Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 192 (9 milliseconds)
English
Persian
carbon arc lead burning
جوش سرب با جرقه کربن
Search result with all words
carbon arc welding
جوشکاری با جرقه کربن
Other Matches
decarburizing
گرم کردن اهن یا فولاد کربن تا دمای کافی برای سوختن یا اکسید شدن کربن
carbon
کربن
radiocarbon
کربن 41
invar
کربن
carbon monoxide
منواکسید کربن
carbon fixed
کربن ثابت
carbon deposite
لایه کربن
carbon cycle
سیکل کربن
asymmetric carbon
کربن بی تقارن
cabonic
حاصل از کربن
carbinol carbon
کربن کربینول
carbon dioxide
دی اکسید کربن
radiocarbon
کربن پرتوزا
decarburize
کربن گرفتن
decarburization
کربن گیری
carbon holder
پایه کربن
anomeric carbon
کربن انومری
carbonaceous
کربن دار
active carbon
کربن فعال
carbon free
کربن ازاد
carbonize
کربن سازی
carburization
ترکیب با کربن
acetylenic carbon
کربن استیلنی
tertiary carbon
کربن 3 درجه
secondary carbon
کربن 2 درجه
recarburizer
کربن دهنده
primary carbon
کربن 1 درجه
arc lamp carbon
کربن لامپ قوسی
cored carbon
کربن هسته دار
secondary carbon
کربن نوع دوم
carbureted steel
پولاد کربن دار
carboning a lamp
کربن گذاری لامپ
carbonate
بصورت کربن دراوردن
surface decarburization
کربن گیری سطحی
activated charcoal
کربن فعال شده
CFCs
مخفف کلروفلورو کربن
ultra high carbon steels
فولادهای فرا- پر- کربن
CFC
مخفف کلروفلورو کربن
crater in positive carbon
گودی کربن مثبت
plain carbon steel
فولاد کربن غیرالیاژی
primary carbon
کربن نوع اول
high carbon steel
فولاد با کربن زیاد
hydro carbon
ترکیب هیدروژن و کربن
tertiary carbon
کربن نوع سوم
recarburize
کربن گیری مجدد
iron carbon diagram
نمودار اهن- کربن
iron carbon alloy
الیاژ اهن و کربن
activated carbon
کربن فعال شده
high carbon steel
فولادی با میزان کربن 5/0%تا 50/1%
carbide
ترکیبی از کربن و چند عنصرفلزی
carbon arcwelding
جوش قوسی بوسیله کربن
ingot iron o.steel
فولاد کربن گیری شده
ethylene
هیدرو کربن اشباع نشده
hypercapnia
افزایش کربن اکسید در خون
carbohydrates
ترکیبات خنثی کربن واکسیژن وهیدرژن
carbohydrate
ترکیبات خنثی کربن واکسیژن وهیدرژن
gutta percha
هیدرو کربن صمغ گیاهی درختان مختلف
dry ice
یخی که از جامدکردن اکسید دو کربن بدست میاید
sparker
جرقه زن
nonsparking
ضد جرقه
ignescent
جرقه زن
ignition spark
جرقه
twinkler
جرقه زن
scintilla
جرقه
sparking
جرقه
sparks
جرقه
coughs
جرقه
spark
جرقه
coughing
جرقه
cough
جرقه
sparkler
جرقه زن
sparklers
جرقه زن
coughed
جرقه
sparked
جرقه
scintillation
جرقه برق
misfire
جرقه ناگیری
scintillator
جرقه زننده
misfired
جرقه ناگیری
scintillate
جرقه زدن
scintillant
جرقه زننده
induction spark
جرقه القائی
inductive spark
جرقه القائی
scintillating
جرقه زننده
jump spark
جرقه جهنده
misfires
جرقه ناگیری
non arcing lightning arrester
برقگیر بی جرقه
non arcing metal
فلز بی جرقه
sparkled
تلالو جرقه
sparkle
تلالو جرقه
solar flare
جرقه خورشیدی
spark arrester
جرقه خاموش کن
arcs
هلال جرقه
arc
هلال جرقه
wipe spark
جرقه لغزشی
striking
جرقه گیری
puncturing
خلش جرقه
punctures
خلش جرقه
puncture
خلش جرقه
spunkie
جرقه اتش
sparklet
جرقه کوچک
spark condenser
خازن ضد جرقه
spark control
نافم جرقه
punctured
خلش جرقه
spark gap
دهانه جرقه
spark intensifier
جرقه افزا
spark setting
تنظیم جرقه
spark voltage
ولتاژ جرقه
ignition
جرقه زنی
sparkish
جرقه وار
strikingly
جرقه گیری
back fire
پس زدن جرقه
