English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (41 milliseconds)
English Persian
sinicize جنبه چینی دادن چینی کردن
Other Matches
sinify جنبه چینی دادن
sinicism متابعت از اداب ورسوم چینی چینی پرستی
Loudon's hollow wall [دیوار آجری با دونوع آجر چینی کله راسته و راسته چینی]
sinify چینی کردن
gossiping سخن چینی کردن
to tattletale [American E] سخن چینی کردن
gossiped سخن چینی کردن
to rat سخن چینی کردن
To tell tales. To be a gossip(an informer) خبر چینی کردن
gleans خوشه چینی کردن
to snitch سخن چینی کردن
gleanings خوشه چینی کردن
gossip سخن چینی کردن
to tell tales سخن چینی کردن
conspiratress اسباب چینی کردن
gleaned خوشه چینی کردن
glean خوشه چینی کردن
to form a plot اسباب چینی کردن
gossips سخن چینی کردن
clipped پشم چینی کوتاه کردن
clips پشم چینی کوتاه کردن
clippings پشم چینی کوتاه کردن
kaolinize تبدیل به خاک چینی کردن
clip پشم چینی کوتاه کردن
sinicize مطابق اداب ورسوم چینی کردن
sinify مطابق اداب ورسوم چینی کردن
joss بت چینی
porcelain چینی
brick bond رج چینی
maying گل چینی
Chinese چینی
masonry bond رج چینی
china چینی
Chinese زن چینی
sinitic چینی
Chinese چینی ها
bond رج چینی
porcelain tile کاشی چینی
pongee حریر چینی
bick bond آجر چینی
gossips سخن چینی
tale bearing سخن چینی
type setting حروف چینی
vintage انگور چینی
vintages انگور چینی
composing حروف چینی
chinese binary دودویی چینی
gossiped سخن چینی
porcelaine فرف چینی
tangram معمای چینی
typesetting حروف چینی
falbala چین چینی
malice اسباب چینی
faience بدل چینی
porcelain فروف چینی
granite ware چینی خارایی
china فروف چینی
gossiping سخن چینی
crockery بدل چینی
rearrangment باز چینی
vitreous china چینی لعابدار
Chinese puzzles معمای چینی
header bond رج چینی کلگی
Chinese puzzle معمای چینی
blocking-course هره چینی
herring bone bond رج چینی جناغی
Chinese زبان چینی
pekin حریر چینی
ailanthus سماق چینی
rhubarb ریوند چینی
parian ware چینی یا روسی
kaoline خاک چینی
porcellanous چینی وار
porcellanic از جنس چینی
kaolin خاک چینی
porcellanic چینی وار
porcellaneous چینی وار
sheepshearing پشم چینی
oblique bond رج چینی کلاغ پر
setup مقدمه چینی
lintel-course هره چینی
gleaning خوشه چینی
porcellaneous از جنس چینی
stretcher bond رج چینی راسته
parian ware چینی مرمری
faince بدل چینی
quartz سنگ چینی
stowage بار چینی
set up مقدمه چینی
stowage تنگ هم چینی
porcellanous از جنس چینی
Chinese مرد چینی
piper cubeba کبابه چینی
petuntse سنگ چینی
gossip سخن چینی
brick work اجر چینی
conspiracy اسباب چینی
revetment سنگ چینی
porcelain clay خاک چینی
porcelainlike چینی مانند
chinese architecture معماری چینی
raking bond رج چینی جناغی
gleaning دانه چینی
chinaware فروف چینی
china rhubard ریوند چینی
porcelainous چینی وار
china clay خاک چینی
petuntse خاک چینی
china root چوب چینی
cubeb کبابه چینی
porcelainous از جنس چینی
conspiracies اسباب چینی
fuse block چینی فیوز
kerbstone سنگ چینی دورچاه
french drain زهکش خشکه چینی
dry stone drain زهکش خشکه چینی
dry laid masonry فکافته خشکه چینی
Taoism پیروی از طریقت چینی
dry stone pitching فکافته خشکه چینی
pyrophotograph عکس روی چینی
automatic typesetting حروف چینی خودکار
dry stone pitching سنگفرش خشکه چینی
mowing machine ماشین علف چینی
dry stone lining روکش خشکه چینی
kaolinic مربوط به خاک چینی
kaolinisation خاک چینی شدن
quartzif erous سنگ چینی دار
pottery factory کارخانه چینی سازی
computer typesetting حروف چینی کامپیوتری
pug سگ کوتاه قامت چینی
bond اجر چینی نماچینی
header bond اجر چینی کله
overlapping tile سفال چینی نیمانیم
to pick thanks بوسیله سخن چینی
souchong چای سیاه چینی
crutch طرحی در فرش چینی
high tension porcelaine چینی فشار قوی
composing stick قالب حروف چینی
flemish bond رج چینی کله راسته
English bond آجر چینی انگلیسی
chow mein نوعی غذای چینی
chinese fret [زنجیره ی هندسی چینی]
stretcher bond اجر چینی راسته
pugs سگ کوتاه قامت چینی
indo chinese دورگه هندی و چینی
chopsuey نوعی غذای چینی
chinese landing پهلو گرفتن به سبک چینی
office grapevine سخن چینی [در دفتری یا شرکتی]
multigraph ماشین حروف چینی و چاپ
adhesive for porcelain چسب برای فروف چینی
gossipy وابسته به سخن چینی یاشایعات
He is fluent in Chinese. او به زبان چینی مسلط است.
