English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 81 (8 milliseconds)
English Persian
Of all sorts. Of every description. جور واجور ( جور به جور ؟ گوناگون )
Other Matches
sundry گوناگون
varied گوناگون
odd and ends گوناگون
variate گوناگون
heterochromous گوناگون
varicolored گوناگون
various گوناگون
miscellaneous گوناگون
variegated گوناگون
multifarious گوناگون
pied گوناگون
multiple گوناگون
mixtilineal گوناگون خط
sundries گوناگون
diverse گوناگون
protean گوناگون
miscellaneously بطور گوناگون
varietal گوناگون پر از تنوعات
variegated colours رنگهای گوناگون
varia مطالب گوناگون
under various titles به عناوین گوناگون
undervarious بعناوین گوناگون
varia اشیا گوناگون
variant گوناگون مختلف
oddments مواد گوناگون
diversified گوناگون ساختن
diversifies گوناگون ساختن
wide-ranging متنوع - گوناگون
diversify گوناگون ساختن
multiple چندلا گوناگون
diversifying گوناگون ساختن
versicolor برنگهای گوناگون
here and there <idiom> درمکانهای گوناگون
miscellany مجموعهای از مطالب گوناگون
miscellanies مجموعهای از مطالب گوناگون
humoursomeness حالات ویژه گوناگون
sundry اقلام متفرقه گوناگون
variform گوناگون مختلف الشکل
various books کتابهای گوناگون یا مختلف
polyphagia خورنده غذاهای گوناگون
heterochromous دارای رنگهای گوناگون
manifoldly بطور متعدد یا گوناگون
polyvalent دارای پادگن ها یا پادتنهای گوناگون
to compare apples and oranges <idiom> چیزهای کاملا گوناگون را با هم برابرکردن
catchall فرف یامخزن اشیاء گوناگون
symposia مقالات گوناگون درباره یک موضوع
symposium مقالات گوناگون درباره یک موضوع
varied دارای رنگهای گوناگون رنگارنگ
symposiums مقالات گوناگون درباره یک موضوع
job lots کالاهای گوناگون که یک جاخریداری میشود
job lot کالاهای گوناگون که یک جاخریداری میشود
multi purpose vehicle وسیله نقلیه برای اهداف گوناگون
Reforms are needed in various directions. تغییراتی ؟ رجهات گوناگون لازم است
redundancy تکراراطلاعات میان فایلهای گوناگون افزونگی
combination carrier کشتی که کالاهای گوناگون حمل مینماید
redundancies تکراراطلاعات میان فایلهای گوناگون افزونگی
omnibus bill لایحه قانونی که مسائل گوناگون در بر دارد
moto scramble مسابقه چند بخشی درمسیرهای گوناگون
progressive attack پیشروی شمشیرباز با حرکات تهاجمی گوناگون
universal provider سوداگری که در همه چیزیادرکالاهای گوناگون معامله میکند
He gets paid wering different hats . به عنوان های گوناگون حقوق دریافت می کند
varriform دارای چندین شکل گوناگون مختلف الشکل
to ring the changes کاری راتا انجا که بتوان باشکال گوناگون انجام دادن
input output table بین بخشهای گوناگون اقتصادی را مشخص و اندازه گیری میکند
heteromorphic جور بجور شونده دارای شکلهای گوناگون جانوران دگردیس
hexapla کتاب شش متنی که متنهای گوناگون رادرستونهای موازی نشان دهد
jumble shop دکانی که خرده ریز و کالای گوناگون ارزان و نیمدار دران میفروشند
panopticon نمایشگاه کالای گوناگون اسبابی که دوربین و ریزبین هردودران جمع میشود
instructional computing فرایند اموزشی تدریس مراحل گوناگون علم کامپیوتر وپردازش داده به افراد
montage قطعه ادبی یا موسیقی مرکب از قسمتهای گوناگون تهیه عکسهای بهم پیوسته
montages قطعه ادبی یا موسیقی مرکب از قسمتهای گوناگون تهیه عکسهای بهم پیوسته
redundant information یک پیام بیان شده به روشی که اساس اطلاعات بطرق گوناگون یافت میشود
boilerplate قطعهای از متن که بارهاکلمه به کلمه در سندهای گوناگون استفاده میشودورق اهن دیگ بخار
maypole تیری که باگلهای گوناگون اراسته ودر روز یکم ماه مه درمیدان شهربدوران میرقصند
p system سیستم عامل ریزکامپیوتری باامتیاز اساسی که برنامههای نوشته شده برای ان روی محدوده گستردهای ازماشینهای گوناگون کار میکند
hypercard نوعی محیط برنامه نویسی که تمام شکلهای گوناگون اطلاعات را به صورت پشته هایی از کارت شاخص دارسازمان میدهد هایپرکارت
compaq computer corporation شرکت کامپیوتری کامپک شرکت سازنده انواع گوناگون ریزکامپیوتر سازگار باریزکامپیوتر
the incidents of a journey رویدادهای یک مسافرت اتفاقات جزئی و گوناگون یک مسافرت
mask design اخرین مرحله از طراحی مدارمجتمع که به وسیله ان طرح مدار از طریق پوششهای چندگانه مربوط به لایههای گوناگون مدار مجتمع تحقق می یابد
elegant یک برنامه با کمترین مقدارحافظه اصلی طراحی یک برنامه کارا که با کم کردن تعداد دستورالعملهای بکاربرده شده برای انجام کارهای گوناگون از حداقل ممکن حافظه اصلی استفاده کند
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com