English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (17 milliseconds)
English Persian
prohibitive tariff حقوق گمرکی منع کننده
Search result with all words
protective duty حقوق و عوارض حمایتی حقوق گمرکی حمایت کننده حقوقی که جهت حمایت ازکالاهای داخلی وضع میگردد
Other Matches
advalorem duty حقوق گمرکی براساس ارزش کالا حقوق گمرکی از روی قیمت
carnet اسنادی که در حمل بین المللی بکار برده میشود وموقع عبور محموله توسط کامیون از مرزهای متعددمحموله را از پرداخت حقوق گمرکی بین راه معاف می داردومحموله درمقصد باز وحقوق گمرکی مربوطه پرداخت می گردد
customs dutios حقوق گمرکی
customs duty حقوق گمرکی
customs duties حقوق گمرکی
custom duties حقوق گمرکی
customs tariff حقوق گمرکی
drawbacks استرداد حقوق گمرکی
dutiable مشمول حقوق گمرکی
drawback استرداد حقوق گمرکی
preferential duties حقوق گمرکی امتیازی
drawback برگشت حقوق گمرکی
drawbacks برگشت حقوق گمرکی
duties free معاف از حقوق گمرکی
free of charge معاف از حقوق گمرکی
import surcharge حقوق گمرکی اضافه
countervailing duties حقوق گمرکی جبرانی
custom حقوق گمرکی گمرک
duty free فاقد حقوق گمرکی
countervailing duty حقوق گمرکی جبرانی
duty free بخشوده از حقوق گمرکی
Customs and Excise اداره حقوق و عوارض گمرکی
duties on buyer's account حقوق گمرکی به عهده خریداراست
duties paid حقوق گمرکی پرداخت شده
ad valorem duty حقوق گمرکی براساس قیمت کالا
ad valorem duty حقوق گمرکی به نسبت ارزش کالا
Personal effects are duty-free. لوازم شخصی معاف از حقوق گمرکی است
tonnage حقوق گمرکی که از کشتیها به نسبت بارشان دریافت میشود
ddp paid duty delivered تحویل پس از پرداخت حقوق گمرکی
dutiable goods کالایی که حقوق گمرکی یاعوارض دیگربدان تعلق می گیرد
discriminating tariff شیوهای که در ان حقوق گمرکی کالاهای وارداتی متفاوت بایکدیگرست
protect home judustry حمایت صنایع داخلی از طریق وضع حقوق گمرکی سنگین برواردات
out of bond کالاهایی که پس از پرداخت حقوق گمرکی ازمحوطه گمرک خارج شده باشد
preferentialism اصول دادن امتیازات به برخی کشورها نسبت به حقوق گمرکی کالای انها
subsidy حقوق گمرکی اشیا وارداتی و صادراتی معافیت مالیاتی تولیدکنندگان به منظور پایین نگهداشتن قیمتها
customs union مجموعهای از چند کشور که کالاهای یکدیگر را بدون حقوق وعوارض گمرکی وارد و صادرمی کنند
clearance in ward گواهی مامورین گمرک نسبت به کالاهایی که مشمول حقوق گمرکی می شوند قبل از تخلیه و بعد از حمل
warehousing system روشی که به موجب ان کالاهای وارداتی بدون پرداخت حقوق و عوارض گمرکی به مملکت وارد و انبار میشود و این عوارض درموقع عرضه برای فروش اخذ میشود
common low سیستم حقوقی انگلستان که ازحقوق مدنی و حقوق کلیسایی متمایز است زیرا این قسمت از حقوق انگلستان از پارلمان ناشی نشده عرف و عادت حقوق عرفی
public international law حقوق بین الملل عمومی حقوق عام ملل
postliminum قسمت پشت در قانون بازگشت حقوق یاقانون استعاده حقوق یا اعاده وضع حقوقی سابق
detention of pay ممانعت ازپرداخت حقوق توقیف حقوق
harbour dues حقوق اسکله حقوق لنگراندازی
attainder سلب و نفی کلیه حقوق مدنی شخص در موقعی که به علت ارتکاب خیانت یا جنایت به مرگ محکوم میشود محرومیت کامل از حقوق اجتماعی و مدنی
