Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (2 milliseconds)
English
Persian
It doesnt meet the present day requirments(needs).
جوابگوی احتیاجات امروزی نیست
Other Matches
requirements
احتیاجات
personal requirment
احتیاجات شخصی
irrigation requirement
احتیاجات ابی گیاه
consumer research
تحقیق درخصوص احتیاجات و نحوه خریدمصرف کنندگان
the moderns
امروزی ها
on top of
<idiom>
امروزی
latter-day
امروزی
nowaday
امروزی
present-day
امروزی
newfashioned
امروزی
stylish
<adj.>
امروزی
modern
امروزی
All is not gold that glitters.
<proverb>
هر آنچه میدرخشد طلا نیست(هر گردى گردو نیست).
the girls of the period
دختران امروزی
modernism
اصول امروزی
modern-day
روزگارمدرن امروزی
modern languages
زبانهای امروزی
hi tech
بسیار مدرنو امروزی
modernizing
بروش امروزی دراوردن
modernizes
بروش امروزی دراوردن
modernises
بروش امروزی دراوردن
modernized
بروش امروزی دراوردن
modernize
بروش امروزی دراوردن
modernising
بروش امروزی دراوردن
modernness
برابری بااصول امروزی ها
modernised
بروش امروزی دراوردن
winchester disk
دیسک سخت کوچک در یک واحد بسته که وقتی پر است یا لازم نیست , قابل جدا شدن از کامپیوتر نیست
up-to-date
امروزی تازه مطابق روز
up to date
امروزی تازه مطابق روز
date
در حال حاضر یا اخیراگ امروزی
modernist
هوا خواه اصول امروزی
dates
در حال حاضر یا اخیراگ امروزی
modernists
هوا خواه اصول امروزی
updated
بصورت امروزی در اوردن جدید کردن
updates
بصورت امروزی در اوردن جدید کردن
update
بصورت امروزی در اوردن جدید کردن
step frame
استفاده از رشته ویدیویی به صورت یک فریم در هر لحظه برای زمانی که کامپیوتر قوی نیست یا آن قدر سریع نیست که تصاویر بلادرنگ را نشان دهد
transparent
برنامه کامپیوتری که بر کاربر واضح نیست یا هنگام اجرا توسط کاربر قابل مشاهده نیست
transparently
برنامه کامپیوتری که بر کاربر واضح نیست یا هنگام اجرا توسط کاربر قابل مشاهده نیست
leaving files open
به معنای اینکه فایل بسته نیست یا حاوی نشانه پایان فایل نیست .
his parentage isunknown
اصل و نسبتش معلوم نیست پدرو مادرش معلوم نیست کی هستند
it is past all hope
جای هیچ امیدواری نیست هیچ امیدی نیست
Roman law
مجموعهی قوانین رومی که پایهی قوانین امروزی در بسیاری از کشورها به ویژه در اروپا است
caucasus
منطقه قفقاز و یا آذربایجان و ارمنستان امروزی در شوروی که قالی آن با گره ترکی و نقوش هندسی همراه بوده و به نام قالی قفقازی معروف است
it is inexpedient to reply
پاسخ دادن مصلحت نیست پاسخ دادن مقتضی نیست
he is not of our number
از ما نیست
secondary
نیست
storage
می نیست
it is well enough
بد نیست
It's not new.
نو نیست.
Plug and Play
یچ نیست
auxiliaries
نیست
auxiliary
نیست
he takes no notice of it
نیست
aint
نیست
temporary storage
می نیست
isn't
نیست
He is not man enough to do it . He is not the man for it . He hasnt got the guts to do it .
مردش نیست
he is not willing to go
نیست برود
cold is merely privative
گرما نیست
It cant be helped.
چاره ای نیست
thereis no end to it
انراپایانی نیست
there is no hurry
شتابی نیست
It is not advisable . It is inexpedient.
صلاح نیست
no matter
چیزی نیست
dont mention it
چیزی نیست
Such is not the case . That is not so.
اینطور نیست
It is all right . It is o. k.
طوری نیست
he is out of his senses
بهوش نیست
he is out of huomor
سر خلق نیست
no object
چیزی نیست
There is no hot water
آب گرم نیست.
that is not it
این نیست
close the door please
اگرزحمت نیست
I dont remember ( recall ) .
یادم نیست
There is nothing wrong with you . You are all right .
هیچیت نیست
he is not in it
داخل نیست
He goes on and on . He is most persistent .
ول کن معامله نیست
that is wrong
درست نیست
he is a bad husband
صرفه جو نیست
the ice is treach erous
یخ محکم نیست
you are written
حق با شما نیست
he has nothing in him
کسی نیست
no sweat
<idiom>
مشکلی نیست
there is no hurry
عجلهای نیست
to make no mention of
ذکری از ان نیست
no wonder
<idiom>
تعجبی نیست
he is none of my friends
او از دوستان من نیست
nihilism
نیست انگاری
it's only me
کسی نیست
niet le fait
کار او نیست
it is unsuitable
مناسب نیست
it has escaped my remembrance
یاد نیست
needn't
لازم نیست
no trouble
زحمتی نیست
inextinct
نیست نشده
ought not
شایسته نیست
it is immaterial
چیزی نیست
it is not half bad
هیچ بد نیست
it is not in good workingorder
دایر نیست
it needs not
لازم نیست
it lies beyond his competence
در صلاحیت او نیست
Nevermind!
