English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 234 (22 milliseconds)
English Persian
border حاشیه دار کردن
bordered حاشیه دار کردن
bordering حاشیه دار کردن
fringe حاشیه دار کردن
fringes حاشیه دار کردن
Search result with all words
indent شروع کردن یک خط متن با فضایی در حاشیه سمت چپ
indenting شروع کردن یک خط متن با فضایی در حاشیه سمت چپ
indents شروع کردن یک خط متن با فضایی در حاشیه سمت چپ
right مرتب کردن متن و حروف خالی به طوری که حاشیه سمت راسب مستقیم قرار گیرد
righted مرتب کردن متن و حروف خالی به طوری که حاشیه سمت راسب مستقیم قرار گیرد
righting مرتب کردن متن و حروف خالی به طوری که حاشیه سمت راسب مستقیم قرار گیرد
margin اندک حاشیه دار کردن
margin مشخص کردن اندازه و حاشیه
margins اندک حاشیه دار کردن
margins مشخص کردن اندازه و حاشیه
commentate حاشیه نوشتن یادداشت کردن
commentated حاشیه نوشتن یادداشت کردن
commentates حاشیه نوشتن یادداشت کردن
commentating حاشیه نوشتن یادداشت کردن
flounce چین دار کردن حاشیه لباس
flounced چین دار کردن حاشیه لباس
flounces چین دار کردن حاشیه لباس
flouncing چین دار کردن حاشیه لباس
faggot ریشه کردن حاشیه پارچه
faggots ریشه کردن حاشیه پارچه
fagot ریشه کردن حاشیه پارچه
skirt دامن دار کردن حاشیه گذاشتن به
skirted دامن دار کردن حاشیه گذاشتن به
skirts دامن دار کردن حاشیه گذاشتن به
lacevi بستن با بند سفت کردن حاشیه دارکردن
left justification زوج کردن حاشیه سمت چپ متن
purfle حاشیه دوزی کردن
purfle حاشیه راتزئین کردن
tat دارای حاشیه توری کردن
Other Matches
rosette border حاشیه گل و بوته [اینگونه حاشیه ها هم بوصرت کاملا متقارن با استفاده از گل های باز شده بزرگ و کوچک و هم بصورت پیچشی قسمت حاشیه را تزئین می کند.]
Zipper selvage حاشیه زیپ شکل [در مناطق کرد نشین شرق ترکیه عده ای از بافندگان حاشیه های فرش خود را بصورت دندانه زیپ می بافند بطوری که کل حاشیه شکل یک زیپ بسته را نشان می دهد.]
minor border حاشیه فرعی [حاشیه کناری] [این طرح بصورت نواری باریک در کنار حاشیه اصلی قرار دارد و تعداد آن بستگی به محل بافت و نوع طرح متفاوت است. معمولا بین دو تا هشت عدد متغیر است.]
Kufic border حاشیه کوفی [این نوع حاشیه بافی دیگر کمتر رایج بوده و اقتباسی است از خط کوفی]
ragged متن چاپ شده با حاشیه سمت راست هم سطح و حاشیه سمت چپ غیر مسط ح
ragged متن چاپ شده با حاشیه سمت چپ هم سطح , حاشیه سمت راست غیر مسط ح
friezes حاشیه تزیینی حاشیه کتیبه
frieze حاشیه تزیینی حاشیه کتیبه
turtle border حاشیه سماوری [در بعضی از فرش های ساروق، هراتی و مناطق دیگر در حاشیه از طرححی سماور کل استفاده می کنند که عده ای آنرا شبیه لاک پشت نیز دانسته اند.]
cloud band border [حاشیه ترکیبی از شکل نعل اسب و ابر آسمان بصورت امواج و شکل اس لاتین که کل فضای حاشیه را پر می کند . این طرح در قالی بافته شده در قرن شانزدهم میلادی در ایران نیز مشاهده شده است.]
reciprocal border حاشیه قرینه [گاه لبه انتهایی فرش بصورت اشکال قرینه و تکراری جفتی تزئین می شود و نوع شکل انتخابی گردا گرد فرش را می پوشاند. تنوع رنگی این نوع حاشیه در مراکز بافت مختلف، متفاوت می باشد.]