He is fluent in Mandarin. او به زبان چینی مسلط است.
hyson نوعی چای سبز چینی
inbond دیوار با اجر چینی کلگی
shantung پارچه ابریشمی خشن چینی
grapevine سخن چینی [اصطلاح مجازی]
vintage فصل انگور چینی محصول
flemish bond اجر چینی کله راسته
pecking order سلسله مراتب دانه چینی
shears قیچی پشم چینی یا باغبانی
beaching سنگ چینی جهت حفافت
vintages فصل انگور چینی محصول
pekingese سگ کوچک ودست اموز چینی پکنی
typograph ماشین حروف ریزی وحروف چینی
lambrequin نقوش رنگی حاشیه فروف چینی
inbond and outbond wall دیوار با اجر چینی کله راسته
crates صندوقی که چینی یا شیشه دران میگذارند
junk بنجل شمردن قایق ته پهن چینی
crate صندوقی که چینی یا شیشه دران میگذارند
imbrication روی هم چینی کانند پولک ماهی
chinioserie سبک معماری ویا هنر چینی
common bond [دیوار چینی با آجر آمریکایی یا انگلیسی]
bed pitching سنگ چینی کف کانال جهت حفافت
broch [ساختار خشکه چینی ماقبل تاریخ]
phototypesetter حروف چینی نوری حروفچین تصویری تصویرپرداز
politicising سیاست بافی کردن جنبه سیاسی دادن به
politicised سیاست بافی کردن جنبه سیاسی دادن به
politicize سیاست بافی کردن جنبه سیاسی دادن به
politicizing سیاست بافی کردن جنبه سیاسی دادن به
politicizes سیاست بافی کردن جنبه سیاسی دادن به
politicization سیاست بافی کردن جنبه سیاسی دادن به
politicized سیاست بافی کردن جنبه سیاسی دادن به
politicises سیاست بافی کردن جنبه سیاسی دادن به
pidgin انگلیسی دست وپا شکسته ومخلوط با اصطلاحات چینی
pidgins انگلیسی دست وپا شکسته ومخلوط با اصطلاحات چینی
rickshaws کالسکه چینی که بجای اسب انسان انرا میبرد
kaolin خاک چینی داروی اسهال بفرمول 9O2Si 2Al 4H
cang تخته سوراخ داری که چینی هادورگردن خطاکاران می اندازند
cangue تخته سوراخ داری که چینی هادورگردن خطاکاران می اندازند
ricksha کالسکه چینی که بجای اسب انسان انرا میبرد
acupuncture روش چینی بی حس سازی بوسیلهء فروکردن سوزن در بدن
twicer حروف چینی که خودش هم چاپ کننده است دو مرده
rickshaw کالسکه چینی که بجای اسب انسان انرا میبرد
rack space محوطه کف چینی شده انباربرای استقرار پالتها یا جعبههای مهمات
Chrysanthemum design طرح گل داوودی که بیشتر در فرش های چینی بکار می رود
pidgin english انگلیسی دست وپا شکسته وامیختهای که چینی هابدان سخن می گویند
jetty سنگ چینی یا تیربندی که در مقابل فرسایش درهنگام لاروبی انجام میشود
jetties سنگ چینی یا تیربندی که در مقابل فرسایش درهنگام لاروبی انجام میشود
chopsticks میلههای عاج یا چوبی که چینی ها برای خوردن برنج از ان استفاده میکنند
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com