English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (2 milliseconds)
English Persian
tinged with cnvy حساسیت امیز توام بارشک یاحسادت
Other Matches
jealous بارشک
invidiously چنانکه رشک یاحسادت کسیرا برانگیزد
stealing from a protected palce سرقت توام با هتک حرز دزدی توام با هتک حرز
rat race عملیات رقابت امیز عنیف وشتاب امیز
gratulant تهنیت امیز تبریک امیز
expostulatory سرزنش امیز تعرض امیز
tricky خدعه امیز مهارت امیز
incriminatory تهمت امیز اتهام امیز
suasive ترغیب امیز تحریک امیز
trickier خدعه امیز مهارت امیز
trickiest خدعه امیز مهارت امیز
admonitory نصیحت امیز توبیخ امیز
antagonistic خصومت امیز رقابت امیز
gemini توام
joint توام
twinned توام
twin توام
adnate توام
duad توام
mixed توام
gemel توام
geminate توام
biparous توام زا
twin توام کردن
integrated staff ستاد توام
twinned توام کردن
amalgamated توام کردن
integrated training اموزش توام
amalgamate توام کردن
deprived توام با محرومیت
accompanies توام کردن
twain توام دوقلو
intergrowth رویش توام
integrate توام کردن
twin check مقابله توام
integrates توام کردن
twin check بررسی توام
reatrain عملکرد توام
integrating توام کردن
mixed graze توام زمین
mixed air توام هوا
accompanied توام کردن
amalgamates توام کردن
geminate توام کردن
aluminum coating by spraying amalgamate توام کردن
amalgamating توام کردن
accompany توام کردن
easeful توام باراحتی
effective faith ایمان توام باعمل
integrated defense پدافند هوایی توام
participant observation مشاهده توام با مشارکت
twin bill دو مسابقه توام در یک برنامه
hypocritical توام با تدلیس و تزویر
blizzards بادشدید توام بابرف
blizzard بادشدید توام بابرف
charge coupled device دستگاه توام با بار
rainsquall باران توام باتوفان
work relief استراحت توام با کار
conjugate درهم امیختن توام
armstand dive شیرجه توام با بالانس
integrated defense پدافند ازمناطق توام دفاعی
masque نمایش توام با موسیقی ورقص
integrated reservoir operation بهره برداری توام از چندمخزن
kleptolagnia تحریک جنسی توام با دزدی
to wed one quality to onether دوصفت راباهم توام کردن
synergy کار توام اشتراک مساعی
synergism کار توام ودسته جمعی
adnate مربوط باعضاء تناسلی توام
pleuropneumonia ذات الجنب توام با سینه پهلو
rule of reason تفسیر قانونی توام با سوء نیت
auxesis رشد توام باعدم تقسیم یاخته
androgyny وجود دو حالت زنانگی ومردانگی توام
High Mass عشاء ربانی توام با موسیقی وبخور
malicious prosecution پیگرد یا دستگیری توام با سوء نیت
poll degree درجهای که از دانشگاه بگیرندولی با امتیازویژهای توام نباشد
object lessons درسی که با نشان دادن چیزهای موضوع درس توام میشود
object lesson درسی که با نشان دادن چیزهای موضوع درس توام میشود
friction حساسیت
liking حساسیت
elasticity حساسیت
sinsitivity حساسیت
sensitometer حساسیت
sensitiveness حساسیت
sensibility حساسیت
impressibility حساسیت
frictions حساسیت
susceptivity حساسیت
sensitivity حساسیت
allergy حساسیت
sensitivities حساسیت
allergies حساسیت
sensibilities حساسیت
vaude نمایش جوربجور واریته درام کوچکی که توام بارقص واواز باشد
hyposensitize عدم حساسیت
hyperaesthesia ازدیاد حساسیت
increase in sensitivity افزایش حساسیت
inelasticity عدم حساسیت
hyperesthesia ازدیاد حساسیت
hyperesthesia فزونی حساسیت
hypersensitivity حساسیت شدید
impassibility عدم حساسیت
sensitivity میزان حساسیت
allergy حساسیت [پزشکی]
absolute sensitivity حساسیت مطلق
coefficient of elasticity ضریب حساسیت
coloring sensitive حساسیت رنگ
desensitization حساسیت زدایی
differential sensitivity حساسیت افتراقی
dynamic sensitivity حساسیت دینامیک
sensitivities میزان حساسیت
price elasticity حساسیت قیمت
terminal sensitivity حد بیشینه حساسیت
sensitivity training حساسیت اموزی
measuring sensitivity حساسیت سنجش
sensitivity ratio نسبت حساسیت
responsively با تاثر یا حساسیت
luminous sensitivity حساسیت نوری
light sensitive با حساسیت نوری