مهم نیست !
it is unnecessary
لازم نیست
it is nothing out of the way
غریب نیست
no hurry
عجلهای نیست
my health is tolerable
حالم بد نیست
if you please
اگرزحمت نیست
that depends
معلوم نیست
It's not new.
جدید نیست.
i do not have it in me
از من ساخته نیست
he knows a thing or two
بی تجربه نیست
he is rather i. than sick
ناخوش نیست
he is out of huomor
سر دماغ نیست
static
که پویا نیست
sacred cow
<idiom>
چارهای نیست
it is not subject to review
دران روا نیست
there is no mistaking
جای اشتباه نیست
he is unequal to the task
مرد اینکار نیست
means are not a
وسایل فراهم نیست
that is no great work
کار بزرگی نیست
clara
هدف موجود نیست
there is no question but that.
شکی نیست که) .00000
needle point to say
احتیاج بگفتن نیست
that is no bed of roses
اش دهن سوزی نیست
thereis no end to it
انتهای برای ان نیست
wronging
پیام صحیح نیست
to put out of the way
سربه نیست کردن
The subject under discrssion .
موضوعی که مطرح نیست
wrongs
پیام صحیح نیست
It cant be all that bad.
نه بابا اینقدر هم بد نیست
it does not befit his state
در خور شان او نیست
it tells its own tale
نیازمند به توضیح نیست
an illegible writing
خطی که خوانا نیست
He is nobody. He is a nonentity.
داخل آدم نیست
It is not fair that . . .
آخر انصاف نیست که …
it is unsatisfactory
رضایت بخش نیست
he is unable to speak
قادربسخن گفتن نیست
that is not fair
این انصاف نیست
you need not fear
لازم نیست بترسید
this is not fair
این انصاف نیست
he is not willing to go
مایل برفتن نیست
it is not a to go tncre
رفتن انجامصلحت نیست
it does not befit me to
شایسته من نیست که مرانشاید که
that is taken for granted
محتاج بدلیل نیست
that is not the word for it
لغتش این نیست
that is not the question
موضوع این نیست
i dont care a pin
مرا پروایی نیست
that is not my a
این کارمن نیست
isn't he there
ایا او اینجا نیست
is it not
ایا چنین نیست
rast
هیج همچوچیزی نیست
that in nothing to me
پیش من چیزی نیست
he is indisposed to go
اماده رفتن نیست
he is indisposed to go
مایل نیست برود
if you dont object
اگر مانعی نیست
that is not the case
مطلب چنین نیست
it does not s. the condition
واجدان شرایط نیست
the house is occupied
خانه خالی نیست
it goes without saying
نیازمند بگفتن نیست
it is not a picnic
کار اسانی نیست
it is never the worse
دیگر بدتر که نیست
it is never the worse
هیچ بدتر نیست
needle point to say
لازم نیست بشمابگویم که
it is inadvisable to say that
گفتن ان مقتضی نیست
it is inadvisable to say that
گفتن ان مصلحت نیست
i am out of sorts
حالم خوب نیست
he is not of that stamp
ازان جنس نیست
i am out of sorts
خلقم بجا نیست
it is beyond retrieve
جبران پذیر نیست
it is not very hard
چندان سخت نیست
no one is here
هیچکس اینجا نیست
he is nod
اهل انظباط نیست
it goes without saying
محتاج بذکر نیست
iam pretty well
نسبه حالم بد نیست
wrong
پیام صحیح نیست
unwanted
آنچه لازم نیست
you're telling me
<idiom>
احتیاج نیست به من بگی
The scales are not even .
ترازو میزان نیست
He is a quitter .
مرد میدان نیست
It is not known yet . It is not settled yet .
هنوز معلوم نیست
It is nothing to speak of .
چیز قابلی نیست
To her , abI'llon tomans is a mere trifle .
قابل نوشیدن نیست
She couldnt care less . she is totally unconcerned .
عین خیالش نیست
She takes no thought for tomorrow .
بفکر فردایش نیست
It is not possible ( feasible , practicable) .
اینکار عملی نیست
used
آنچه جدید نیست
lightweight
آنچه سنگین نیست
lightweights
آنچه سنگین نیست
He is not to blame for this.
تقصیر او
[مرد ]
نیست.
This isn't clean.
این تمیز نیست.
This isn't fresh.
این تازه نیست.
no reply necessary
[NRN]
نیازی به پاسخ نیست.
oughtn't
نبایستی شایسته نیست
This isn't mine.
این مال من نیست.
It cannot be trifled with . It is no joking matter.
شوخی بردار نیست
He couldnt care less. He doesnt give (care)a damn.
عین خیالش نیست
It is not to your advantage.
مقرون بصرفه نیست
He does not belong here.
جای ؟ واینجا نیست
His honest is beyond question.
دردرستی اوحرفی نیست
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com