English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 61 (2 milliseconds)
English Persian
common sensibility حس کلی بدنی
Search result with all words
physical بدنی
physical مربوط به استفاده از تماس یاخشونت بدنی
hit ضربه به توپ یا حریف ضربه بدنی به حریف برای خروج او از بازی ضربه
hits ضربه به توپ یا حریف ضربه بدنی به حریف برای خروج او از بازی ضربه
hitting ضربه به توپ یا حریف ضربه بدنی به حریف برای خروج او از بازی ضربه
dachshund نوعی سگ کوچک با پاهایی کوتاه و بدنی دراز.
dachshunds نوعی سگ کوچک با پاهایی کوتاه و بدنی دراز.
corporal بدنی
corporals بدنی
cruelty در CLعبارت است از سوء رفتار یکی از زوجین با دیگری به نحوی که احتمال منجر شدن ان به صدمات بدنی
syndrome مجموعه علائم بدنی وذهنی مرض
syndromes مجموعه علائم بدنی وذهنی مرض
systemic بدنی
assault حمله بدنی به حریف
assault حمله کردن به کسی به قصدازار بدنی
assaulted حمله بدنی به حریف
assaulted حمله کردن به کسی به قصدازار بدنی
assaults حمله بدنی به حریف
assaults حمله کردن به کسی به قصدازار بدنی
hacking خطای بدنی
bodily بدنی
corporal punishment تنبیه بدنی
corporal punishment کیفر بدنی مجازات بدنی
physical education تربیت بدنی
corporeal بدنی دارای ماده
army standard score نمرات استاندارد و اندازههای بدنی افراد
bodily pain درد بدنی
body type سنخ بدنی
classical seat وضع بدنی سوارکار روی زین
corps a corps تماس بدنی
depressant دژم ساز عامل کاهش دهنده فعالیت بدنی
emotional and physical امور عاطفی و بدنی
eurhythmics حرکات بدنی موزون
eurythmics حرکات بدنی موزون
flesh colour رنگ بدنی
flesh red بدنی رنگ
gestic وابسته بحرکت بدنی
hyperphysical خارق العاده مافوق قوه بدنی ومادی
kinesiology تشریح حرکات بدنی انسان
offensive weapon در CL به هر نوع وسیلهای اطلاق میشود که برای ازار بدنی ساخته یاتغییر داده شده باشد یا حامل ان را برای این منظور حمل کند
orthograde راه رونده با بدنی راست وعمودی
p.exercise پرورش بدنی
personal foul خطای بدنی به حریف
personnel monitoring بازرسی بدنی از افراد
physical characteristics مشخصات زمین خصوصیات بدنی
physical exercise تمرین بدنی
physical inspection بازدید سطحی از بدنه جنگ افزار یا وسیله بازدید بدنی بازدید تاسیسات
physical medicine درمان بدنی و توان بخشی
physical movement حرکت بدنی
physical profile نیمرخ بدنی
physical profile براوردبنیه کلی بدنی یاقدرت بدنی و کارایی
skate off حرکت بطرف حریف و تماس بدنی با او برای دور کردن اواز گوی
so matic بدنی
somatic بدنی
somatic disorders اختلالهای بدنی
somatotype ریخت بدنی
somesthesis حساسیت به حسهای بدنی
touch football نوعی فوتبال با 6 یا 9 بازیگردر هر تیم که سد کردن مجازاست ولی حمله بدنی مجازنیست و فقط لمس حریف کافی است
assault and battery حملهی بدنی
physical appearance منظر بدنی
Partial phrase not found.
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com