allotment advice پیشنهاد تخصیص حقوق یاپرسنل پیشنهاد سهمیه بندی حقوق یا پرسنل
customs union اتحادیه گمرکی
debenture گواهینامه گمرکی
custom tariff تعرفه گمرکی
customs entry form افهارنامه گمرکی
custom union اتحادیه گمرکی
clearance ترخیص گمرکی
customs duties عوارض گمرکی
customs tariff تعرفه گمرکی
customs duty تعرفه گمرکی
customs agent نماینده گمرکی
tariffs تعرفه گمرکی
treaty duty حق متعارف گمرکی
tariff تعرفه گمرکی
customs duty عوارض گمرکی
bonded ware house انبار گمرکی
bonded good کالای گمرکی
authorized stoppage برداشت قانونی از حقوق افرادکسورات قانونی از حقوق
duty free معاف از عوارض گمرکی
duty free معاف ازحقوق گمرکی
brussels nomenclature تعرفه گمرکی بروکسل
customs declaration افهار نامه گمرکی
customs agent واسطه کارهای گمرکی
customs declaration اظهار نامه گمرکی
tariff عوارض تعرفه گمرکی
tariffs عوارض تعرفه گمرکی
customs broker واسطه امور گمرکی
quayage عوارض گمرکی و دریایی
free of duty معاف از عوارض گمرکی
Nothing to declare همراه نداشتن کالاهای گمرکی
Goods to declare همراه داشتن کالاهای گمرکی
I have nothing to declare. کالای گمرکی همراه ندارم.
free zone منطقهای که ازحقوق گمرکی معاف میباشد
specific duties عوارض گمرکی براساس مشخصات کالا
to bear any customs duties هر گونه عوارض گمرکی را به عهده گرفتن
Do you have nothing to declare? آیا کالای گمرکی همراه دارید؟
to bear all customs duties and taxes تمام عوارض گمرکی و مالیات را به عهده گرفتن
You will have to pay duty on this. شما برای این باید گمرکی پرداخت کنید.
victualling bill پروانه حمل کالائی که درانبار گمرکی موجود باشد
corrector جبرانگر تعدیل کننده تصحیح کننده تنظیم کننده
trade restrictions جلوگیری از ورود کالاهای خارجی به کشور است از طریق وضع قوانین گمرکی و سودبازرگانی
e f t a (european free trade association فنلاند که تعرفه گمرکی و سود بازرگانی را درمعاملات فیمابین خود ازمیان برداشته اند
protective tariffs تعرفه گمرکی که هدف از وضع ان محصولات داخلی و جلوگیری از ورود فراوردههای خارجی باشد
benelux اتحادیه گمرکی بلژیک و هلند و لوکزامبوزگ که کم کم معنی شخصیتهای حقوقی این سه کشور را نیزبه خود گرقته است
begger my neighbour policy سیاستی است که هدفش انتقال مشکل بیکاری به کشور دیگر است مانندافزایش تعرفه گمرکی
reciprocal agreement قراردادی که دو کشور برای توسعه روابط اقتصادی با یکدیگرمنعقد می سازند و بر این مبنا به یکدیگر امتیازاتی ازنظر تعرفه گمرکی و عوارض و تسهیلات می دهند
protectionism دراین مکتب دفاع وحمایت از تعرفههای گمرکی به منظور حمایت صنایع واقتصاد داخلی بعنوان یک وسیله جهت توسعه اقتصادی بشمار می اید
altitude/height hold متوقف کننده سقف پروازهواپیما محدود کننده خودکارارتفاع پرواز هواپیما
inhibitor کنترل کننده سوزش خرج موشک ممانعت کننده ازاشتعال
marshaller هدایت کننده به محل تجمع جمع اوری کننده یکان
propounder ابراز کننده یا مطرح کننده وصیت نامه در دادگاه امورحسبی
quick disconnect coupling کوپلینگی برای لولههای ی سیالات دارای دریچههای مسدود کننده و اجزاء اب بندی- کننده
primers وسیله به کار اندازنده مشتعل کننده گرم کننده
primer وسیله به کار اندازنده مشتعل کننده گرم کننده
