Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 164 (8 milliseconds)
English
Persian
deprecatory
حاکی از نارضایتی یا بی میلی
Other Matches
incommodity
نارضایتی
discontent
نارضایتی
discontentedly
ازروی نارضایتی
dissatisfaction
ناخشنودی نارضایتی
repinningly
از روی نارضایتی
displeasure
ناخشنودی نارضایتی
unwillingness
بی میلی
disapprobation
بی میلی
reluctance
بی میلی
discretional
میلی
milli
میلی
disrelish
بی میلی
inappetence
بی میلی
indisposedness
بی میلی
grudge
بی میلی
dismays
بی میلی
dismayed
بی میلی
grudges
بی میلی
reluctancy
بی میلی
disaffection
بی میلی
disinclination
بی میلی
indisposition
بی میلی
indispositions
بی میلی
grudged
بی میلی
lassitude
بی میلی
dismay
بی میلی
dismaying
بی میلی
afraid
از روی بی میلی
anaphrodisia
بی میلی جنسی
inclination compass
قطبنمای میلی
half heartedness
بی میلی سردی
unwillingly
از روی بی میلی
listlessness
بی علاقگی بی میلی
millimicron
میلی میکرون
millimicrosecond
میلی میکروثانیه
milliroentgen
میلی رونتگن
millisecond
میلی ثانیه
millivolt
میلی ولت
mmn
میلی میکرون
mv
میلی ولت
reluct
بی میلی نشاندادن
millibar
میلی بار
millimeter
میلی متر
m.h.
میلی هانری
mh
میلی هنری
millihenry
میلی هنری
milisecond
میلی ثانیه
milliammeter
میلی امپرسنج
distaste
بی میلی بدامدن
milliampere
میلی امپر
ribbed
میل میلی
hang back
بی میلی نشان دادن
millivoltmeter
میلی ولت سنج
with a bad grace
به اکراه ازروی بی میلی
illative
حاکی
illation
حاکی
significative of
حاکی از
symbolic
حاکی
significative
حاکی
prelusive
حاکی
redolent
حاکی
indicative
حاکی
symptomatic
حاکی
symbolically
حاکی
milliequvalent weight
وزن هم ارز میلی گرمی
symbolizing
حاکی بودن از
symbolized
حاکی بودن از
suspicious
حاکی ازبدگمانی
representative
حاکی از مشعربر
representatives
حاکی از مشعربر
it is typical of
حاکی است بر
bode
حاکی بودن از
portend
حاکی بودن
portended
حاکی بودن
illiative
حاکی از نتیجه
symbolizes
حاکی بودن از
portending
حاکی بودن
hungered
[arch]
حاکی از گرسنگی
symbolize
حاکی بودن از
symbolising
حاکی بودن از
pained
حاکی از درد
purport
حاکی بودن از
purported
حاکی بودن از
purporting
حاکی بودن از
separative
حاکی از جدایی
purports
حاکی بودن از
reminiscent of slavery
حاکی از بردگی
smell
حاکی بودن از
smelled
حاکی بودن از
smelling
حاکی بودن از
presageful
حاکی از فال بد
smells
حاکی بودن از
symbolised
حاکی بودن از
symbolises
حاکی بودن از
portends
حاکی بودن
bespeak
حاکی بودن از
triumphal
حاکی از پیروزی
hungry
حاکی از گرسنگی
betoken
حاکی بودن از
evidentiary
دال حاکی
expessive
حاکی نماینده
hungriest
حاکی از گرسنگی
unexpressive
غیر حاکی
hungrier
حاکی از گرسنگی
condemnatory
حاکی ازمحکومیت
impenitence
بی میلی نسبت بتوبه توبه ناپذیری
my unwillingness to study
بی میلی من نسبت بتحصیل بیزازی من از تحصیل
foreshadow
از پیش حاکی بودن از
foreshadowing
از پیش حاکی بودن از
significantly
قابل توجه حاکی از
abdicative
حاکی ازکناره گیری
foreshadows
از پیش حاکی بودن از
expressive
حاکی اشاره کننده
significant
قابل توجه حاکی از