Herati border طرح حاشیه هراتی [این حاشیه یا با استفاده از گل های شاه عباسی و یا بصورت پیچشی از گل ها، شکوفه ها و پیچک های اسلیمی که برگ های شاه عباسی از آن آویزان شده اند جلوه گر شده.]
gadroon اشکال تزئینی محدب حاشیه بشقاب و فروف قدیمی اشکال تزئینی محدب حاشیه یقه
rainbow border حاشیه رنگین کمان [در فرش های چینی گاه در پایین فرش و گاه اطراف حاشیه فرش را با رنگ های مختلف تزئین می کنند که حالتی از رنگین کمان را نشان میدهد.]
outskirt حاشیه
postil حاشیه
fringe حاشیه
fringes حاشیه
listel حاشیه
list حاشیه
skirted حاشیه
apostil حاشیه
braid حاشیه
marginate حاشیه
bordering حاشیه
margine حاشیه
border حاشیه زه
bordered حاشیه
braids حاشیه
bordering حاشیه زه
marginal note حاشیه
skirter حاشیه رو
bordered حاشیه زه
draft حاشیه
draught حاشیه
selvage حاشیه
selvedge حاشیه
margent حاشیه
border line خط حاشیه
border حاشیه
braided حاشیه
brims حاشیه
brink حاشیه
marginally در حاشیه
kerb=curb حاشیه
skirts حاشیه
rand حاشیه
marge حاشیه
margins حاشیه
skirt حاشیه
brim حاشیه
brimmed حاشیه
brimming حاشیه
gloss حاشیه
marginal حاشیه
margin حاشیه
frilling حاشیه
fimbriation حاشیه
rim حاشیه
rims حاشیه
verges حاشیه
verge حاشیه
margent حاشیه کتاب
bleeding edge حاشیه نقشه
frills حاشیه دوختن بر
marginal وابسته به حاشیه
border حاشیه گذاشتن
friezes حاشیه ارایشی
marginalia یادداشتهای حاشیه
sewing حاشیه دوزی
divagation حاشیه روی
to leave a margin حاشیه گذاشتن
marge حاشیه دارکردن
hemming حاشیه دارکردن
frizzly حاشیه دار
frizzy حاشیه دار
marginalized در حاشیه قراردادن
buffer distance حاشیه امنیت
frilled حاشیه دار
braid نوار حاشیه
fringed حاشیه دار
impluse margine حاشیه ایمپولز
frieze حاشیه ارایشی
braids نوار حاشیه
drawnwork حاشیه دوزی
braided نوار حاشیه
bordered حاشیه گذاشتن
border حاشیه فرش
emarginate برداشتن حاشیه از
gloss حاشیه نوشتن بر
bordering حاشیه گذاشتن
anconis حاشیه تزئین
marginalised در حاشیه قراردادن
limbate حاشیه دار
rim لبه حاشیه
annotating حاشیه نوشتن
annotates حاشیه نوشتن
annotated حاشیه نوشتن
annotate حاشیه نوشتن
ancon حاشیه تزئین
profit margin حاشیه سود
marginalising در حاشیه قراردادن
marginalize در حاشیه قراردادن
marginalizes در حاشیه قراردادن
kerbs حاشیه پیاده رو
fimbriate حاشیه دار
fimbriated حاشیه دار
laciniated حاشیه دار
laciniate حاشیه دار
unresolved corners حاشیه متقاطع
kerb حاشیه پیاده رو
rims لبه حاشیه
profit margins حاشیه سود
marginalizing در حاشیه قراردادن
lister حاشیه دوز
marginally بطور حاشیه
hems حاشیه دارکردن
offsetting حاشیه صحافی
rimmed حاشیه دار
frill حاشیه دوختن بر
circumstantiality حاشیه پردازی
annotation حاشیه نویسی