sensor گیرنده یادریافت کننده خاطرات حسی ضبط کننده
laws حق حقوق
stipend حقوق
pay check چک حقوق
salary حقوق
jus حقوق
law حق حقوق
rights حقوق
stipends حقوق
laws حقوق
law حقوق
salaries حقوق
paying حقوق
jurisprudence حقوق
duties حقوق
civil حقوق
pays حقوق
pay حقوق
homogeneous computer network یچ کننده و توزیع کننده که همه کانالهای داده آن از پروتکل و نرخ ارسال یکسان استفاده می کنند
makgi boowi نقاط حمله کننده و دفاع کننده تکواندو
detonators منفجر کننده مشتعل کننده چاشنی منفجرکننده
distractive گیج کننده برگرداننده یا اشغال کننده فکر
steam fitter نصب کننده وتعمیر کننده لولههای بخار
del credere وصول کننده مطالبات تضمین کننده طلبها
vasomotor اعصاب تنگ کننده وگشاد کننده رگها
changer دواتصال کننده که اتصال کننده مادگی را به نری
detonator منفجر کننده مشتعل کننده چاشنی منفجرکننده
interceptors هواپیمای رهگیری کننده استراق سمع کننده
interceptor هواپیمای رهگیری کننده استراق سمع کننده
search jammer تولید کننده پارازیت در انتن رادار وسیله جلوگیری کننده از تجسس رادار وسیله جلوگیری کننده از مراقبت
school of law دانشکده حقوق
stipendiary حقوق بگیر
vindication of rights استیفای حقوق
stipendiaries حقوق بگیر
emolument معونت حقوق
emoluments معونت حقوق
natural law حقوق طبیعی
property rights حقوق مالکیت
gentleman of the long robe حقوق دان
gentlemen of the robe حقوق دانها
barristers حقوق دان
barrister حقوق دان
lawfaculty دانشکده حقوق
detention of pay ضبط حقوق
payroll لیست حقوق
civil rights حقوق مدنی
wage bill لیست حقوق
accession الحاق حقوق
leave with pay مرخصی با حقوق
half pay حقوق ناتمام
droppage کسر حقوق
retiring pension حقوق بازنشستگی
breach right تجاوز به حقوق
civil rights حقوق اجتماعی
salary حقوق دادن
indefeasible rights حقوق پا برجا
compensations حقوق و مزد
compensation حقوق و مزد
salaries حقوق دادن
indisputable rights حقوق ثابته
municipal law حقوق داخلی
islamic law حقوق اسلامی
pay order سندپرداخت حقوق
annuitant حقوق بگیر
jurisprudence فلسفه حقوق
retired pay حقوق بازنشستگی
common-law حقوق عرفی
bill of rights اعلامیه حقوق
old age pension حقوق بازنشستگی
common law حقوق غیرمدون
common law حقوق عرفی
common-law حقوق غیرمدون
civi law حقوق مدنی
private law حقوق خصوصی
foreign law حقوق خارجی
written laws حقوق مدون
constitutional law حقوق اساسی
law of obligations حقوق تعهدات
equity تساوی حقوق
equities تساوی حقوق
theory of law فلسفه حقوق
in my presence در حضور من [حقوق]
salaried دارای حقوق
take-home pay حقوق خالص
salary increase افزایش حقوق
law of treaties حقوق معاهدات
rights of throne حقوق سلطنت
jurisprudence حقوق الهی
preventive justice حقوق تامینی
salaried حقوق بگیر
full pay حقوق تمام
underpay کم حقوق دادن
child law حقوق کودک
woman's rights حقوق نسوان
civil low حقوق مدنی
philosophy of law فلسفه حقوق
enfranchisement اعطای حقوق
sources law منابع حقوق
law of the staple حقوق تجارت
salary increase اضافه حقوق
comparative law حقوق تطبیقی
political rights حقوق سیاسی
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com