sensitive دارای حساسیت
sentience حساسیت جسمانی
stress testing تست حساسیت
allergic دارای حساسیت به
static sensitivity حساسیت استاتیک
protopathic sensitivity حساسیت ابتدایی
photosensitivity حساسیت به نور
keenness ذکاوت حساسیت
allergic وابسته به حساسیت
thermotropism حساسیت نسبت به گرما
sensibility to praise حساسیت نسبت به ستایش
hay fever [med.] حساسیت فصلی [پزشکی]
sensitivity training group گروه حساسیت اموزی
current sensitivity of a crystal rectifi حساسیت یکسوکننده بلورین
systematic desensitization حساسیت زدایی منظم
static luminous sensitivity حساسیت نوری استاتیک
spectral sensitivity characteristic مشخصه حساسیت مرئی
somesthesis حساسیت به حسهای بدنی
t group گروه حساسیت اموزی
allergic rhinitis [med.] حساسیت فصلی [پزشکی]
pollenosis [med.] حساسیت فصلی [پزشکی]
mouses مقابل حساسیت Mouse
pollinosis [med.] حساسیت فصلی [پزشکی]
hayfever [med.] حساسیت فصلی [پزشکی]
mouse مقابل حساسیت Mouse
dynamic luminous sensitivity حساسیت نوری دینامیک
gravimeter حساسیت سنج وزن
anti-histamines داروی ضد حساسیت یا آلرژی
measuring sensitivity حساسیت اندازه گیری
hyperirritable دارای حساسیت شدید
antihistamines داروی ضد حساسیت یا آلرژی
intermediate frequency sensitivity حساسیت فرکانس میانی
allergy حساسیت نسبت بچیزی
allergies حساسیت نسبت بچیزی
neurasthenia سر درد و حساسیت بی مورد
jumpiness حالت بیقراری حساسیت
anti-histamine داروی ضد حساسیت یا آلرژی
k tungsten sensitivity حساسیت تنگستن در 4582کلوین
exquisiteness حساسیت نازکی طبع
meteoropathy حساسیت به تغییرات هوا [پزشکی]
actinautographic دارای حساسیت در مقابل نور
photosensitive دارای حساسیت نسبت به نور
acroesthesia افزایش حساسیت اعضای انتهایی
esthesia فرفیت احساس و ادراک حساسیت
diathesis تمایل یا حساسیت نسبت به چیزی
look زمان حساسیت مدار مین
looks زمان حساسیت مدار مین
looked زمان حساسیت مدار مین
coarse mine نوعی مین دریایی با حساسیت کم
allergy حساسیت نسبت به چیزی [پزشکی]
notche sensitivity index ضریب حساسیت در مقابل شیار
color blind فاقد حساسیت نسبت برنگ
atmosphere related syndrome [ARS] حساسیت به تغییرات هوا [پزشکی]
photosensitize نسبت بنور حساسیت پیداکردن
sensitometry اندازه گیری حساسیت چشم
hyperesthesia حساسیت شدید در یک ناحیه بدن
allergen مادهای که باعث حساسیت میشود
photosensitize بوسیله نور به چیزی حساسیت دادن
hyperirritability حساسیت واستعداد تحریک فوق العاده
sensitivity analysis تحلیل حساسیت در برنامه ریزی خطی
tone-deaf فاقد حساسیت نسبت به اهنگ موسیقی
tone deaf فاقد حساسیت نسبت به اهنگ موسیقی
mantoux test ازمایش درجه حساسیت شخص نسبت به میکرب سل
hyposensitize کم شدن حساسیت نسبت به بعضی مواد موجدحساسیت
hypersensitive دارای حساسیت فوق العاده خیلی حساس
stenotopic دارای حساسیت اندک نسبت به تغییر محیط
class-consciousness دارای حساسیت وتعصب نسبت بطبقه اجتماعی خود
class-conscious دارای حساسیت وتعصب نسبت بطبقه اجتماعی خود
class conscious دارای حساسیت وتعصب نسبت بطبقه اجتماعی خود
case sensitive search جستجو برای حساسیت نسبت به بزرگ یا کوچک بودن حرف
gall حملات مکرر توام با تیراندازی به دشمن بستوه اوردن دشمن
galls حملات مکرر توام با تیراندازی به دشمن بستوه اوردن دشمن
melodramas نمایش توام با موسیقی واوازکه پایانی خوش داشته باشد عشق خوش فرجام
melodrama نمایش توام با موسیقی واوازکه پایانی خوش داشته باشد عشق خوش فرجام
looks زمانی که مدار مین نسبت به عامل انفجار حساسیت نشان میدهد
looked زمانی که مدار مین نسبت به عامل انفجار حساسیت نشان میدهد
look زمانی که مدار مین نسبت به عامل انفجار حساسیت نشان میدهد
stroking حرکت کامل با پارو حرکت توام دست و پا
strokes حرکت کامل با پارو حرکت توام دست و پا
stroke حرکت کامل با پارو حرکت توام دست و پا
stroked حرکت کامل با پارو حرکت توام دست و پا
adaptation توانایی یک وسیله برای تنظیم کردن محدوده حساسیت خود در موقعیتهای مختلف
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com