offset حاشیه صحافی
annotations حاشیه نویسی
fringy حاشیه دار
fixing حاشیه ریشه
marginalises در حاشیه قراردادن
edging حاشیه یابی
scholiast حاشیه نویس
hem حاشیه دارکردن
annotator حاشیه نویس
edgings حاشیه یابی
hemmed حاشیه دارکردن
sheetlines خطوط حاشیه نقشه
purfle ارایش حاشیه دوزی
friezes حاشیه زینتی دادن به
tots سرجمع حاشیه نویسی
crisfate دارای حاشیه موجی
repand دارای حاشیه موجی
chitlings حاشیه چین دار
candlewick نخ پنبهای حاشیه دوزی
tot سرجمع حاشیه نویسی
chitlins حاشیه چین دار
cylinder skirt حاشیه یا دامنه سیلندر
chitterlings حاشیه چین دار
cushion-course [حاشیه تزئینی نازبالش]
anathyrosis تراشیدن حاشیه سنگ
frieze حاشیه زینتی دادن به
binding offset حاشیه جبران شیرازه
sinuate دارای حاشیه موجی
annotation symbol علامت حاشیه نویسی
to margin the text of a book در حاشیه گذاشتن کتاب
solvency margin حاشیه عدم اعسار
fuller حدیده حاشیه دار
tatting توری حاشیه لباس
tat حاشیه توری گذاشتن
frill حاشیه چین دار
drawnwork حاشیه توری پارچه
frills حاشیه چین دار
edge of rug لبه و حاشیه فرش
crab border حاشیه خرچنگی [فرش]
tat توری حاشیه بافتن
furbelow حاشیه چین دار
fretwork برجسته کاری حاشیه گذاری
purls حاشیه حلقه دود یا بخار
purl حاشیه حلقه دود یا بخار
notations بخاطر سپاری حاشیه نویسی
elevation of security بالا بردن حاشیه امنیت
purling حاشیه حلقه دود یا بخار
purled حاشیه حلقه دود یا بخار
notation بخاطر سپاری حاشیه نویسی
froufrou حاشیه دوزی حشو وزوائد
fimbria حاشیه ریشه دار شرابه
border break ادامه محوطه نقشه تا حاشیه ان
panel قاب گذاردن حاشیه زدن به
antepagment حاشیه های تزئینی درگاه
panels قاب گذاردن حاشیه زدن به
antepagmentum حاشیه های تزئینی درگاه
rims لبه داریا حاشیه دارکردن
rim لبه داریا حاشیه دارکردن
page با قالب و حاشیه و نمایش گرافیکی مختلف
welts حاشیه چرمی دور چیزی مغزی
pages با قالب و حاشیه و نمایش گرافیکی مختلف
edge لبه اسکی حاشیه صفحه شطرنج
paged با قالب و حاشیه و نمایش گرافیکی مختلف
lambrequin نقوش رنگی حاشیه فروف چینی
binds حاشیه پهن در یک صفحه چاپ شده
soutache حاشیه دوزی زری ویراق لباس
bind حاشیه پهن در یک صفحه چاپ شده
welt حاشیه چرمی دور چیزی مغزی
edges لبه اسکی حاشیه صفحه شطرنج
architrave-cornice [پیشانی ستون بدون حاشیه ی تزئینی]
justifying چاپ گرفتن با حاشیه سمت چپ مستقیم
bleeding edge حاشیه مخصوص ثبت اطلاعات حاشیهای
minimum clearance حداقل حاشیه امنیت بالای مانع
oil scraper رینگی در پایین یا حاشیه پایینی پیستون
justifies چاپ گرفتن با حاشیه سمت چپ مستقیم
justifies چاپ با حاشیه مستقیم در سمت راست
purfling حاشیه ارایش دارخاتم کاری شده
justifying چاپ با حاشیه مستقیم در سمت راست
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com