop
تعمیرگاه نگهداری امادگاهی تعمیرگاه پایگاهی
base shear
نیروی کلی حاصل از زلزله در پای ساختمان برش پای ساختمان
base section
رسد مبنا قسمت پایه قسمت تحتانی
base section
بخش اماد لجستیکی منطقه جلو
base running
دویدن بسوی پایگاه
base runner
توپزنی که در پایگاه است یابسوی ان می رود
base ring
رینگ پایه
base ring
حلقه یا رینگ تحتانی توپ حلقه پایه حلقه کف
base reserves
ذخایرپادگانی نیروی احتیاط پادگانی
base reserves
اماد مبنای ذخیره
base repair
تعمیرات پایگاهی
base repair
تعمیر اساسی
base speed
سرعت مبنا
base speed
سرعت منتجه
bayonet base
پایه لامپ میخی
base width
عرض پایه پهنای پایه
base width
ستبرای پایه
base unit
یکای اصلی واحد اصلی
base unit
یکای بنیادی
base unit
یکان مبنا
base unit
یکان پایگاهی
base symbol
علایم قراردادی مبنا
base surge
ابر پایه قارچ اتمی
base surge
ابر غلطان اتمی در ترکش سطحی
base stone
سنگ زیرین
base spray
بسک ته
base spray
بسکهای ته گلوله
base register
ثبات مینا
knowledge base
پایگاه اگاهی
hardwood base
پایهسختچوبی
fixed base
پایهثابت
dexter base
پایهراستی
concrete base
پایهیبتونی
centre base
ستونمرکزی
bracket base
پایهقلاب
base of splat
پایهپشتصندلی
wheel base
فاصله بین چرخ جلو و عقب در خودروهایی که از یک اکسل بیشتر دارند
loktal base
لامپ قفلی
time base
مبدا زمانی
time base
ایستگاه مبنای اندازه گیری زمان مبنای زمانی
lamp base
پایهلامپ
magazine base
محلانبارخشاب
pin base
پایهمیله
base of a triangle
قاعده
[مثلثی]
[ریاضی]
base-court
حیات بیرونی
Attic base
پایه ی آتنی
Asiatic base
پایه یونی
[آسیایی]
It is base on a precedent.
مسبوق به سابقه است
wave base
سطحموج
telescope base
پایهتلسکوپ
swivel base
پایهگردنده
sprung base
تشکفنری
sinister base
منحنیانتهایی
recharging base
بخشتغذیه
tax base
ماخذ مالیات
tax base
مبنای مالیاتی
stanchion base
زیرستون
octal base
هشت پایهای
number base
پایه عدد
number base
عدد پایه
number base
مبنای عددی
naval base
پایگاه دریایی
monetary base
پایه پولی
monetary base
مبنای پولی
mobilization base
حداقل منابع لازم برای بسیج نیروهاپایگاه بسیج
mobilization base
مبنای بسیج
magneto base
پایه مگنت
loctal base
لامپ قفلی
polyacid base
باز چند اسیدی
polyacidic base
باز چند اسیدی
prisoners base
بازی گرگم بهوا
staging base
پایگاه تجدید سوخت یابارگیری مجدد یا جابجا کردن کالاها در کشتی یا هواپیما
square base
کف گلوله یا قسمت ته گلوله
software base
مبنای نرم افزار
soft base
باز نرم
single base
تک مادهای
single base
باروت یک حبهای
sight base
پایه زاویه یاب یا دستگاه نشانه روی
schiff base
باز شیف
return to base
بازگشت هواپیما به پایگاه به طور سالم هواپیمای بازگشتی
pseudo base
شبه باز
production base
مبنای تولید یا تولیدات ملی
lewis base
باز لوویس
base of trajectory
تصویر افقی مسیر گلوله پایه مسیر گلوله
base pairing
جفت شدن بازی
base pay
حقوق ثابت بدون مزایا وفوق العاده
base ore
کانه کم عیار
base of wall
روپی
base on halls
گرفتن امتیاز با رسیدن به پایگاه نخست
base operation
عملیات پایگاهی
base path
مسیر بین پایگاهها
base peak
پیک مبنا
base piece
پایه پایه استقرار
base piece
قبضه مبنا
base piece
قنداق
base plug
درپوش تحتانی گلوله درپوش کف
base piece
کف
base plate
صفحه زیر ستون
base piece
مقر
base pitch
فاصله بین نیمرخهای مشابه دو دندانه مجاور از یک چرخ دنده
base piece
توپ مبنا
base point
نقطه مبنا
base plate
صفحه پای ستون
base price
قیمت پایه
base piece
توپ اصلی
base price
قیمت مبنا
base register
ثبات پایه
base period
زمان مبنا
computerized data base
پایگاه دادههای کامپیوتری
base thickness of buttress
عرض پنجه پشت بند
base wage rate
حداقل دستمزد
base rate earnings
کسب ارزش اولیه
data base specialist
متخصص پایگاه داده
very large data base
پایگاه داده بسیار بزرگ
base stock control
کنترل موجودی مبنا
double base powder
باروت دو حبهای
hard missile base
سکوی پرتاب مستحکم ضد ترکش اتمی
hot mix base
اساس اسفالتی گرم
initial base font
فونت پایه اغازی
data base manager
مدیر پایگاه داده
internal base resistance
مقاومت داخلی بیس
data base management
مدیریت پایگاه داده
data base management
مدیریت پایگاه داده ها
data base environment
محیط پایگاه داده
hard missile base
پایگاه مستحکم موشک
data base packages
management base data
double base powder
باروت دومبنایی
document base font
فونت پایه مدرک
fire support base
مبنای پشتیبانی اتش
fire support base
پایگاه پشتیبانی اتش
fleet operating base
پایگاه عملیاتی ناوگان
distributed data base
پایگاه داده توزیعی
deployment operating base
پایگاه پشتیبانی گسترش جنگی پایگاه کمک به گسترش نیروها
paper base laminate
کاغذ ضخیم
lamp bulb base
پایه لامپ
common base circuit
مدار یا پایه مشترک
double base diode
دیود- بیس دوبل ترانزیستور یونی- جانکشن
coiner of base money
جاعل سکه واسکناس
coiner of base money
قلب ساز
clamp base vise
گیره با فکهای موازی
broad base tower
دکل فشار قوی
bituminuos gravel base
بستر شنی قیردار
soft missile base
سکوی بدون حفاظ پرتاب موشک
soft missile base
سکوی بی حفاظ
bata base on line
base data on-line
lead base alloy
الیاژ سرب
lock in base tube
لامپ قفلی
data base analyst
تحلیل گر پایگاه داده
data base administrator
مدیرپایگاه داده
long base method
روش تقاطع نقشه برداری بااستفاده از یک باز طولانی
data base administrator
مسئول پایگاه داده ها
data base management system
سیستم مدیریت پایگاه داده ها
wood flooring on wooden base
کفچوبیرویسقفزمینه
hierarchical data base management system
سیستم مدیریت پایگاه داده سلسله مراتبی
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com