symptomatic
حاکی از علائم مرض
emblematic
حاکی کنایه دار
foreshadowed
از پیش حاکی بودن از
secondary
حاکی از زمان گذشته
liquorish
حاکی ازنوشابه دوستی
ontos
تفنگ 601 میلی متری دو لولهای خودکششی
howtar
خمپاره انداز 701 میلی متری سنگین
signify
حاکی بودن از باشاره فهماندن
hold out
حاکی بودن از خودداری کردن از
signifies
حاکی بودن از باشاره فهماندن
awesome
حاکی از ترس ناشی از بیم
signifying
حاکی بودن از باشاره فهماندن
shipped bill of exchange
بارنامهای که حاکی ازمحموله است
conspiratorial
حاکی از توط ئه وتوط ئه سازی
parliamentary train
قطار راه اهنی که میلی یک PENNY بیشتر از مسافرنمیگیرد
bah
علامت تعجب حاکی ازاهانت و تحقیر
reorder level
مقدارموجودی که حاکی از نیاز به سفارش میباشد
whew
صدای سوت حاکی از حیرت یاتحسین
radiant look
نگاهی که حاکی ازخوشی یاامیدواری باشد
to roll one's eyes
<idiom>
نشان دادن بی میلی
[بی علاقگی]
به انجام کاری
[اصطلاح مجازی]
augural
تفالی مبنی بر پیشگویی حاکی از خیر یا شر در اینده
ink hard terms
اصطلاحات غلنبه که حاکی ازعلم فروشی باشد
to mark good
نشان حاکی از بهادر روی کالا گذاشتن
The capacity of a battery is typically expressed in milliamp-hours.
ظرفیت باتری به طور معمول در میلی آمپر در ساعت بیان می شود.
vivas
حرف ندا حاکی از حسن نیت ودعای خیر
viva
حرف ندا حاکی از حسن نیت ودعای خیر
wows
فریاد حاکی ازخوشحالی و تعجب و حیرت چیز جالب
wowed
فریاد حاکی ازخوشحالی و تعجب و حیرت چیز جالب
wowing
فریاد حاکی ازخوشحالی و تعجب و حیرت چیز جالب
wow
فریاد حاکی ازخوشحالی و تعجب و حیرت چیز جالب
open vertict
رای حاکی ازوقوع جرم بدون تصریح مجرم
gauging rod
میل سنجش) میلی است که مامور رسومات برای اندازه گرفتن عمق نوشاب
open verdict
رای هیات منصفه حاکی ازوقوع جرم بدون تصریح مجرم
PhotoCD
استاندارد ذخیره سازی نگاتیوها یا قط عات فتوگرافیک میلی متی به صورت دیجیتال روی ROM-CD
referendums
حاکی از این که دارای قدرت و دستورات درمورد امر بخصوصی نیست ad-refrendum
referendum
حاکی از این که دارای قدرت و دستورات درمورد امر بخصوصی نیست ad-refrendum
attestation clause
ذکر میشود ومفادا حاکی از ان است که ایشان امضا وی را از هرجهت تصدیق می کنند
referenda
حاکی از این که دارای قدرت و دستورات درمورد امر بخصوصی نیست ad-refrendum
apophasis
افهار مطلبی درعین حالی که گوینده بی میلی خود را نسبت به افهار ان بیان داشته
average clause
عبارتی که در بیمه نامه دریایی درج میشود و حاکی از ان است که برخی از کالاهااز شمول این خسارت خارج میباشد
gloated
نگاه از روی کینه و بغض نگاه عاشقانه و حاکی ازعلاقه
gloating
نگاه از روی کینه و بغض نگاه عاشقانه و حاکی ازعلاقه
gloats
نگاه از روی کینه و بغض نگاه عاشقانه و حاکی ازعلاقه
gloat
نگاه از روی کینه و بغض نگاه عاشقانه و حاکی ازعلاقه
reluctate
مقابله کردن بی میلی کردن
abram's law
این قانون حاکی از اینست که مقاومت یک ملات یا بتن بستگی به وزن اب وبه وزن سیمان در مخلوط ملات دارد
dusters
توپ 04 میلی متری ضدهوایی داستر نوعی توپ ضدهوایی
duster
توپ 04 میلی متری ضدهوایی داستر نوعی توپ ضدهوایی
analphabet
حاکی از بیسوادی بیسوادی
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com