arc back
پس زدن جرقه
sparks
جرقه زدن
helium flash
جرقه هلیومی
sparked
جرقه زدن
spark
جرقه زدن
sparkles
تلالو جرقه
sparking
تولید جرقه
contact sparking
جرقه کنتاکت
igniting spark
جرقه احتراق
ignition gap
فاصله جرقه
arcing
جرقه زدن
blow out magnet
مغناطیس جرقه
ignition spark gap
فاصله جرقه
frying of arc
صدای جرقه
flaming of arc
اشتعال جرقه
flashing over
جهش جرقه
ignition spark
جرقه احتراق
sparkling
جرقه دار
to trap something
[e.g. carbon dioxide]
چیزی را گرفتن
[جمع کردن]
[برای مثال دی اکسید کربن ]
anthracite
زغال سنگ نسبتا خالص که حاوی تاحدود 59% کربن میباشد
breakdown voltage
ولتاژ جرقه زنی
disruptive voltage
ولتاژ جرقه زنی
magnetic coil
بوبین میراکننده جرقه
sparked
بارقه جرقه زدن
sparkless commutation
جابجاگری بدون جرقه
sphere gap
دهانه جرقه کروی
auxiliary spark gap
دهانه جرقه یدکی
sparklers
اتشبازی جرقه دار
arcing of brusher
جرقه زدن زغالها
snappier
باروح جرقه دار
variable spark
جرقه تنظیم پذیر
snappiest
باروح جرقه دار
snappy
باروح جرقه دار
toughen by sparks
سخت گردانی با جرقه
interrupter timing
میزان کردن جرقه
sparks
بارقه جرقه زدن
sparkler
اتشبازی جرقه دار
spark quenching condenser
خازن جرقه گیر
jump spark distributor
دلکو با جرقه جهنده
ignition distributer
دلکو مقسم جرقه
sparking of brushes
جرقه زدن زغالها
jump spark ignition
احتراق با جرقه جهنده
quenching condenser
خازن جرقه گیر
inductance component of spark
پخش القایی جرقه
re striking voltage
ولتاژ بازگیری جرقه
spark timing
میزان کردن جرقه
spark advance & retard
میزان کردن جرقه
rotary spark gap
دهانه جرقه گردان
ignescent
جرقه دار اتشی
capacity component of spark
بخش فرفیتی جرقه
spark
بارقه جرقه زدن
ignition timing
میزان کردن جرقه
magneto
دستگاه ایجاد جرقه اتومبیل
ignition circuit
مدار سیستم جرقه زنی
triggered spark gap
دهانه جرقه ماشه دار
quenched spark gap
دهانه جرقه سرد شده
ignition switch
کلید سیستم جرقه زنی
ignition battery
باطری سیستم جرقه زنی
ignition cable
سیم سیستم جرقه زنی
anode breakdown voltage
ولتاژ جرقه زنی اند
dynamo battery ignition unit
سیستم جرقه زنی دینام -باطری
nonsparking
ضد تولید جرقه غیر هادی الکتریسیته
ignition over voltage
فشار قوی برای سیستم جرقه زنی
incendivity
خاصیت اتش زنی که در جرقه الکتریکی هست
to strike a spark out of
جرقه یابرق دراوردن از واداربه گفتن سخنان یکرکردن
nitralloy
قطعات نیتریده شده حاوی مقادیر جزئی کربن الومینیوم کرم منیزیوم و احتمالا گوگردو غیره
hyperventilation
تنفس زیاد بطوریکه مقدار دی اکسید کربن در خون از مقدارعادی ان کمتر میشود و سبب تشنج سرگیجه و غش میگردد
carbon tracking
باقیمانده بسیار ناچیز کربن که در اثر تخلیه الکتریکی درداخل دینام دلکو یا محفظه شمع باقی میماند
coming in speed
حداقل سرعت گردش مگنتوبرای تامین ولتاژ لازم جهت جرقه زدن همزمان تمام شمع ها
spark printer
چاپگر حرارتی که حروف را روی کاغذ حرارتی با جرقه الکتریکی تولید میکند
carbon steel
فولاد کربن یا فولاد سخت
Fustat rug
فرش فسطاط
[فرش فسطاط پس از آزمایش کربن قدیمی ترین فرش دنیا بعد از پازیریک شناخته شده و به قرن هفدهم میلادی نسبت داده می شود.]
sparkle
جرقه زدن چشمک زدن
sparkled
جرقه زدن چشمک زدن
sparkles
جرقه زدن چشمک زدن
flake
جرقه پوسته پوسته شدن
flaked
جرقه پوسته پوسته شدن
flaking
جرقه پوسته پوسته شدن
flash tube
لوله حامل جرقه چاشنی لوله رابط چاشنی با خرج انفجار
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com